ستاره صبح، فائزه صدر: هفت ماه از آغاز جنگ گذشته و آمریکا در این مدت، بمباران هوایی مناطق و صنایع مختلف، غرق کردن کشتیها و محاصره دریایی را آزمود، اما هیچ یک از این راهبردها نتوانست باعث بازگشت روال عادی عبور و مرور کشتیها به تنگه هرمز باشد! در چنین شرایطی آیا واشنگتن میتواند با تهدید به آغاز جنگی دیگر تهران را وادار کند که شروط یک جانبه اش را بپذیرد یا خیر؟ ستاره صبح در گفتوگو با حسن هانی زاده، کارشناس و تحلیلگر سیاسی به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه میخوانید:
نیروهای نظامی آمریکا تحرکات و جابهجاییهایی در منطقه دارند. از نظر سیاسی شاهد نشستهای مهمی بین مقامات آمریکایی هستیم و اظهاراتی معنی دار در خبرها منتشر میشود. آیا این وضعیت به معنی نزدیک بودن زمان حمله نظامی آمریکا به ایران است یا پس از این چینش خبری باید در انتظار تحولاتی دیپلماتیک باشیم؟
آمریکا با ایران در وقت اضافه بازی میکند. خروج نیروهای آمریکایی از عراق و تغییرات نظامی که در منطقه رخ داده به اعتبار نزدیک بودن انتخابات میان دورهای آمریکا در آبان ماه است. این انتخابات از نظر سیاسی برای دولت جمهوری خواه دونالد ترامپ بسیار با اهمیت است. اگر حزب او اکثریت کنگره را کسب نکند ترامپ نمیتواند برنامههایش را در آینده عملیاتی کند.
تلاش کاخ سفید ساختن دستاورد برای جمهوری خواهان است تا شرایط انتخابات پیش رو به نفع این حزب تغییر کند. ترامپ نمیتواند تا پیش از انتخابات دست به ماجراجویی جدیدی علیه ایران بزند. اما بعد از برگزاری انتخابات رفتار او با ایران تهاجمی خواهد شد.
آرایش نظامی جدید نیروهای سنتکام در منطقه که این روزها در حال شکل گیری است بی ارتباط با اتفاقات بعد از انتخابات نیست، آنها میخواهند ظرفیت لازم را برای ماجراجویی پیش رو آماده کنند. بعد از انتخابات ترامپ سعی خواهد کرد ضربه بزند، ولی فعلاً فشارها را بر ایران تشدید میکند. محاصره تنگه هرمز، جلوگیری از صدور نفت ایران و تشدید تحریمها در همین راستا است. اما بعد از انتخابات باید در انتظار حمله نظامی باشیم.
شما ابعاد حمله نظامی بعدی آمریکا را چگونه پیش بینی میکند آیا باید در انتظار نبردی در حد و اندازه دو جنگ قبلی باشیم یا خیر؟
آمریکاییها به این نتیجه رسیدهاند که باید جنگ را وسعت ببخشند. در دو جنگ قبلی آنها محدود عمل کردند اما این بار برایشان محدودیت مطرح نخواهد بود. شیوهها و تاکتیکهای نظامی ایالات متحده در رویارویی پیش رو تغییر خواهد کرد. ممکن است بسیاری از زیرساختهای مهم و راهبردی ایران مورد حمله قرار بگیرد. البته ما امیدواریم چنین نشود و مقامات پنتاگون عقلانیت نشان بدهند.
تقابل با تهران و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، پیامد سنگینی برای کشورهای منطقه خواهد داشت. زیرا آنها میزبان نیروهای آمریکایی هستند. در حال حاضر کشورهای منطقه و چین تلاش میکنند تنش کاهش یابد، زیرا هرگونه حمله احتمالی آمریکا به ایران کشورهای منطقه را متضرر خواهد کرد.
منطقه آشفته است و بحرانهای جدیدی را تجربه میکند. درگیری یمن و عربستان، خروج نیروهای آمریکایی از عراق و وضعیت فلسطین و لبنان مسائلی هستند که به خودی خود نیاز به رسیدگی و حلوفصل دارند. ماجراجویی مجدد آمریکا و اسرائیل در ایران این بحرانها را تعمیق خواهد کرد و موجب گسترش تنش به دیگر کشورهای منطقه میشود.
اگر ترامپ مشکلاتش با ایران را از طریق مذاکره حل کند به نفع تمام کشورهای منطقه و حتی به نفع چین خواهد بود. چین پیامدهای خطرناک حمله به ایران را درک میکند.
در شرایطی که تنش به لبه وقوع جنگی دیگر رسیده است، آیا دیپلماسی هنوز فرصتی برای نشان دادن قدرت حل مسئله دارد؟
از طرف ایران درهای مذاکره باز است، مگر اینکه آمریکا مایل به گفتوگو و حلوفصل تنش نباشد! چهارچوب مذاکرات دو طرف، توافق نامه اسلام آباد است. اگر آمریکا بخواهد، رفتارهای تهاجمی کاهش پیدا میکند و دو طرف به سمت حل مشکلات حرکت میکنند. اگر هدف حل مسائل باشد به طور طبیعی دو طرف باید به سمت اجرای توافق اسلام آباد حرکت کنند.
دولت پزشکیان به دنبال پایان دادن به تهدید است و نمیخواهند درگیری پیش بیاید. حمله نظامی برای هر کشوری هزینه دارد ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. به لحاظ انسانی، مالی و زیر ساختی در جنگ هزینههای سنگینی میدهیم و عقلانیت حکم میکند به توافق برگردیم.
توافق نامه اسلام آباد مبنای خوبی برای حلوفصل مشکلات دو طرف است به ویژه که پاکستان، قطر و عمان سعی دارند دو طرف درگیر را پای میز مذاکره بیاورند. ایران آمادگی پذیرش توافق را دارد آمریکا باید شروط هفتگانه را بپذیرد و از شروع جنگی جدید خودداری کند.