جمهوری أسلامی ایستادگی در برابر هجمه نظامی ابر قدرت جهان باضافه اسرائیل، صرف نظر از تحمل خسارات خود را پیروز میدان میداند.
*با بستن تنگه هرمز كه بطور طبیعی موقعیت ژئوپلیتیك ایران را تقویت نموده، مهمترین کارت خود را بازی كرد تا با افزایش بهای انرژی و اختلال در اقتصاد جهان، ترامپ را تحت فشار جهانی وادار به عقب نشینی نماید. اما همانطور كه در تئوری بازیها مطرح است، ترامپ گزینه محاصره دریایی تمام بنادر ایران را در مقابل گزینه انتخابی بستن تنگه هرمز بكار گرفت زیرا ٩٠ درصد محمولههای صادراتی و وارداتی كشور از این گذرگاه طبیعی دریائی عبور میکند و فشار اقتصادی و مالی بر جامعه وارد میسازد.
اما این محاصره جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم نخواهد كرد و در این راستا، فشارهای بیشتری را نیز با هدف گسترش بحران انرژی و آشفتگی اقتصادی در جهان با نیت عقب نشینی ترامپ تحت فشارهای داخلی و بینالمللی، تحمل خواهد نمود.
*جمهوری اسلامی یك تنه با بخش بزرگی از جهان درگیر شده و در میان مناقشهای نفس گیر قرار گرفته كه برون رفت از آن، مستلزم دست یافتن به یك راهكار طلائی است. طرفه آنكه جمهوری اسلامی با ارائه طرح ١٤ بندی، در پاسخ به پیشنهاد ترامپ، بر خواستهای خود افزوده و شرایط را پیچیدهتر از قبل از جنگ نموده و راه توافق را مسدود كرده است. اعلام آتش بس از سوی ترامپ فی الواقع مدیریت بحران است، اما مدیریت بحران زمانی به پایان میرسد كه ترامپ بفهمد كه جمهوری أسلامی به هیچ وجه زیر بار توافق نمیرود. احتمالاً این زمان نزدیك است زیرا مقدمات یك حمله نظامی دیگر فراهم شده است.
*آیا ترامپ دست به چنین اقدامی خواهد زد؟ صرف نظر از شروع بازیهای جام جهانی در ۱۱ ژوئن (21 خرداد)، انتخابات میاندوره آمریکا در نوامبر برگزار میشود اما مبارزات انتخاباتی عملاً از ماه سپتامبر آغاز میگردد. با توجه به تعطیلی کنگره در آگوست، ترامپ زمانی برای از دست دادن ندارد، او علیرغم اعلام پیروزی هنوز به هیچ یک از اهداف خود نرسیده و چنانچه این روند ادامه یابد پیروزی دموکراتها و کسب اکثریت کنگره حتمی خواهد بود و دست ترامپ در ادامه جنگ بسته خواهد شد و اعتبار سیاسی وی و حزبش ضربه خواهد دید، در مورد نتانیاهو هم وضع به همین منوال است زیرا انتخابات دولت در ماه نوامبر برگزار میشود او هم مانند ترامپ در مضیقه زمانست. لذا به نظر میرسد این بار پنجره دیپلماسی بسته شده و تمدید آتش بس در دستور کار ترامپ قرار ندارد.
*جمهوری اسلامی در بستن تنگه هرمز با برخورداری از قدرت جغرافیا، همچون ترکیه در بستن تنگه داردانل به روی بریتانیا و متحدانش در ۱۹۱۵ و جمال عبدالناصر در ملی کردن کانال سوئز و بستن تنگه در ۱۹۶۵ در نبرد با اسرائیل، فرانسه و بریتانیا تا کنون موفق عمل کرده، اما اهمیت حیاتی جهانی تنگه هرمز بعنوان یک آبراه طبیعی که تابع رژیم حقوقی کنوانسیون دریاهاست از یکسو و راستینگی و ماهیت قدرت و ظرفیت اجرایی ادامه کنترل ساحلی در تردد شناورها توسط جمهوری اسلامی، و اشتراک نظر کشورهای ذینفع در لزوم باز گشایی تنگه و اعزام ناوشکنهای برخی از کشورهای اروپایی و کره جنوبی به منطقه، موقعیت این تنگه را متمایز از تنگههای پیش گفته ساخته و عرصه را بر جمهوری اسلامی در نگهداشت وضع کنونی تنگه هرمز تنگ خواهد کرد. ضمن آنکه هیچ کشوری حتی چین و روسیه بعنوان شرکای استرتژیک جمهوری اسلامی در راستای منافع خود نیز از انسداد تنگه هرمز حمایت نمیکنند.
با این وصف اصول گرایان استشهادی آخرالزمانی بر عکس اصولگرایان طالب بقاء انقطاعی جنگ را بر هرگونه توافقی ترجیح داده و از آن استقبال میکنند. تا به پیروزی نائل شوند با این تکمله که واژه پیروزی از دیدگاه ایدئولوژی فراتر از مفهوم متعارف آن است.