بر اساس توافق مذاکرات ژنو قرار شد پیشنهادات ایران به میانجی یعنی عمان تحویل داده شود. آمریکاییها گفتهاند که اگر پیشنهاد ایران را بپذیرند در مذاکرات پنجشنبه در ژنو حاضر خواهند شد بنابراین توپ در زمین ایران است که چه متنی را به طرف آمریکایی پیشنهاد دهد.
ترامپ و اطرافیانش برخلاف باراک اوباما که مذاکرات طولانی را پذیرفته بود و مذاکرات۲۰ ماه طول کشید. جمهوریخواهان مذاکرات طولانی را نمیپذیرند و میخواهند به سرعت به نتیجه برسند، به همین دلیل بود که ترامپ یک بار ضرب الاجل دو ماهه به ایران داد و پس از پایان آن به مراکز اتمی حمله کرد این بار هم گفته ایران ۱۰ الی ۱۵ روز مهلت دارد که توافق کند یا اینکه جنگ میشود ترامپ در برابر ایران از سیاست هویج و چماق استفاده میکند. او حرفهای ضد و نقیض میزند و همه را سردرگم کرده که میخواهد توافق یا جنگ کند.
امریکا تجربه حمله به افغانستان سال ۲۰۰۱ و همچنین تجربه حمله به عراق سال ۲۰۰۳ را پیش رو دارد که پرهزینه برای آمریکا تمام شد، به همین دلیل میانه روها در کاخ سفید مخالف جنگ هستند. اخباری که از کاخ سفید و پنتاگون به بیرون درز کرده است حکایت از آن دارد که اطرافیان ترامپ بر سر حمله نظامی به ایران اختلاف دارند علت این است که شروع جنگ ساده، اما پایان آن نامشخص است استراتژیستها نمیدانند که نتیجه جنگها چه خواهد بود با این وجود با این وجود گزینه جنگ برگزیده توافق غلبه دارد. علت این است که امریکا بی سابقهترین کارزار جنگی را در اطراف ایران مستقر کرده است.
شروط چهارگانه امریکا
ویتکاف نماینده امریکا در مذاکرات با ایران ۴ شرط برای دستیابی به توافق تعیین کرده است اول: غنیسازی صفر دوم: انتقال 400 کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی به خارج از ایران سوم: کوتاه کردن برد موشکهای بالستیک چهارم: عدم حمایت از گروههای محور مقاومت مثل حزبالله لبنان حماس حشد شعبی عراق و غیره است تا این لحظه به استناد سخنان عباس عراقچی وزیر خارجه که به جای اینکه مثل دیپلمات صحبت کند مثل فرماندهان نظامی سخن میگوید هیچ کدام شرطهای چهارگانه آمریکا از سوی ایران پذیرفته نمیشود. وقتی این چنین است پیش بینی میشود که احتمال توافق کم و احتمال جنگ زیاد است.
در برجام سال ۱۳۹۴ ایران میتوانست غنیسازی ۳.۶۷ داشته باشد، ولی با یک تحلیل اشتباه سال ۱۳۹۸ ایران از این میزان غنی سازی عبور کرد و به غنی سازی ۲۰ درصد و ۶۰ درصد روی آورد با این تحلیل که اگر به سمت غنیسازی ۲۰ درصد یا ۶۰ درصد و بالاتر داشته باشد. آمریکا و اروپا میترسد و تحریمها را برمیدارند. تجربه نشان داده است که تهدید نه تنها جواب مثبت نمیدهد بلکه پیامدش منفی است دلیلش آن است که امروز ملت هزینه خروج از سطح غنی سازی 3/67 درصد را میپردازند. واقعیت این است که عدم درک، فهم و ادراک نظام بینالملل و توانایی غرب باعث شده تا ایران زیر تیغ تهدید و تحریم قرار گیرد و مردم هزینه آن را پرداخت کنند. اکنون به نظر میرسد ژنو ایستگاه آخر است.
در آنجا مقامات به خاطر مردم با آمریکا سازش کنند تا خطر جنگ را دور کند سازش تسلیم نیست، بلکه عبور از تنگناهاست سیاستمدار به خاطر مردم باید شجاعت و جسارت داشته باشد و مهمتر اینکه آینده را پیش بینی کند و آنچه به نفع ملک و ملت است را انجام دهد همانطور که تجربه جنگ افغانستان و عراق پیش روی آمریکا پایان جنگ عراق علیه ایران نیز پیش روی ایران است در آن زمان شعار نابودی صدام، گرفتن بغداد بصره داده میشد اما وقتی بنیانگذار جمهوری اسلامی دریافت که امکان جنگ وجود ندارد قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت و خطر تجزیه و خسارت جانی و مالی بر مردم و کشور را گرفت حالا هم مقامات باید به خاطر مردم و کشور تصمیم سخت بگیرند هرچند ناگوار باشد. واقعیت این است که ایران متحد پا به رکاب برای جنگ ندارد و به تنهایی نمیتواند از پس امریکا، اروپا، اسرائیل و کشورهای عربی برآید. پس راه کم هزینه توافق و سازش است.