نویسنده در جریان جنگ حماس و حزبالله بارها نسبت به خطر بالقوه و بالفعل آمریکا و اسرائیل برای ایران هشدار داد و در گفتار و نوشتار از مقامات خواست خطر را جدی بگیرند و فرصت توافق و جلوگیری از جنگ را از دست ندهند، چرا که ممکن است دیگر چنین فرصتی فراهم نشود.
نگارنده زمانی که ترامپ درباره توافق بر سر غنیسازی ضربالاجل ۶۰ روزه برای ایران تعیین کرد و گفت «یا توافق یا بمب»، بهرغم اینکه بیشتر مسئولان آن را بلوف سیاسی میدانستند، نوشت حمله به ایران صورت میگیرد و اگر آن زمان مصالحه صورت میگرفت، نه جنگ رخ میداد و نه مراکز هستهای بمباران میشدند.
اکنون دونالد ترامپ در اقدامی مداخلهجویانه گفته اگر معترضان در ایران کشته شود، او علیه ایران اقدام خواهد کرد، این تهدید را نباید مانند تهدید پیشین ساده گرفت، بلکه باید آن را جدی دانست و تدابیر لازم اندیشید تا در تظاهرات کسی کشته نشود و بهانه به دست ترامپ و اسرائیل داده نشود. مهمتر اینکه از جنگ احتمالی نیز جلوگیری کرد.
اول: اعتراض و تجمع مطابق اصل 27 قانون اساسی آزاد است. حاکمیت میتواند با یک چرخش ۱۸۰ درجه این حق را به رسمیت بشناسد تا شهروندان خواستههای خود را در تظاهرات مسالمتآمیز و قانونی بیان کنند.
دوم: سیاستها و تصمیمگیریهای دهههای گذشته به گونهای بودهاند که مردم را ناراضی و عصبانی کرده است. گرانی دلار، سکه و دیگر اقلام، زندگی را به خطر انداخته است. افراد برای آنکه صدایشان شنیده شود به خیابان آمدهاند. نباید با معترضان برخوردسخت کرد، بلکه اگر امکانش باشد باید با آنان از درِ آشتی و گفتوگو وارد شد.
سوم: آمریکا در دوره بوش پدر در سال ۱۹۸۹، یعنی ۳۶ سال پیش، در چنین روزهایی به پاناما حمله کرد و نوریگا، رهبر نظامی این کشور را بازداشت و به اتهام قاچاق مواد مخدر محاکمه و زندانی کرد.
چهارم: آمریکا در یک عملیات پیچیده، چند ماه پیش خانم ماچادو رهبر اپوزیسیون ونزوئلا را که در مخفیگاه بو د، از آن کشور خارج و به اروپا منتقل کرد. خانم ماچادو، برنده جایزه صلح نوبل، از ترامپ خواست به ونزوئلا حمله کند.
پنجم: روز گذشته کماندوهای آمریکایی با پشتیبانی بمبافکنهای این کشور به چندین مرکز نظامی در ونزوئلا حمله کردند و وارد کاخ ریاستجمهوری شدند. مادورو و همسرش را بازداشت کرده و به آمریکا بردند.
ونزوئلا برای آمریکا اهمیت ویژهای در مناسبات بینالمللی و تغییر موازنه قدرت سیاسی و اقتصادی دارد، بهویژه در تقابل با چین، روسیه و ایران اهمیت دارد. ونزوئلا بزرگترین ذخایر نفتی جهان را دارد؛ ذخایر این کشور بیشتر از روسیه، عربستان و ایران. وقتی آمریکا بر ونزوئلا مسلط شود، و خانم ماچادو را به قدرت برساند و بر چاههای نفت این کشور مسلط شود و کنترل انرژی را در دست خواهد گرفت. آنگاه امریکا میتواند به دشمن اصلی اش که چین است ضربه بزند چون چین از ونزوئلا نفت ارزان میخرید و در مقابل آن کالا به این کشور صادر میکرد همینطور امریکا بعد از مادورو میتواند بر روسیه در زمینه پایان دادن جنگ اوکراین فشار آورد و با عرضه نفت ونزوئلا یک رقیب جدی برای نفت و گاز روسیه به حساب آید و شریان صادران نفت و گاز روسیه به اروپا نیز قطع میشود. چون امریکا از طریق ونزوئلا نفت اروپا را نیز تأمین خواهد کرد. سقوط کاراکاس بدترین ضربه به چین است، زیرا چین بیش از ۷۰ درصد نفت خود را از ونزوئلا خریداری میکند. کوبا نیز نفت ارزان از ونزوئلا دریافت میکند. بنابراین، آمریکا با تسلط بر کاراکاس در واقع کوبا را نیز تحت کنترل خود در خواهد آورد و منافع سه کشور متحد یعنی چین، روسیه و ایران در آمریکای لاتین را قطع خواهد کرد.
آمریکا و اسرائیل در شرایطی همچون «قدرت در دست زنگی مست» قرار دارند. ترامپ رئیسجمهوری نامتعارف است و هر کاری بگوید را بدون چونوچرا اجرا میکند. بنابراین احتمال حمله ترامپ به ایران به بهانه سرکوب معترضان وجود دارد.
روزنامه ستاره صبح روز سوم دی با تیتر «اولتیماتوم ترامپ به مادورو» پیش بینی کرد امریکا مادورو را ساقط خواهد کرد.