مسعود پزشکیان، بعدازظهر امروز چهارشنبه ۲۹ بهمنماه ۱۴۰۴ در نشست «نهضت توسعه عدالت آموزشی» با اشاره به اینکه اگر به خودمان برگردیم میتوانیم مشکلات را حل کنیم و اگر چشم به جای دیگر بدوزیم همین است که هست؛ اظهار داشت: نتیجه چشم دوختن به آن طرف همین میشود که کلنگ زده ایم، پول نداریم تکمیل کنیم و مردم هم از ما ناراضی هستند و میگویند وعده دادهاند و اجرا نکردهاند.
وقتی خودمان اراده کنیم راه پیدا میکنیم
وی با بیان اینکه اگر ما ندانیم چه داریم و چه میتوانیم کنیم نمیتوانیم جهت گیری درستی داشته باشیم؛ به شعری از اقبال با مضمون « مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز/ دامان گل و لاله کشیدن دگر آموز»... اشاره کرد و تصریح کرد: اگر از این چاردیواری که دور خودمان است و تصور میکنیم از جای دیگر باید کمکی بیاید و مشکل را حل کند، بیرون نیاییم مشکلات حل نمیشود.
رئیسجمهور یادآور شد: وقتی خودمان اراده کنیم راه پیدا میکنیم، « وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ».
بچه های ما ارزش و سرمایه هستند
پزشکیان با طرح این سؤال که این راه باید از کجا شروع شود؟ گفت: بچه های ما ارزش و سرمایه هستند، اینها گران قیمت تر و با ارزش تر از هر سرمایه او تمام معادنی هستند که ما داریم.
وی با بیان اینکه در ترکی ضرب المثلی داریم با این مضمون که «بچه اگر شعور داشته باشد سرمایه پدر را میخواهد چکار، اگر بیشعور باشد میخواهد چکار؟» در هر دو صورت خاک بر سرش میکند؛ تصریح کرد: این بچهها هستند اگر یاد بگیرند، ذهن و فکر و توان خود را به کار بگیرند هیچ مشکلی نیست که نتوانند بر آن غلبه کنند؛ میشود به بچهها آموزش داد کاری کرد که فردای خوبی بسازند.
آینده آن چیزی است که خواهیم ساخت
رئیسجمهور با اشاره به اینکه خیلیها میگویند ما ناامیدیم و از این حرفهایی که بر طبل ناامیدی میکوبند، تصریح کرد: برای انسانهایی که یاد میگیرند و خودشان را پیدا میکنند آینده آن چیزی نیست که برای او ساختهاند، اینده آن چیزی است که من خواهم ساخت.
پزشکیان ادامه داد: اگر در مقابل مشکلات تسلیم شویم دیگران ما را خواهند ساخت، این ماییم که تصمیم میگیریم تسلیم شویم در برابر مشکلات یا در مقابلش بایستیم و آیندهای بسازیم که میخواهیم و مال ماست و برازنده ماست.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به فرارسیدن ماه مبارک رمضان اشاره کرد و اظهار داشت: حضرت علی(ع) میفرمایند « مَا لِی أَرَاکُمْ أَشْبَاحاً بِلَا أَرْوَاحٍ وَ أَرْوَاحاً بِلَا أَشْبَاحٍ وَ نُسَّاکاً بِلَا صَلَاحٍ وَ تُجَّاراً بِلَا أَرْبَاحٍ وَ أَیْقَاظاً نُوَّماً وَ شُهُوداً غُیَّباً وَ نَاظِرَةً عَمْیَاءَ وَ سَامِعَةً صَمَّاءَ وَ نَاطِقَةً بَکْمَاءَ؟!»می گوید جسم میبینم ولی روحی در آن نیست، شاهدانی غایبیم، بینندگانی نابیناییم؛ یعنی ما با این همه منابع و امکانات چرا باید اینجا باشیم؟