در این میان تعداد توصیههای احزاب نقش مهمی در تصمیمگیری دارد. ازاینرو، شانس آیزنکوت برای دریافت مأموریت تشکیل دولت بیشتر است. در صورت تحقق این سناریو، آیزنکوت میتواند کنترل کنست «پارلمان اسرائیل» و کمیته ساماندهی آن را در دست بگیرد و عملاً روند تشکیل دولت را پیش ببرد.
بر اساس پویاییهای ساختار سیاسی اسرائیل و موقعیت بقامحور بنیامین نتانیاهو، سناریوی مأموریت گادی آیزنکوت چهرهای میانهرو، امنیتی و سابقاً ارشد در ارتش برای تشکیل دولت، زنگ خطری جدی و یک شوک ساختاری برای اردوگاه راست افراطی و شخص نتانیاهو محسوب میشود.
واکنش نتانیاهو به چنین سناریویی، ترکیبی از دفاع تدافعی-تهاجمی، کارشکنی پارلمانی، بحرانسازی امنیتی و جنگ روانی خواهد بود.
به نظر میرسد رویکرد او در چند محور اصلی بروز یابد:
محور اول حول نامشروعسازی و برچسبزنی سیاسی تمرکز مییابد. حول این محور نتانیاهو و ماشین رسانهای او بلافاصله تلاش خواهند کرد تا دولت احتمالیِ به رهبری آیزنکوت را به عنوان یک دولت ضعیف، ناکارآمد در حوزه امنیت ملی و وابسته به جریانهای چپ یا احزاب عربی معرفی کنند. او این سناریو را به عنوان تلاشی برای سرقت اراده رایدهندگان راستگرا و یک کودتای سیاسی خزنده از سوی الیتهای سنتی و امنیتی اسرائیل با محوریت هرتزوگ و بدنه ارتش به تصویر خواهد کشید. حتی او پای قطر و ترکیه را به میان کشید و قویا اعلام کرد که این دو گشور با تزریق پول موجب موبالیزیشن و بسیج اعراب اسرائیل برای شرکت در انتخابات به نفع رقیب سرسخت او آیزنکوت شده اند.
محور دوم حول انسجامبخشی سختگیرانه به بلوک راست و مهار ریزشها خواهد چرخید. با توجه به این محور، بزرگترین خطر برای نتانیاهو در صورت ورود آیزنکوت به صحنه، احتمال ریزش درونائتلافی بهویژه از سوی نمایندگان میانهروتر لیکود یا احزاب حریدی و صهیونیسم مذهبی که منافع خود را در خطر ببینند خواهد بود. تحت این شرایط واکنش فوری نتانیاهو، بستن صفوف ائتلاف با استفاده از ابزار تهدید، تطمیع، واگذاری امتیازات سیاسی و بودجهای خواهد بود تا مانع از پیوستن هر یک از اجزای ائتلاف فعلی به اقماری که آیزنکوت تلاش دارد دور خود جمع کند، بشود.
محور سوم کارشکنی و جنگ فرسایشی در کنست خواهد بود.
با توجه به اینکه کنترل کمیته ساماندهی و کمیسیونهای کلیدی کنست نقش تعیینکنندهای در تسریع یا کند کردن روند تشکیل دولت دارد، نتانیاهو از طریق متحدان وفادار خود در پارلمان تمام ابزارهای قانونی، رویهای و ابلاغی را به کار خواهد گرفت تا روند کار آیزنکوت را اطاله دهد، جلسات را به چالش بکشد و اجازه ندهد کابینه جایگزین به سرعت به رأی اعتماد برسد.
محور چهارم امنیتیسازی فضا و استفاده از اهرم جنگ برای بقا و ماندن در کسوت نخستوزیر به مثابه ناجی و تأمین کننده امنیت برای اسرائیل خواهد بود. حول این محور و همانگونه که سابقه کنشها و الگوهای رفتاری نتانیاهو نشان داده است، او استاد بهرهبرداری از بحرانهای امنیتی برای بقای سیاسی است. در صورتی که او احساس کند روند تشکیل دولت به سمت آیزنکوت متمایل شده است، ممکن است سطح تنشها در جبهههای پیرامونی مانند لبنان، غزه و بیشتر از همه ایران را مدیریت یا تشدید کند تا با ایجاد یک وضعیت فوقالعاده ملی، ایده تغییر دولت در زمان جنگ را خیانت به امنیت ملی جلوه دهد و فضا را برای مانور دولت جایگزین تنگ کند. البته سناریوی «فلای دوبی» به مثابه یک اهرم ابزاری برای نشان دادن ناامنی اسرائیل پاسخگو و باعث سرریز کامل آرا برای به دست آوردن ۶۱ کرسی کنست برای تشکیل دولت نشد. حال او میخواهد با فعال کردن جنگ در جبهه های غزه، حزب الله و بیشتر از همه ایران، بقای خود را در قدرت به مثابه ابرمرد جنگ و عنصر امنیت ساز اسرائیل بیمه کند.
محور پنجم مبتنی بر فشار همهجانبه بر اسحاق هرتزوگ رئیسجمهوری اسرائیل خواهد بود. در این ارتباط، نتانیاهو و متحدانش کارزار سنگینی از فشارهای سیاسی، حقوقی و رسانهای علیه شخص رئیسجمهور اسحاق هرتزوگ راه خواهند انداخت تا او را از اعطای مأموریت به آیزنکوت منصرف کنند، با این استدلال که دولتِ برخاسته از چنین ترکیبی فاقد ثبات پایدار است و کشور را به سمت انتخابات زودهنگامِ ویرانگر دیگری سوق میدهد.
جان کلام آنکه برای نتانیاهو، همه سناریوهای فوق به معنای آغاز نبرد برای بقا خواهد بود. او هیچگاه داوطلبانه از قدرت کنار نخواهد رفت و در برابر مأموریت آیزنکوت، از تمام ظرفیتهای بلوک راست برای زمینگیر کردن دولت جایگزین پیش از رسیدن به مرحله رأی اعتماد استفاده خواهد کرد.