بموجب این آتش بس، قرار است، تنگه هرمز که بطور طبیعی و منحصر بفرد، از عوامل مؤثر در تقویت ژئوپلیتیک ایرانست و با هدف ایجاد بحران انرژی و اختلال در اقتصاد جهانی، از سوی ایران مسدود شد تا ترامپ را تحت فشار جهانی به توقف جنگ وادار کند. باز گشائی گردد و مذاکرات در چارچوب شروط دو کشور متخاصم از سر گرفته شود. شکاف خواستههای حداکثری دوطرف عمیق است چون چند دور مذاکرات پیشین به شکست انجامیدو نبرد ۱۲ روزه و سپس جنگ اسفند را، با تهاجم آمریکا واسرائیل رقم زد که با حملات موشکی و پهبادی جمهوری اسلامی به کشورهای عربی خاورمیانه، وارد فاز منطقهای شد و 40 روز ادامه یافت. جمهوری اسلامی جنگ را فرسایشی کرد، اما تهدید ترامپ برای باز گشائی تنگه هرمز باعث شد فعلاً” آتش بس پذیرفته شود. این آتش بس، ضمن بازگشائی امن تنگه هرمز بطرفین دو هفته فرصت میدهد تا از طریق مذاکره در خصوص همان خواستههای حد اکثری که بارها مورد گفتوگو قرار گرفته و عدم پذیرش آن از سوی طرفین منجر به وقوع جنگ شده است را حلوفصل کنند.
طرح ۱۵ مادهای
محورهای اصلی طرح ۱۵ مادهای آمریکا همان خطوط قرمز جمهوری اسلامیست که آنها را قابل مذاکره نمیداند، زیرا پذیرش آنها بمعنای تسلیم است.
طرح ۱۰ مادهای
طرح ۱۰ مادهای ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی نیز که بادعای طرف آمریکایی متن فارسی آن متفاوت از متن انگلیسی آنست، عمدتاً” بر توقف حملات آمریکا و اسرائیل وخروج آمریکا از منطقه، تأمین خسارات مالی و لغو تمام تحریمها، و عبور محدود کشتیها به مدت دوهفته از تنگه هرمز و همچنین پذیرش غنی سازی ایران از سوی آمریکا و مذاکره در باره سطح غنی سازی، معطوف است. که بمفهوم توافقی در حد برجام است که ترامپ از آن خارج شد. ترامپ اظهار داشته که غنی سازی بالای صفر درصد را نمیپذیرد. لذا درخواست ایران مذاکرات را منجر به شکست خواهد کرد.
نقض توافق
جمهوری اسلامی اعلامکرده که طرح ۱۰ مادهای ایران توسط ترامپ پذیرفته شده و بهمین دلیل با آتش بس موافقت کرده. با این پیش زمینه فکری، قالیباف آمریکا را متهم به نقض ۳ ماده از مواد ۱۰ گانه جمهوری اسلامی از جمله حمله اسرائیل یه حزب الله و انکار حق غنی سازی ایران نموده و مذاکره را بی معنا خوانده است در حالیکه اگر قرار بود همه ۱۰ ماده پیشنهادات جمهوری اسلامی مورد پذیرش ترامپ قرار میگرفت، دیگر ورود به مذاکره بلاوجه میبود و سوت پایان جنگ به صدا در میآمد. جی دی ونس گفته بود که جمهوری اسلامی هرچه میخواهد بگوید، اما موضع آمریکا تغییر نخواهد کرد.
پنج خواسته امریکا
جمهوری اسلامی نیز به خوبی واقف است که پنج خواست اصلی ترامپ تغییر ناپذیر است، ۱- بازماندن تنگه هرمز بعنوان کریدور دریائی آزاد.۲-تحویل اورانیوم با غنای ۶۰ درصد. ۳-غنی سازی صفر درصد، ۴- کاهش برد و کمیت موشکها، و ۵- کنار گذاشتن الگوی نیابتی منطقهای.
گذشته از باز ماندن تنگه هرمز، ۴ خواست دیگر خطوط قرمز جمهوری اسلامیست، که پذیرش آنها بمنزله تسلیم است، و بآن تن در نخواهد داد. لذا راهی جز ادامه یک جنگ فرسایشی فرا روی خود نمیبیند. باین امید که آمریکا تحت فشارهای داخلی و بینالمللی، با اعلام پیروزی دست از جنگ بکشد. و جمهوری اسلامی در بقاء بماند و جشن پیروزی بگیرد.
آتش بس ناپایدار
اما آتش بس موقت و شاید ناپایدار به تعبیر ترامپ پیروزی بزرگی برای او است که میتواند با مباهات به تمام کشورهای ذینفع تنگه هرمز، که از مشارکت در بازگشائی آن امتناع کردند، بعنوان یک متاع ارزشمند بفروشد. و اعتبار سیاسی بینالمللی کسب کند.
هزینه-فایده
با این وصف هر یک از طرفین، آتش بس را دست آورد مهمی تلقی میکنند و با مجموعهای از ادراکات نامتجانس به روایت سازی پیروزی پرداختهاند. در حالیکه در این روایتها به آنچه از دست دادهاند نمیپردازند. جنگها همواره با صلح و یا با شکست یک طرف پایان میگیرد، اما هنگامی که عقلانیت بر توهمات چیره میشود و پای هرینه- فایده بمیان میآید، تازه فهم میشود که خسارات و ویرانیها چگونه پیروزی طرف پیروز را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است. و در مدیریت بحران داخلی نیز با چالشهای ساختاری عدیدهای مواجهیم که ادامه جنگ را بسیار پر هزینه خواهد کرد، که با منطق هزینه- فایده سازگار نیست. در این دوهفته طرفین با احتمال شکست مذاکرات به تجدید قوا میپردازند. بگفته ترامپ تمام نیروهای نظامی و تسلیحاتی مستقر در منطقه بر جای میمانند مضاف آنکه چند ناوگروه از جمله ناو گروه یو اس اس باکسر که از سواحل ساندیاگو به سمت منطقه حرکت کرده و ناوگروه بسیار پیشرفته و مجهز جورج دبلیو بوش و ناوگروه دلتا و و یگان ویژه لشگر ۸۲ شامل نیروهای واکنش سریع و چتر باز که برای جنگهای زمینی آموزش دیدهاند با آرایش نظامی و آماده باش تهاجمی هم در منطقه استقرار مییابند.
تقویت توان نظامی
از طرف دیگر جمهوری اسلامی هم به تقویت نیروهای نظامی و باز سازی مواضع موشکی و پهبادی خود خواهد پرداخت که مستلزم تأمین مالی و لوجستیکی بسیار گزافی است که با توجه به منابع محدود، خسارت به ظرفیت تولیدی صنایع پترو شیمی و صنایع فولاد و دیگر مواضع اقتصادی - صنعتی، فرودگاهها، از دست دادن تجارت ۲۹ میلیارد دلاری امارات که ۲۱ میلیارد دلار آن به تسهیل گری تجاری و دور زدن تحریمها از طریق پولشوئی معطوف میشد، کاهش تولید ناخالص داخلی متأثر از ناترازیها و بحرانهای اقتصادی دیر پا و خسارات ناشی از جنگ و قطع اینترنت که منتج به کاهش درآمدهای مالیاتی خواهد شد، سونامی بیکاری، ناشی از موج تعدیل نیرو در بخشهای مختلف اقتصادی و صنعتی، معضل کسر بودجه و نشر اسکناس و افزایش نقدینگی و تورم بویژه تورم سبد معیشتی و انباشت نارضاییهای عمومی، من حیث المجموع نظام را با چالش روبهرو خواهد کرد .
تا جائی که جنگ فرسایشی، منجر به فرسایش اقتصاد گردد و ادامه جنگ را عملاً” غیر ممکن سازد.
فرصت آخر
اما اینک پنجره دیگری که شاید آخرین فرصت باشد، برای خاتمه جنگ گشوده شده و جمهوری اسلامی را در برابر یک پیچ پر خطر تاریخی برای اتخاذ تصمیم قرار داده است. گرچه سیاستمداران به محو اسرائیل و استکبار ستیزی باورمندند اما اسلام در مواردی تقیه را جایز دانسته، مگر نظام، نوشیدن جام زهر را تجربه نکرده، مسئولان کشور لازم است بین صلح حسنی و جنگ حسینی با استعانت از عقلانیت یکی را انتخاب کنند. که متضمن حفظ تمامیت ارضی ومنافع ملی باشد.
تجربههای تلخ تاریخی
همواره در تاریخ از قرار داد ترکمان چای بعنوان قراردادی ننگین یاد میشود، اما اگر این قرارداد به همت و درایت قائم مقام فراهانی وزیر خردمند فتحعلیشاه منعقد نمیشد، اکنون شمال ایران به ویژه آذربایجان نیز بخشی از خاک پاک همیشه جاوید ایران نبود.
امروز هم جمهوری اسلامی نیازمند اتخاذ تصمیمات سخت در برهه سرنوشت ساز تاریخی است. اما صداهای ناهماهنگی در مورد آتش بس و مذاکره بگوش میرسد که دسترسی به آتش بس پایدار را تردید آمیز میسازد.
تنگه هرمز
تأخیر و تعلل در باز گشائی امن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی، مین گزاری بخش جنوبی آبراه واقدام در تبین رژیم حقوقی جدید در راستای کنترل تنگه و اخذ عوارض که مورد اعتراض آمریکا، کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپا و استرالیا و دیگر کشورهای جهان قرار گرفته، گامی نخست در ایجاد تزلزل آتش بس است. مضاف آنکه هرلحظه امکان حمله موشکی سپاه به اسرائیل در حمایت از حزب الله لبنان متصور است که در صورت وقوع، پایان آتش بس را رقم خواهد زد. حصول توافق بر دیگر محورهای بنیادین مذاکرات که سالها لاینحل مانده نیز بدون تغییر پارادایمی در اندیشه مذاکره کنندگان به عنوان سفیران کشورهای متخاصم نیز غیر ممکن است. این واقعیت را طرفین نیک میدانند، لذا این پرسش مطرح است که ترامپ از تمدید اولتیماتوم در شکل آتش بس دوهفتهای چه هدفی را دنبال میکند.
واقعیتهای میدان
بر اساس واقعیات میدانی و اختلال در اقتصاد جهانی دو هدف متصور است ۱- باز گشائی سریع تنگه هرمز در راستای کنترل بهای نفت و گاز و تقویت بازارهای مالی که تا حدودی به موفقیتی نا پایدار دست یافت. ۲- تنفس نیروها و خرید زمان لازم برای استقرار ناوگروههای جدید همراه با تفنگداران دریائی و نیروهای واکنش سریع در منطقه. تا در صورت عدم توافق بسرعت تشدید عملیات تهاجمی را با گسترش اهداف با مشارکت اسرائیل آغاز کند و باحتمال زیاد برخی از جزایر ایران از جمله خارک و لارک و لأوان را تصرف و زمینه را برای شکست نهائی جمهوری أسلامی و باز گشائی تنگه هرمز فراهم کند. در این راستا، چندان دور از ذهن نیست که برخی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس آمریکا را همراهی کنند. مضاف آنکه جبهه جدیدی در خاورمیانه شکل گرفته که از اقدامات ترامپ حمایت میکند. بر این اساس ما حمایتهای خاورمیانه را از دست دادهایم و با انزوای اقتصادی و سیاسی مواجه شدهایم.