کارگزاران نظام اگرچه این را میدانند ولی هنوز گرفتار ساختههای ذهنی هستند که جسارت تصمیم درست وبه هنگام را از آنان گرفته است، گویی نمیشنوند و یا درست نمیشنوند. رویارویی دانشجویان با یکدیگر در اعتراضات درون دانشگاهی این روزها بدون توجه به کمیت وترکیب آنها نشانگر عدم تحمل و بسته شدن مسیر گفتوگو است.
درجامعه نیز این چند پارگی ونابردباری درحال گسترش است. زخم خون چکان دی جامعه را خشمگین، کم حوصله و عصیانگر ساخته است، سکون وسکوت از سر ترس به معنای وا دادن ویا پا پس کشیدن نیست. بین مردم وحاکمیت واسطهای نمانده است، عملکرد بد پزشکیان او ودولتش را ازچشم مردم انداخته است. اینکه بخشی از مردم نه تنها نگران جنگ نبوده، بلکه بعضاً از آن استقبال هم میکنند نگران کننده است،ولی بستن راههای اصلاح ویا تغییر در داخل اسباب چنین رویکردی شده است، سرکوب نیروی طرفدار اصلاح ویا تغییر نگاه جامعه را به سمت خارج از کشور برده است و این از هنرهای مسئولان است.
حاکمیت درحالی که خاکریزهای خود را دربیرون مرزها تقویت میکرد بر پایه اعتماد مردمی در داخل چشم بسته بود. آن قدر نشنید ونشنید که مردم هم از داخل دل کندند . اکنون که ارکان حاکمیت نمیتوانند راهی برای همبستگی ملی بسازند ویابرخی گمان میبرند با عناوینی همچون«وفاق وهمدلی برای گذر از سوگ» در نوروز میتوانند آب رفته را به جوی برگردانند ولی نگاهی به آنچه در فاجعه دی ماه گفته شده و دیوار بی اعتمادی بین حاکمیت ومردم نمیاندازند در اشتباهند . مردم باید از دامن زدن به چند پارگیها و عدم تحملها پایان داده و از افتادن در دام و دامن زدن به چندپارگی دنبال میکند بپرهیزند .