ترامپ در راستای مدیریت بحران انرژی اجازه فروش مقدار قابلتوجهی نفت روسیه و چندین میلیون بشكه نفت شناور جمهوری اسلامی كه در تحریم بودند را صادر كرد و به عرضه ۱۷۰ میلیون بشکه ذخایر خود همراه با ذخایر کشورهای «گروه هفت» مجموعاً معادل ۴۰۰ میلیون بشکه نیز پرداخت. گرچه این اقدامات تا حدی بحران را كنترل كرد اما كافی نبود. كشورهای عضو ناتو هم به درخواست ترامپ در مساعدت در راستای بازگشایی تنگه هرمز پاسخ رد دادند.
لذا ترامپ در یك اقدام تقابلی محاصره دریایی جمهوری اسلامی را از بنادر منتهی علیه سواحل شرقی ایران در اقیانوس هند تا تنگه هرمز و خلیجفارس آغاز كرد. تا جمهوری اسلامی را در فشار اقتصادی و تنگنای ارزی قرار دهد و با شرط بازگشائی تنگه هرمز به میز مذاكره بازگردد و فیالواقع تسلیم خواستهای آمریكا شود که نشد. وقوع جنگ بهویژه بستن تنگه هرمز، كشورهای جهان را در ابعاد متفاوت تحت تأثیر قرار داده است .
آمریكا بهعنوان بزرگترین تولیدكننده نفت جهان هیچ وابستگی به نفت خاورمیانه ندارد، گفته میشود تنها حدود یک درصد تا 2درصد نفت كالیفرنیا از خاورمیانه تأمین میشود اما در امتداد جنگ با جمهوری اسلامی محاصره دریایی را نهتنها یك سیاست کارآمد فلجکننده اقتصادی و مالی در راستای تسلیم جمهوری اسلامی میداند بلكه آن را بهعنوان یك ابزار پرقدرت نظامی سیاسی، اقتصادی در سطح جهان بهویژه كشورهای عضو ناتو و چین به نمایش میگذارد .
كشورهای ژاپن، چین و كره جنوبی به ترتیب بیشترین وابستگی به نفت خاورمیانه را دارند. اتحادیه اروپا هم پس از حمله روسیه به اوکراین و اعمال تحریم نفت روسیه، واردات نفت خود از خاورمیانه را ۹۰ درصد افزایش داده با این وصف ، اتصال زنجیرهای بحران انرژی نهتنها برافزایش بهای محصولات بالادستی نفت نظیر بنزین در اروپا بلكه بر بهای بنزین آمریكا نیز اثرگذار بوده است . البته چین به علت حجم ذخایر عظیم معادل یک تریلیون بشکه نفت و آمریكا به سبب بالاترین حجم تولید جهانی قادر به كنترل بحران بیش از سایر كشورها خواهند بود.
اما كشورهای عربی صادرکننده نفت حوزه خلیجفارس، گرچه با حجم ذخایر ارزی عظیم خود قادر به حفظ ثبات اقتصادی هستند، بااینحال از بستن تنگه هرمز متضرر شدهاند و به آمریكا برای بازگشائی تنگه هرمز فشار وارد میآورند .
انسداد تنگه هرمز تنها گذرگاه نفت و گاز نیست بلكه بسیاری از مواد خام معدنی نظیر سنگآهن و سنگهای ساختمانی، قیر، اوره، ورق آهن، آلومینیوم، محصولات پتروشیمی، كودهای شیمیایی و بسیاری مواد خام و فرآوری شده دیگر نیز از این گذرگاه صادر میشوند و واردکنندگان بهویژه هند و دیگر كشورهای شرق آسیا را به سبب انسداد تنگه با بحران روبهرو میسازند.
اما جمهوری اسلامی بیش از هر كشوری تحت تأثیر محاصره دریایی قرار میگیرد زیرا حدود ٩٠درصد تجارت خارجی ایران اعم از واردات و صادرات متوقف یا کاهش مییابد . بر اساس برآوردها، روزانه حدود ۵۰۰ میلیون دلار معادل ماهیانه ١٥ میلیارد دلار خساراتی است كه از تداوم محاصره دریایی ممکن است براقتصاد وارد شود. مضاف آنكه بنا بر تخمینهای محتاطانه ٢٧٠ میلیارد دلار خسارات ناشی از تهاجمات ویرانگر آمریكا و اسرائیل به کشور واردشده است.
استمرار محاصره دریایی نیز، كشور را پس از مدتی، با بحران نهادههای دامی، نهادههای صنعتی، دارو، كالاهای اساسی و دیگر مایحتاج وارداتی روبهرو میسازد و كمیابی کالاها را همراه با گرانی طاقتفرسا بر جامعه تحمیل میکند، که منجر بکاهش آستانه تحمل جامعه میگردد. این در حالی است که جمهوری اسلامی باوجود تنگناهای مالی ناشی از تحریمها و محاصره دریایی ناگزیر است تأمین مالی و لجستیک جنگ را بر جبران کاهش قدرت خرید جامعه مقدم شمارد و در مدیریت بحران داخلی با چالش روبهرو میشود .