آنان که سالها مذاکره را بیفایده، پرهزینه یا نشانه عقبنشینی معرفی میکردند، ارزیابیشان از هزینه جایگزین مذاکره چیست؟ آنان که احتمال وقوع درگیری را ناچیز میدانستند، درباره آنچه در عمل رخ داد چه توضیحی دارند؟ و آنان که هر گونه هشدار را کنار میزدند، اکنون ارزیابیشان چیست؟ این پرسشها برای تسویهحساب سیاسی مطرح نمیشد. خطا در تحلیل، در روابط بینالملل هزینه ساز است .
پذیرش مسئولیت امری است که کمتر مورد توجه قرار میگیرد. تحولات سیاسی و امنیتی نشان دادند که واقعیت پیچیدهتر از روایتهای قطعی است و جهان مطابق شعار حرکت نمیکند. موضوع دیگری که در همین چارچوب مورد پرسش قرار میگیرد، وضعیت میان جنگ و صلح است؛ وضعیتی که سالها بهعنوان شرایطی قابل مدیریت و کمهزینه تصویر شد. آیا چنین بوده؟ هزینه اقتصادی، محدودیت بینالمللی، فرسایش فرصتهای توسعه، افزایش نااطمینانی و تأثیر تنش بر زندگی مردم، آیا واقعیت نیست؟ در چنین شرایطی، انتظار آن است که میان پیشبینیها و نتایج واقعی مقایسه صورت گیرد. اگر تحلیلها درست بودهاند، شواهد آن ارائه شود؛ و اگر چنین نبوده، درباره دلایل خطاها توضیح داده شود.
رسانهها در این میان مسئولیتی مهم بر عهده دارند. اعتماد عمومی زمانی حفظ میشود که رسانه تنها بازتابدهنده یک روایت نباشد، بلکه امکان طرح پرسشهای دشوار و بررسی انتقادی ادعاها را فراهم کنند. هنگامی که مسائل پیچیده سیاسی و امنیتی به دوگانههای ساده و پاسخهای از پیش آماده تقلیل پیدا میکنند، جامعه فرصت قضاوت آگاهانه را از دست میدهد. مسئله این نیست که چه کسی درست میگفت و چه کسی اشتباه میکرد. پرسش آن است که آیا میان تصمیمها، تحلیلها و پیامدهای آنها رابطهای از جنس مسئولیت وجود دارد یا نه؟ آیا کسانی که سالها از یک مسیر دفاع کردهاند، حاضرند درباره نتایج آن نیز سخن بگویند؟ آنچه در حافظه جامعه باقی میماند نه حجم شعارهاست و نه تعداد تریبونهایی که یک روایت را تکرار کردهاند. آنچه میماند واقعیت زندگی مردم، هزینه تصمیمها و میزان مسئولیتپذیری کسانی است که برای آن تصمیمها استدلال کردهاند. در سیاست، تحلیلها با تکرار معتبر نمیشود؛ تنها آزمون نهایی آن، واقعیت است. و واقعیت، دیر یا زود، فاصله میان روایت و نتیجه را آشکار میکند.