ایران برای عبور از گردنه به «عقلانیت ملی» نیاز دارد. نه وقت انکار بحران است، نه ترساندن مردم، نه مقصر سازی، نه شعار بدون برنامه. وقتِ تصمیم بزرگ است و آن چیزی نیست جز اینکه ایران را دوباره به مسئله اول همه تصمیمها تبدیل کنیم؛ انسان ایرانی را به مرکز حکمرانی بازگردانیم؛ و حق مردم بر زندگی شرافتمندانه، امنیت، عدالت، آزادی و رفاه را از شعار به برنامه تبدیل کنیم. کشور را میتوان از بحران عبور داد؛ اما فقط اگر همه بپذیریم که ادامه راه گذشته، خودِ بحران است. اگر امروز تصمیم درست گرفته نشود، هزینه تصمیمهای غلط بیشتر خواهد بود.
ده راهبرد اولویتدار
* مهار فوری تورم و حفظ قدرت خرید مردم
اولین خط قرمز باید معیشت مردم باشد.کسری بودجه، رشد نقدینگی، نا ترازی بانکها، بیثباتی ارزی و سیاستهای متناقض باید همزمان مدیریت شوند. مهار تورم نباید به معنای فشار بیشتر بر طبقات ضعیف باشد.یارانه باید از «قیمت» به «انسان» منتقل شود؛ یعنی حمایت مستقیم و هدفمند از مردم، نه توزیع رانت و ارز ارزان که خود منشأ فساد و اتلاف منابع میشود.
* بازسازی اعتماد عمومی
سرمایه اجتماعی را احیا کنیم. هیچ برنامه اقتصادی بدون اعتماد مردم پایدار نمیماند. مردم باید بدانند: پول کشور کجاست؟ بودجه چگونه خرج میشود؟ یارانه به چه کسی میرسد؟ اموال عمومی دست چه کسانی است؟ تصمیمها بر چه مبنایی گرفته میشوند؟ شفافیت، مبارزه واقعی با فساد و پاسخگویی مسئولان، بخشی از سیاست اقتصادی است، نه موضوعی حاشیهای. کشوری که سرمایه اجتماعی خود را از دست بدهد، برای اجرای هر اصلاحی چند برابر هزینه خواهد پرداخت.
* نا ترازی انرژی را به «پروژه ملی» تبدیل کنیم
ایران صاحب منابع عظیم نفت و گاز است، اما با کمبود گاز و برق مواجه است؛ این تناقض باید یک هشدار تاریخی تلقی شود. بانک جهانی نیز کمبود آب و انرژی را از عوامل محدودکننده فعالیت اقتصادی ایران دانسته و گزارشهای اخیر از فشار بر شبکه گاز و برق خبر میدهند.
راهحل: سرمایهگذاری فوری در انرژی خورشیدی و تجدید پذیر، اصلاح شبکه، کاهش اتلاف، بهینهسازی مصرف و اصلاح تدریجی قیمتها همراه با حمایت مستقیم از خانوارهای کممصرف و کمدرآمد. انرژی ارزانِ هدررفته ثروت نیست؛ ثروت، انرژیِ تولیدکننده و پایدار است.
* آب؛ مسئله امنیت ملی
آب دیگر صرفاً یک مسئله محیطزیستی نیست؛ مسئله امنیت، مهاجرت، کشاورزی، اشتغال و آینده سرزمین است. باید یک «نهضت ملی آب» ایجاد شود: اصلاح الگوی کشت، کاهش برداشت از سفرههای زیرزمینی، اصلاح شبکههای آبرسانی، بازچرخانی آب، توسعه آبشیرینکن در مناطق مناسب، توقف پروژههای فاقد سود و آب بر. نباید برای حفظ یک الگوی غلط کشاورزی، آینده یک سرزمین را قربانی کنیم.
* اصلاح حکمرانی اقتصادی و پایان دادن به اقتصاد چند نرخی و رانتی
تا زمانی که برای یک کالا چند قیمت وجود دارد، زمینه رانت و فساد باقی خواهد ماند. اقتصاد سالم نیازمند قانون واحد، رقابت واقعی، اطلاعات شفاف، مالیات عادلانه، حذف امضاهای طلایی و برخورد یکسان با بخش خصوصی، دولتی و عمومی است. باید از اقتصاد «مجوزمحور» به اقتصاد «رقابتمحور» حرکت کرد.کارآفرین نباید برای تولید، از دهها در عبور کند و برای رانت، یک در کافی باشد.
* سیاست خارجی را در خدمت اقتصاد ملی توسعه محور قرار دهیم
ایران نمیتواند همزمان خواهان رشد اقتصادی باشد و از فرصتهای تجارت، سرمایهگذاری، فناوری و ارتباطات جهانی فاصله بگیرد. این به معنای چشمپوشی از منافع ملی نیست؛ برعکس دیپلماسی باید ابزار تأمین منافع ملی و توسعه متوازن باشد.
اصل راهبردی: نه از جنگ بترسیم و نه از مذاکره بگریزیم؛ معیار، منافع ایران و امنیت ایرانیان باشد. کاهش تنش، گسترش تجارت، باز کردن مسیرهای مالی و حملونقل و کاهش هزینه مبادلات میتواند مستقیماً بر زندگی مردم اثر بگذارد. پژوهش بانک جهانی نیز نشان میدهد رفع تحریمهای اقتصادی میتواند آثار قابلتوجهی برای اقتصاد ایران داشته باشد.
* سرمایه ایرانیان داخل و خارج را دوباره به ایران پیوند بزنیم
ایران فقط نفت و گاز ندارد؛ ایران سرمایه انسانی دارد. باید محیطی ایجاد شود که ایرانی بتواند بدون ترس، بدون تبعیض و بدون رابطه، سرمایه، دانش و تجربه خود را وارد اقتصاد کشور کند. بازگشت اعتماد، یک دستاورد بزرگ ملی است.
* مبارزه با فساد را از شعار بهنظام تبدیل کنیم
فساد فقط دزدی از خزانه نیست. فساد یعنی گرفتن فرصت از انسان شایسته و دادن آن به انسان صاحب رابطه. بنابراین باید تعارض منافع شفاف شود؛ دارایی مسئولان در چارچوب قانون قابل نظارت باشد؛ قراردادهای عمومی شفاف شوند؛ مناقصهها قابل رصد باشند؛ حمایت از گزارشگران فساد تقویت شود؛ هیچ فرد و نهادی فراتر از قانون نباشد. مهمتر از همه: پاک دستی باید شرط مدیریت کشور باشد، نه امتیاز ویژه.
* یک «برنامه ملی رونق تولید و اشتغال» با محور بخش خصوصی
اقتصاد ایران با توزیع پول نجات پیدا نمیکند؛ با تولید، بهرهوری و سرمایهگذاری نجات پیدا میکند. باید کهها مانع تولید همزمان شناسایی و حذف شود. مجوزهای زائد، مالیاتهای نامتناسب، بیثباتی مقررات، دشواری تأمین مالی، محدودیت صادرات و واردات مواد اولیه و نا اطمینانی ارزی باید حذف شود. هدف باید روشن باشد: هر تصمیم اقتصادی باید پاسخ دهد: این تصمیم چه اثری بر تولید، اشتغال، سرمایهگذاری و قدرت خرید مردم دارد؟
* 10. پیمان ملی ثبات و آرامش ایران باشد
هیچیک از این برنامهها بدون آرامش اجتماعی و ثبات سیاسی پایدار نخواهد بود. ایران برای عبور از این مرحله نیازمند یک تفاهم بزرگ ملی است:
امنیت + آزادیهای قانونی + عدالت + کرامت انسان + قانونگرایی + گفتوگو + مشارکت مردم + مبارزه با فساد + سیاست خارجی متوازن. جامعهای که احساس کند دیده نمیشود، شنیده نمیشود و در سرنوشت خود سهمی ندارد، در برابر اصلاحات اقتصادی نیز مقاومت خواهد کرد. بنابراین باید میان دولت و ملت، حاکمیت و جامعه، ایرانیان داخل و خارج و جریانهای مختلف سیاسی پلهای گفتوگو ساخته شود.
* هشدار آخر
امروز مسئله ایران فقط اقتصاد، تحریم، تورم، آب و انرژی و سیاست خارجی نیست. بحران اصلی، همزمانی همه این بحرانهاست. IMF نیز در برآوردهای ۲۰۲۶، برای ایران انقباض اقتصادی و تورم بالا را پیشبینی کرده و بانک جهانی از همافزایی فشار اقتصادی، انرژی، آب، تحریم و نااطمینانی سخن گفته است. پس زمان آن رسیده است که کشور از مدیریت روزمره بحرانها به حکمرانی پیشگیرانه و آیندهنگر عبور کند.
برگرفته از خبرآنلاین