دردیدگاه دستگاهی افراطی که در ایتالیا شکلگرفته خانواده را مقصر اختلالات میدانند. بوون بر اهمیت نقش خانواده درشکه گیری اختلالات تاکیددارد و معتقد است این اتفاق ناهشیار بوده و خانواده بهعمد با فرزندش این کار را نکرده است. بوون با تحقیق طولی بیماران اسکیزوفرنی بستری در بیمارستان به مدت ۲۰ سال و مورد مشاهده قرارداد زندگی و روابط آنها در طی همین مدت اثبات کرد که «چقدر خانواده درشکه گیری بیماری مؤثراست.» فروید دانشمند نامآشنای روانشناسی ریشه رفتار افراد را از وجه ناهشیار یا ناخودآگاه فرد میدانست. او با کنار زدن لایههای بنیادی شخصیت فرد دفاعها و تعارضات کودکی را استخراج میکرد و بدین ترتیب درمان فردی را راهحل مشکلات فرد در نظر میگرفت.
خانواده درمانی
در خانواده درمانی با بررسی چند نسل میتوان ویژگی شخصیتی تکرارشونده را با عنوان «الگوهای ارتباطی» به اعضای خانواده معرفی کرد. ازآنجاکه مثلث «افکار - احساسات -رفتار» افراد مستقل از خانواده نیست و تحت تأثیر سیستم هیجانی خانواده است، میتوان پدیده «انتقال بین نسلی» و «علیت حلقوی» را بهعنوان عوامل اصلی چگونگی سطح تمایزیافتگی اعضای خانواده معرفی کرد.
فرافکنی مشکلات
آنچه بلوغ عاطفی و رسیدن به سطح مطلوبی از تمایزیافتگی را در خانواده تعیین میکند، مسئولیتپذیری است. فرافکنی مشکلات به دیگران در خانواده، کاهش مسئولیتپذیری اعضای خانواده را در مشکلات به همراه دارد. والدین الگوهای اضطرابی خود را به فرزندان منتقل میکنند. تنبیه، کتک زدن، بدرفتاری، احساس عجز در سختیها، خشونت کلامی ازجمله مواردی هستند که بلوغ عاطفی پایین و به همراه آن کاهش مسئولیتپذیری اعضای خانواده را مدیریت میکنند. بهمحض آنکه واکنشهای هیجانی و سطح اضطراب در خانواده توسط والدین کنترل میشود مشکلات و نشانههای اضطراب فرزندان کاهش مییابد.
وابستگی افراطی
همجوشی افراطی با یکی از اعضای خانواده و ایجاد وابستگی افراطی، موجب فقدان مرزهای عاطفی در فرد شده و درهم تنیدگی خانواده را رقم میزند. اعضای خانوادهی درهمتنیده بهشدت دچار گرههای عاطفی مکرر شده و تعارضهای مختلف را تجربه میکنند. تا زمانی که فرزندان خانواده درهمتنیده ازدواجنکردهاند با یکدیگر در تعارض و دعوا به سر میبرند و بعد از ازدواجشان حتی باوجود مخالفت خانواده برای ازدواج، مشکلاتشان را به خانواده مبدأ برده و مسئولیت انتخاب خود را هم نمیپذیرند.
خانواده گسسته
شکل دیگر خانواده در مقوله مسئولیتپذیری پایین بانام خانواده گسسته معرفی میشود. اعضای خانواده گسسته حداقل رابطه با یکدیگر را تجربه میکنند. انزوا و در خود فرورفتگی از مهمترین ویژگیهای این دستهبندی خانواده است. رفتوآمد محدود، سیستم بسته و تبادل با خانوادههای دیگر بستر رشد عاطفی کمتری را برای خانواده گسسته مهیا میکند.
مقصر بینی
نقطه مقابل مسئولیتپذیری مقصر بینی است. فرد با مقصر بینی خودهای کاذب بیشتری را برای خودش میسازد، فرد سعی میکند از خود واقعیاش فاصله بگیرد و درجاهایی از خط قرمزهایش عبور کند تا بهظاهر خودش را آرام کند و از زیر بار مسئولیت انتخابی که کرده، شانه خالی کند. بدین ترتیب مسئولیتپذیری پایین بین خود اصیل یا خودمسئول، فاصله ایجاد کرده و به درماندگی فرد دامن میزند.
مسئولیتپذیری پایین
جمله پرتکرار افراد با مسئولیتپذیری پایین این است: «به من بگویید چنار کنم؟» انتخاب راهکارهای هیجان مدار از گزینههای انتخابی افراد با مسئولیتپذیری پایین است. راهکارهای مسئله مدار که پرکاربردترین آنها به گردن گرفتن مسئولیت انتخاب فرد است میتواند شفابخش باشد.
حمایت افراطی
حمایت افراطی اطرافیان فردی که مسئولیتپذیری پایین دارد ازجمله بازدارندههای درمان بهحساب میآید. اطرافیان آگاه درصورتیکه فرد را با پیامد رفتاریاش مواجه سازند و تلاش در جهت رفعورجوع پیامد رفتاری نشان ندهند، فرد به خودآگاهی رسیده و بهجای مقاومت در برابر اشتباهی که انجام داده و تصمیم نادرستی که اتخاذ کرده، مسئولیتپذیر شده و به سطح تمایزیافتگی و بلوغ عاطفی مطلوب دست پیدا میکند.
منابع:
خانواده منشأ تواناییها یا مشکلات- دکتر قرهباغی
فنون خانواده درمانی مینو چین - ترجمه بهاری