این دو کشور هرجا ببینند نفع و سود وجود دارد، متحدان خود را رها میکنند و حتی برای خوشایند آمریکا و دیگران از پشت خنجر هم میزنند. اتفاقی که در سوریه افتاد و این کشور سقوط کرد و به دست غرب افتاد. همچنین آنچه در کاراکاس رخ داد، عبرتی معنادار برای دولتهایی چون ایران است که استراتژی «نگاه به شرق» را مفید دانسته و میدانند. واقعیت این است که روسیه و چین به طور آشکار و پنهان، با آمریکا، کشورهای عربی، اسرائیل و دیگران همسو هستند و متحدان خود را قربانی میکنند. این درس عبرتی است برای ایران که نباید به روسیه و چین تکیه کند و تا دیر نشده سیاست توازن شرق و غرب را پیش بگیرد.
*حجم داد و ستد چین با آمریکا در سال حدود ۶۵۰ میلیون میلیارد دلار برآورد میشود. چین پای شش قطعنامه شورای امنیت علیه ایران را امضا کرد و از ادعای امارات درباره سه جزیره ایرانی حمایت نمود و در جنگ 12 روزه هم کاری برای ایران نکردند.
* روسیه جز سلاح و مواد غذایی چیز دیگری ندارد. روسیه، همانند چین، از ادعای امارات بر جزایر سهگانه حمایت کرد و در جنگ ۱۲ روزه نیز کاری برای ایران نکرد. پس دوستی با این کشور چه فایدهای دارد؟
*روسها از دادن سامانه اس-۴۰۰ به ایران خودداری کردند؛ این سامانه را به ترکیه دادند اما به ایران ندادند. مسکو در راهاندازی نیروگاه بوشهر تعلل کرد. شنیده شده که اکنون حدود ۵۰۰ کارشناس چینی در نیروگاه بوشهر کار میکنند و حقوق دلاری میگیرند؛ نیروگاهی که تنها یک درصد برق کشور را تأمین میکند. این در حالی است که این یک درصد برق را میتوان به راحتی از طریق نیروگاههای خورشیدی یا ترکیبی تأمین کرد. پس همکاری با روسها هزینهاش بیشتر از فایدهاش است.
وقتی چنین است سیاستها باید تغییر کند و واقعیتها پذیرفته و به حرف کارشناسان و تکنوکراتها عمل شود. آمریکا و چین هر دو به دنبال نفت ارزان هستند. اگر نفت ونزوئلا در اختیار آمریکا قرار گیرد، واشنگتن و پکن بر سر قیمت توافق میکنند و قیمت انرژی را در دنیا کنترل کرده و به روسیه، عربستان و دیگر کشورهای صاحب نفت از جمله ایران ضربه میزنند.
روسها همانطور که در جریان فرار بشار اسد از دمشق بودند، در جریان حمله شبانه آمریکا به محل سکونت نیکلاس مادورو نیز بودند، اما کاری انجام ندادند. روسها پیشتر گفته بودند که از ونزوئلا در برابر آمریکا حمایت میکنند، اما دیدیم که کاری نکردند. پوتین با ترامپ توافق کرد تا ترامپ او را از باتلاق جنگ اوکراین بود، نجات دهد.
خطر آنجاست که دونالد ترامپ دو بار ایران را در خصوص برخورد با معترضان تهدید کرده است. همانطور که پیشتر به ایران حمله کرد، بعید نیست این بار نیز به ایران حمله کند و چاههای نفت ایران را همچون ونزوئلا در اختیار بگیرد. اگر این اتفاق بیفتد که امکانش هست آنگاه آمریکا نبض انرژی دنیا را در دست خواهد گرفت و با توافقاتی که ترامپ با عربستان، قطر و امارات بسته را اجرایی خواهد کرد.
سیاست نگاه به شرق جواب نداده و باید کنار گذاشته شود.
خطر جدی است و نباید آن را سرسری گرفت. باید کاری کرد که جنگ نشود، جنگ برای کشور خطرناک خواهد بود.