اتفاقاتی در تنگه هرمز در هفته گذشته افتاد که امریکا مجوز فروش نفت را لغو کرد و برخلاف یادداشت تفاهم تحریم جدید علیه ایران وضع کرد. محمود جامساز، اقتصاددان در نوشتاری برای ستاره صبح زوایای پیدا و پنهان یادداشت تفاهم 14 مادهای بین ایران و امریکا را بررسی و آسیب شناسی کرده که در ادامه میآید.
بند ۱: براساس این بند پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمام جبههها، از جمله لبنان، شرط اول این تفاهمنامه است. منظور، اتمام جنگ اسرائیل و لبنان است؛ با وجود اینکه اخیراً پیمان ترک تخاصم بین اسرائیل و لبنان با میانجیگری آمریکا منعقد شده، اسرائیل اعلام کرده است از خط زرد در النبطیه، جنوب لبنان، تا رفع تهدید حزبالله عقبنشینی نخواهد کرد. از این رو، شاهد ادامه درگیری دو طرف خواهیم بود که زنگ خطری برای شکست تفاهمنامه است. به طور کلی، اسرائیل از این تفاهمنامه راضی نیست.
سکوت تفاهمنامه در مورد موشکها و نیروهای نیابتی، این موضوع را متبادر به ذهن میسازد که جمهوری اسلامی حد و مرزی در تولید موشک و تقویت نیروهای نیابتی ندارد و این پاشنه آشیل تفاهمنامه خواهد بود.
بند ۳: براساس این بند تصریح شده که طرفین ۶۰ روز فرصت دارند تا به توافق نهایی برسند، در این بند توافق نهایی در ابهام است. هیچ توافقی بدون شفافیت به سرانجام نمیرسد و منجر به آتشبس شکننده خواهد شد که نتیجه آن گسترش بحران خواهد بود. آمریکا هم نیروهای خود را از منطقه خارج نخواهد کرد.
بند ۵ : براساس این بند تصریح شده که فقط طی ۶۰ روز تنگه هرمز باز خواهد بود و طی این مدت جمهوری اسلامی با سلطاننشین عمان در مورد مدیریت و حاکمیت تنگه و خدمات دریایی که از خط قرمزهای ترامپ است، گفتوگو خواهند کرد. جمهوری اسلامی از کنترل و اخذ عوارض از تنگه کوتاه نخواهد آمد. ضمناً عمان هم با اخذ عوارض از تردد شناورها از آبهای ساحلی خود موافق نیست. همچنین اشاره به مذاکره جمهوری اسلامی و عمان در متن تفاهمنامه بلاموضوع است، زیرا عمان طرف تفاهمنامه نیست.
تخصیص ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی ایران نیز در صورت توافق نهایی بین ایران و امریکا موضوعیت خواهد داشت؛ البته این سرمایهگذاری از سوی آمریکا انجام نمیشود، بلکه دیگر کشورها باید این سرمایه را تأمین کنند. جذب سرمایه معطوف به ثبات اقتصادی و سیاسی، امنیت مالکیت، تضمین اجرای قراردادها و مزیت نسبی است که ریسک سرمایهگذاری را به حداقل میرساند.
آزادسازی منابع مسدودشده ایران: آزادسازی پول های بلوکه شده فقط برای خرید کالاهای اساسی و معیشتی مانند گندم، دارو، ذرت و سویا از کشاورزان آمریکایی مجاز است. این در حالی است که دو شرکت بزرگ آمریکایی «کارگیل» و «بونگی»، به اتفاق دو شرکت بینالمللی دیگر عضو گروه ABCD، دهههاست که انحصار چندجانبه بازار تولید و تجارت غلات، فرآوردههای دانههای روغنی مانند سویا، روغنهای گیاهی، خوراک دام، گوشت و سایر محصولات کشاورزی را در سطح جهانی در دست دارند ؛لذا خرید این اقلام از آمریکا موضوع تازهای نیست که محل مناقشه باشد.
منابع حاصل از فروش نفت: طی ۶۰ روز فروش نفت تحت نظارت خواهد بود تا برای بهبود اقتصاد و معیشت مردم هزینه شود.
راستیآزمایی اجرای تعهدات هستهای ایران: براساس این بند که از مهمترین موارد تفاهمنامه است مقامات جمهوری اسلامی اعلام داشتهاند که با استناد به تعهد عدم پیگیری تولید سلاح هستهای در متن تفاهمنامه که به امضای رئیسجمهور جمهوری اسلامی رسیده است، نظارت بازرسان را لازم ندانسته و با آن موافقت نمیکنند.
بند ۷: براساس این بند ابهام در لغو کامل تحریمها وجود دارد که طی برنامه زمانبندیشده، به عنوان بخشی از توافق نهایی مطرح شده است؛ لذا چنین استنباط میشود که لغو تحریمها پس از توافق نهایی صورت میگیرد. ضمن آنکه تحریمهای اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل و بخشی از تحریمهای آمریکا که توسط کنگره مصوب شدهاند، از حدود اختیارات ترامپ خارج هستند. اروپاییها قائل به حل مسائل موشکی و نیروهای نیابتیاند و از این توافق ناراضی هستند. در مورد تحریمهای شورای امنیت نیز آمریکا فقط از یک رأی برخوردار است.
بند ۸: این بند به جابهجایی اورانیوم غنیشده یا رقیقسازی آن در محل تحت نظارت آژانس اشاره شده که ابهام دارد. اگر جابهجایی به مفهوم خروج از کشور است، رقیقسازی در محل به چه معناست؟
بند ۹: براساس این بند طرفین طی ۶۰ روز موقعیت فعلی خود را حفظ میکنند که شامل برنامه هستهای میشود. یعنی طی دو ماه، برنامه هستهای به همین وضعیت، بدون نظارت آژانس و بدون تحریم جدید ادامه مییابد؛ البته هیچ سازوکاری برای ضمانت اجرایی آن مشخص نشده است.
بند ۱۰: بر اساس این بند آمریکا متعهد میشود بلافاصله مجوز صدور نفت، پتروشیمی و سایر فرآوردههای جمهوری اسلامی و استفاده از خدمات بیمه، مبادلات بانکی، حملونقل و غیره را صادر کند. این اقدام ترامپ پس از بازگشایی تنگه هرمزاست.
بند ۱۱: در این بند تصریح شده که ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی در طول مذاکرات، به طور متقابل در مورد رویههای مربوط به آزادسازی ذخایر مسدودی جمهوری اسلامی توافق خواهند کرد. این وجوه در وجه ذینفع نهایی که توسط بانک مرکزی مشخص میشود پرداخت خواهد شد. این بند میتواند اقتصاد ایران را از فرسایش نجات دهد.
سندسیاسی مهم
سخن آخر آنکه این تفاهمنامه الزام حقوقی در پی ندارد، بلکه یک سند سیاسی مهم است که چنانچه به توافق نهایی منجر شود، باید از تصویب شورای امنیت سازمان ملل بگذرد. اما از زمان امضای این تفاهمنامه، با نقض مکرر آتشبس از سوی طرفین و برداشتهای متفاوت تیم مذاکرهکننده که خطر فرسایش اقتصادی و عمق نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی جامعه را درک کردهاند با جناح تندرو و رادیکال که هرگونه توافقی را خیانت به ایدئولوژی و آرمانهای انقلاب میدانند، مسیر توافق دشوار شده است. و فرایندی شکل گرفت که آمریکا معافیت فروش نفت ایران را لغو کند. این جناح آتشبس شکننده را بر توافق ترجیح داده است .