در منابع خبری صحبت از این بود که عدهای شکایت کردهاند که چرا دولت تصمیم به باز گردان اینترنت به شرایط سابق گرفته و یک مرجع قضائی هم به نفع اینها رأی داده! مجموعه داستان جای تأسف دارد. کاری ندارند که کسب و کار و معاش بسیاری انسانها در شرایط موجود به اینترنت بستگی دارد، که به خطر افتاده. در شرایطی که کتابخانه و منابع بهنگام دسترسی به اطلاعات و دانش برای بسیاری دانشپژوهان و کارشناسان مقدور نیست و به دسترسی به اینترنت و دسترسی به ابزار هوش مصنوعی نیازمند هستند، نبود این دسترسی آسیب در ابعاد غیر قابل تصور ایجاد میکند. حال در این شرایط به قول ضرب المثل مشهور خان بخشیده غلامقلیخان نمیبخشد.
در مورد تصمیم قضائی هم باید گفت اگر هیئت دولت مصوبه تصویب کند جایگاه قانون دارد. مرجع ایراد گرفتن به آن طبق قانون اساسی موجود هم مرجع دیگری است. دادگاه نمیتواند قانون را نقض کند (مگر دیوان عالی قضا در کشورهایی که این تشکیلات را دارند و آن هم طبق رویه و بر مبنای حفاظت از حقوق مردم نه انکار آن) دادگاه سطح پایین تر از دیوانعالی کارش قضاوت بر اساس قوانین موجود است نه منتفی کردن مصوبهای که توسط بخشی از حکومت تصویب شده که مصوبات آن جایگاه قانونی دارد.
از همه اینها گذشته، بستن اینترنت بر روی مردم چه فایدهای برای چه کسانی دارد؟ آیا چشم و گوش مردم را میبندد؟ آیا به تسلط تبلیغات انحصاری بر ذهن مردم کمک میکند؟ آیا واقعیت های روزمره از جلو چشم مردم کنار میزند و رضایت خاطر ایجاد میکند؟ آیا سیستم های جاسوسی اجنبی را مختل میکند؟ جواب این پرسشها و پرسش های مشابه منفی است. پس فایده این کار چه بوده؟ کسانی از یک طرف مردم را از بخشی از امکانات زندگی محروم کنند و بر روی این تنگنا کاسبی ایجاد میکنند تا برای دسترسی به اینترنت با نرخهای بالا بفروشند. این کار زشت و مشمئز کننده است. ما در دهه های گذشته چنین سوء استفاده از قدرت برای محدود کردن مردم و دکه زدن کاسبی بر تارک آن را ندیده بودیم.