کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس پس از انقلاب در مسیر توسعهیافتگی قرارگرفتهاند، با بهرهگیری از مدیریت مبتنی بر عقلانیت و خردورزی، بخشی از درآمدهای نفتی را به توسعه اقتصادی اختصاص داده و بخش از آن را در صندوقها یا حسابهای ثروت ملی خود ذخیره کردهاند، به طوریکه موجودی این ذخایر بهطور مثال در عربستان افزون بر ۹۰۰ میلیارد دلار و سایر کشورهای صادرکننده نفت در خاورمیانه بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار است . این ذخایر عامل مهمی در تابآوری این کشورها در مقابله با ریسکهای اقتصادی، تحریمها و ریسکهای سیاسی و نظامی هستند و قادرند كسر بودجه و تورم متأثر از این ریسکها را بهخوبی كنترل نمایند .
* مشکل کشورهای عضو همکاریهای خلیجفارس با جمعیتی نزدیک به ۹۰ میلیون نفر که حدود نیمی از آنها مهاجرند تأمین مواد غذایی است که به واردات وابسته است. امنیت مواد غذایی این کشورها با حساسیت بالایی با انسداد تنگه هرمز گرهخورده است. لذا ناچار متوسل به واردات از مسیر هوایی پرهزینه هستند که بر سطح عمومی قیمتها اثر فراینده دارد.
* ٢٧ كشور عضو اتحادیه اروپا در مسائل اقتصادی و سیاسی با یكدیگر مشاركت میکنند از مصادیق آن میتوان به همكاری این كشورها در مدیریت بحران مالی ٢٠٠٨ اشاره كرد . اما با این وصف در صورت ادامه انسداد تنگه هرمز، اتحادیه اروپا و بریتانیا در مدیریت بحران انرژی با خسارات زیادی روبهرو خواهند شد .
*كشورهای شرق آسیا نظیر چین، ژاپن، كره جنوبی و سنگاپور وهند كه اقتصاد قوی دارند، قادرند ریسکهای اقتصادی و سیاسی ناشی از جنگ جمهوری اسلامی و آمریكا و بستن تنگه هرمز را تا بازگشائی آن تابآوری داشته باشند. مدتزمان انسداد، تا حدودی مدیریت و كنترل كنند.
* آمریكا كه خود مستقیماً وارد جنگ با جمهوری اسلامیشده و بزرگترین نیروی دریایی جهان را در منطقه مستقر و به محاصره دریایی ایران پرداخته و صدها هدف را در جغرافیای كشور بمباران نموده، بیشترین هزینه جنگ را متحمل شده كه به بیش از یك میلیارد دلار در روز برآورد شده است. اما چنین هزینهای در برابر بودجه كل ٧ تریلیون دلاری و بودجه نظامی ٩١٠ میلیارد دلاری این كشور از وزن چندانی برخوردار نیست .
*آمریکا از افزایش بهای نفت و حجم صادرات خود، از میلیاردها دلار سود برخوردار شده است . اسرائیل نیز كه به همراه آمریكا حضوری گسترده در جنگ ١٢ روزه و جنگ اخیر ۴۰ روزه داشته متحمل خسارات فراوانی شده اما به پشتوانه مالی و لجستیکی آمریكا بهعنوان شریك استراتژیک سنتی خود قادر به مدیریت هزینههای جنگ و تبعات آن بر اقتصاد خویش بوده است.
پرسش این است که این جنگ چه اثری بر بازارهای مالی بینالمللی و شاخصهای اقتصادی جهانی داشته است؟
بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا باعث توقف ۲۰ میلیون بشکه نفت و گاز مایع طبیعی (آلان جی ) شده، به عبارتی بازار انرژی جهان یکپنجم عرضه خود را ازدستداده که بهای انرژی در جهان افزایشیافته است.
*گرچه عرضه ۴۰۰ میلیون بشکه ذخایر کشورهای جی ٧ و اجازه رفع تحریم محدود نفت روسیه و فروش بیش از ۱۰۰ میلیون نفت شناورهای جمهوری اسلامی تا حدودی به كاهش بهای نفت كمك كرد . اما مجدا قیمتها افزایش یافت و نفت برنت به ۱۲۶ دلار در هر بشکه هم رسید .
* شاخصهای بازارهای مالی كه همواره از نوسانات قیمت انرژی، اثرپذیرند بهتناسب تأثیرپذیری از بستن تنگه هرمز، کاهش یافتند، ازجمله شاخصهای مالی كره جنوبی ١٢ درصد و ژاپن ٦درصد تنزل كردند در درجه بعدی شاخصهای مالی اروپا بین ٤ تا ٥ درصد كاهش یافت. اما بازارهای مالی آمریکا كمترین تأثیر از افزایش بهای نفت را تجربه كردند. پیشبینی كارشناسان حوزه انرژی در مورد بهای نفت فراتر از واقع بود . بهای گاز مایع در اروپا، به قیمتهای جهشی بعد از حمله روسیه به اوکراین رسید و بنا بر گزارش مؤسسه آکسفورد در حدود ۳۰ یورو معامله شد .
*بازار بورس جمهوری اسلامی با تصمیمی درست موقتاً تعطیل شد. زیرا این بازار همواره تحت تأثیر شرکتهای بزرگ الکاپنی رانتی قرار دارد و گردش اطلاعات نامتقارن، در زمان جنگ و بحران، فضای سفته بازانه و ریسک را تشدید میکند و سپهر اقتصادی و قیمتها را با اختلال بیشتر مواجه میسازد که منجر به کاهش تابآوری مردم در برابر افزایش نجومی قیمتها میشود .