این وضعیت نشان میدهد مسئله اینترنت دیگر فقط یک مشکل فنی یا نارضایتی روزمره نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با زندگی و اقتصاد تبدیل شده است.
*امروز کسبوکارها برای فروش، ارتباط با مشتری، ارائه خدمات و دریافت درآمد به اینترنت وابسته هستند. اختلال در شبکه میتواند فعالیت این کسبوکارها را کاهش دهد و به درآمد آنها آسیب بزند. دانشجویان، پژوهشگران، معلمان، کارمندان و بسیاری از شهروندان نیز برای انجام امور آموزشی، اداری و کاری خود به اینترنت نیاز دارند. بنابراین کاهش کیفیت اینترنت میتواند هزینههای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.
* مسئولیت سیاستگذار در چنین شرایطی فقط توسعه زیرساخت نیست. مردم حق دارند درباره علت اختلالها، وضعیت شبکه و برنامه مسئولان برای رفع مشکلات، اطلاعات روشن و دقیق دریافت کنند. اعلام برنامههای کلی بدون ارائه زمانبندی و شاخصهای قابل اندازهگیری نمیتواند پاسخ مناسبی به مطالبه عمومی باشد.
*دریافت کارت زرد وزیر ارتباطات از مجلس نشان داد که موضوع کیفیت خدمات ارتباطی به سطحی رسیده که نیازمند پاسخگویی جدی است. البته نظارت مجلس زمانی میتواند مؤثر باشد که نتیجه آن به بهبود کیفیت اینترنت منجر شود و به تذکر یا برخورد سیاسی محدود نماند.
*برای حل مشکل اینترنت، نخست باید اطلاعات دقیق و منظم درباره وضعیت شبکه، میزان اختلال، سرعت و سایر شاخصهای کیفیت اینترنت منتشر شود. شفافیت در این زمینه به مردم کمک میکند وضعیت شبکه را بهتر بشناسند .
*در گام بعد، توسعه ظرفیت شبکه، در گام نخست تقویت زیرساختهای ارتباطی، افزایش سرمایهگذاری و شناسایی و رفع گلوگاههای فنی است که باید با برنامه و زمانبندی انجام شود. همچنین لازم است حقوق کاربران در زمان بروز اختلال مورد توجه قرار گیرد و سازوکار مشخصی برای اطلاعرسانی و رسیدگی به مشکلات وجود داشته باشد.
*اینترنت پایدار امروز بخشی از زیرساخت زندگی، آموزش، خدمات و اقتصاد است. به همین دلیل، حل مشکلات آن با تصمیمهای مقطعی امکانپذیر نیست و به برنامهای مستمر، شفاف و قابل ارزیابی نیاز دارد. اعتماد عمومی زمانی تقویت خواهد شد که مردم آثار این برنامهها را در کیفیت اینترنت مشاهده کنند. مطالبه اصلی کاربران روشن است: اینترنت باکیفیت، پایدار و قابل اتکا و پاسخگویی شفاف مسئولان درباره وضعیت و آینده شبکه.