نزاع بی پایان ایران با آمریکا و اسرائیل بر سر سلطه و غصب سرزمین فلسطینیها توسط دولت یهود است. این درحالی است که عربها دریافتهاند که به نفعشان است که از میدان جنگ فاصله بگیرند و با اسرائیل و حامی اصلیاش توافق کنند.کشورهای عربی به ویژه عربستان مسیر پیشرفت و رشد اقتصادی را در پیش گرفتهاند و بر این باورند که اگر با آمریکا یا اسرائیل سرشاخ باشند امکان دستیابی به رشد و توسعه ممکن نیست، اما در ایران به دلایل ایدئولوژیک و مقابله با نظام سلطه هزینه داده میشود که هزینه-فایده آن با یکدیگر همخوان نیستند که به سه نمونه آن که زمینه ساز تحریم و جنگ سایهها شدهاند اشاره میشود:
فعالیت هستهای: هرچند دسترسی به انرژی هستهای برای همه کشورها آزاد است، اما وقتی غرب با کشوری مثل ایران تضاد منافع و تعارض منافع دارد استفاده از آن را نه تنها نمیپیذیرد بلکه با ایران به مقابله بر میخیزد.
پرونده هستهای ایران بیش از 20 سال است که محل مناقشه شده است وبرای حفظ آن هزینه داده میشود، اما فایدهای در بر نداشته است. این موضوع مردم را ناراضی کرده است.مسئولان باید توضیح دهند هزینه- فایده این پروژه که اقتصاد ایران را کوچک کرد ه است چه بوده است.
تحریم: گروگان گیری دیپلماتهای ایرانی در سال 58 یعنی 46 سال پیش باعث تحریم شد و در گذر زمان بر حجم آن افزوده شد. تحریم از جنگ بدتر است زیرا کیک اقتصاد را کوچک و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار میدهد. این موضوع مردم را ناراضی کرده است.
حضور منطقهای:کشورها بخاطر دستیابی به منافع سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی به دو شکل عمل میکنند، یکی «حضور» و دیگری « نفوذ» است. برای حضور در یک جای دیگر باید هزینه مالی انسانی و نظامی داده شود مثل آنچه ایران در مورد گروهای مورد حمایت اش در خاورمیانه انجام داده است که زمینه ساز جنگ و فشار اقتصادی شده است، اما نفوذ نیاز به هزینه مالی و انسانی ندارد، بلکه یک کشور یا یک ایدئولوژی وقتی دارای جاذبه باشد مردمان کشورها از آن استقبال میکنند و پیرو آن میشود. ایران به جای نفوذ، حضور را انتخاب کرد که پر هزینه و کم فایده بوده است.
ایران متعلق به همه ایرانیان است. اگر این درست است حاکمیت هر کاری که میخواهد انجام دهد باید با اجازه ملت باشد و درباره اقداماتی که انجام میدهد اطلاع رسانی کند، اگر این چنین میشد اعتراض صورت نمیگرفت و تلفات انسانی و مالی هم به بار نمیآمد.
اکنون جنگ سایهها به دلیل تضاد و تعارض منافع بین ایران و غرب و اسرائیل در جریان است که تداوم آن به ضرر ایران است.
شرایط پیش آمده میطلبد که ایران در سیاست هستهای و حمایت از گروهها در منطقه تدابیر جدیدی اتخاذ کند و از طریق دیپلماسی، تحریمها را بردارد، زیرا اینها منشأ اعتراض بوده و هستند.