علیرضا تابش در آیین پایانی هفته گردشگری و جشن مهرگان در هتل هما تهران، با اشاره به شرایط امروز کشور اظهار کرد: گردشگری ایران در سالاخیر همزمان با افزایش هزینههای سفر، محدودیتهای حملونقل و سرمایهگذاری، تحریمها و شرایط منطقهای مواجه بوده است اما این شرایط نباید ما را از دیدن ظرفیتهای واقعی کشور باز دارد.
وی افزود: ایران از تاریخ و تمدن، فرهنگ و آیینها، طبیعت، شهرها و روستاها، غذا، صنایعدستی، موسیقی و سبک زندگی متنوع برخوردار است و پرسش اصلی این است که چرا میان این ظرفیت گسترده و سهم واقعی آن در اقتصاد گردشگری فاصله وجود دارد.
از ظرفیت تا محصول، حلقه مفقوده گردشگری
تابش با بیان اینکه گردشگری یک زنجیره بههمپیوسته است، گفت: مقصد، حملونقل، اقامت، خدمات، روایت، جامعه محلی، فروش و تجربه سفر باید در کنار یکدیگر دیده شوند. این ظرفیتها زمانی به ارزش تبدیل میشوند که بتواند در قالب یک محصول قابل عرضه، به بازار برسد و برای مردم و جوامع محلی نیز منفعت ایجاد کند.
وی تأکید کرد: کاهش قدرت خرید به معنای پایان تقاضای سفر نیست، بلکه الگوی سفر را تغییر میدهد. سفرهای کوتاهتر، نزدیکتر، اقتصادیتر و متناسب با توان مالی خانوارها میتواند بخشی از پاسخ صنعت گردشگری به شرایط جدید باشد.
تابآوری؛ از گردشگری تا حملونقل
مدیرعامل هگتا با اشاره به شرایط اخیر حملونقل کشور و تحریم شرکت رجا گفت: این وضعیت برای صنعت حملونقل ایران پدیدهای تازه نیست و این صنعت سالها تجربه مواجهه با محدودیتهای ناشی از تحریم را دارد.
تابش افزود: استمرار خدمات و حفظ ظرفیتهای موجود و پیشبینی پذیری در برابر تحریمها بخشی از الزامات تابآوری در صنعت گردشگری و حملونقل است.
ایران را نمیتوان در قاب «عصر حجر» تعریف کرد
تابش در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اظهارنظر چندی پیشِ ترامپ درباره بازگرداندن ایران به «عصر حجر» گفت: ایران را نمیتوان با تصویر جنگ و ویرانی تعریف کرد؛ ایران، پیش از هر چیز، مدیون رشادت رزمندگانش است و یک تجربه تاریخی و فرهنگی پیوسته دارد که در زبان، هنر، آیینها، موسیقی، خوراک، معماری، فناوری و شیوه زندگی ایرانی تداوم یافته است.
وی افزود: نوروز، یلدا و مهرگان فقط نامهایی در تقویم نیستند بخشی از حافظه زنده فرهنگی ایراناند و همین میراث زنده میتواند به تجربهای معنادار برای گردشگران تبدیل شود.
«مهرگان» میراثی که هنوز زندگی میشود
تابش با اشاره به مهرگان اظهار کرد: چه چیزی برای گردشگری ارزشمندتر از فرهنگی است که هنوز زندگی میشود؟ مهرگان با پیوندهایی که با طبیعت، فصل برداشت، خانواده، اجتماع، موسیقی، خوراک و آیینهای جمعی دارد، میتواند فراتر از یک مناسبت فرهنگی، به یک تجربه سفر تبدیل شود.
وی ادامه داد: هر شهر و منطقه میتواند متناسب با ریشههای فرهنگی و ظرفیتهای اصیل خود، روایت و تجربهای از مهرگان ارائه کند و آن را به اقامت، حملونقل، غذا، صنایعدستی، میراث فرهنگی، طبیعت و کسبوکارهای محلی پیوند دهد.
به گفته تابش، توسعه چنین محصولاتی زمانی موفق خواهد بود که به اصالت فرهنگی و نقش جامعه محلی آسیب نزند و بخشی از منافع اقتصادی آن به حاملان واقعی این میراث و کسبوکارهای محلی برسد.
هگتا؛ اتصال ظرفیتها به محصول و بازار
مدیرعامل هگتا با اشاره به ظرفیتهای این مجموعه در حوزه هتلداری، حملونقل و سفرهای سازمانی گفت: هگتا میتواند بخشی از ظرفیتهای پراکنده خود را به یکدیگر متصل کند و از دل آن محصولات واقعی و قابل عرضه برای بازار سفر ایجاد کند.
وی همچنین بر اهمیت مدیریت مقصد، همکاری میان دستگاههای استانی، بخش خصوصی، شرکتهای گردشگری، شهرداریها، مجموعههای فرهنگی و حملونقل تأکید کرد و افزود: فناوری، داده و هوش مصنوعی نیز باید از سطح شعار فراتر بروند و به شناخت بهتر بازار، تصمیمگیری دقیقتر و طراحی محصولات متناسب با نیاز مسافر کمک کنند.
تابش همچنین بر توسعه همافزایی میان هگتا و مجموعههای فعال در صنعت گردشگری تأکید کرد و گفت: هگتا در کنار فعالان، شرکتها و مجموعههای تخصصی این حوزه، تجارب خوبی را در توسعه ایرانگردی خلق کرده و همچنان آمادگی دارد ظرفیتهای متنوع را برای اجرای برنامهها و پروژههای مشترک به کار گیرد. به گفته وی، ایجاد همکاریهای هدفمند میان مجموعههای عمومی، دولتی و خصوصی و بهرهگیری از ظرفیتهای مکمل یکدیگر میتواند به شکلگیری محصولات جدید، توسعه بازار و خلق ارزش بیشتر در گردشگری منجر شود.
امید از مسیر عمل میگذرد
مدیرعامل شرکت رفاه و گردشگری تأمین (هگتا) در پایان گفت: امید در گردشگری زمانی شکل میگیرد که واقعیتها را ببینیم، برای سناریوهای مختلف آماده باشیم و از ظرفیتهای موجود برای خلق ارزش و نشاط اجتماعی استفاده کنیم.
وی تأکید کرد: مهرگان، نوروز و یلدا، همانطور که میراث گذشته ایران هستند، میتوانند بخشی از آینده گردشگری کشور نیز باشند، به شرط آنکه میراث فرهنگی را به «تجربه سفر»، «تجربه سفر» را به «محصول» و «محصول» را به «ارزش اقتصادی و اجتماعی» تبدیل کنیم.