از آنجا که رؤسای جمهور و اعضای پارلمانها نیاز به رأی مردم دارند، خود را در برابر آنها پاسخگو میدانند. در دموکراسیهای آزاد، شهروندان اختیار و حقوق خود را به افرادی واگذار یا تفویض میکنند که اکثریت آرا، یعنی بالای ۵۰ درصد را کسب کرده باشند تا از سوی آنها بتوانند وکالت کنند و «تصمیمسازی» و «تصمیمگیری» را بهگونهای انجام دهند که رأیدهندگان میخواهند.
وقتی رأیدهندگان احساس کنند که منتخبان آنها تصمیمی گرفتهاند یا اقدامی کردهاند که موجب ضرر و زیان آنها شده است، دست به کار میشوند و آنها را از طریق صندوق رأی از وکالت خود عزل میکنند و افراد دیگری را به جای آنها برمیگزینند.
۱. دونالد ترامپ، تاجر، هتلساز و بسازوبفروش، غیرآشنا به علوم سیاسی، جامعهشناسی و حقوق، در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۶، خانم هیلاری کلینتون، حقوقدان و نامزد دموکراتها را شکست داد و به قدرت رسید و موقعیت آمریکا را در داخل و خارج متزلزل کرد. اکثریت مردم پس از چهار سال از عملکرد او ناراضی بودند.
۲. آمریکاییها در انتخابات ۲۰۲۰، دونالد ترامپ را که به موقعیت آمریکا و منافع مردم لطمه زده بود، از اریکه قدرت پایین کشیدند و قدرت را به جو بایدن دموکرات سپردند. ترامپ کوشید بگوید تقلب شده است، اما موفق نشد. طرفدارانش را تشویق کرد به کنگره حمله کنند، ولی تیرش به سنگ خورد و قانون مانع بقای او در قدرت شد. این یعنی اجرای قانون و تغییر رئیسجمهور با صندوق رای.
۳. جنگ آمریکا با ایران باعث شد قیمت انرژی در آمریکا گران شود. آمریکاییها به جای اینکه به خیابان بیایند، راه مسالمتآمیز را برگزیدند و با صندوق رأی، کنگره را از چنگ دموکراتها درآوردند. این شگفتی دموکراسی است که بدون خشونت و خونریزی، قدرت را میتوان جابهجا کرد.
۴. برخورد جمهوریخواهان با جهان، برخورد سختافزاری است که میراث قرن بیستم است، ولی دموکراتها که طبقه متوسط را نمایندگی میکنند، برخوردشان با جهان، برخورد نرمافزاری و بهرهگیری از دیپلماسی است. به همین دلیل بود که باراک حسین اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، توانست علیه ایران اجماع جهانی ایجاد کند و حتی همراهی چین و روسیه را به دست آورد؛ کاری که ترامپ نه در دوره اول و نه در دوره دوم نتوانست انجام دهد.
۵. عدهای در ایران پیروزی دموکراتها را پیروزی جمهوری اسلامی میدانند. هرچند جنگ ویرانگر آمریکا علیه ایران در شکست جمهوریخواهان و ایجاد نارضایتی نقش داشت، اما نمیتوان این اتفاق را پیروزی نامید، چون مثلث دموکراتها، جمهوریخواهان و اسرائیل همچنان به قوت خود علیه ایران باقی است.
دموکراتها به حقوق بشر حساساند، ولی جمهوریخواهان نه. قدرت گرفتن دموکراتها به حال ایران مفید نیست، چون قدرت لابی، رایزنی و اجماعسازی آنها بهمراتب بیشتر از جمهوریخواهان است. پس نباید به شکست جمهوریخواهان و قدرت گرفتن دموکراتها دلخوش بود بلکه باید به دنبال رفع اختلافات با امریکا رفت.
ترامپ دو ماه فرصت دارد. کنگره تا دو ماه دیگر همراه ترامپ خواهد بود. بعد از آن هم ترامپ دو سال رئیسجمهور آمریکا خواهد بود و برای ایران خطری بالقوه است مگر این که مصالحه صورت گیرد.
زلزله سیاسی که در آمریکا اتفاق افتاد، عبرتآموز است. گرانی پاشنه آشیل دولتهاست. واقعیت این است که جنگ، همانطور که اقتصاد دنیا را تحت تأثیر قرار داده، اقتصاد ایران را هم تحت تأثیر قرار داده است.
انتظار این است که به مردم فرصت داده شود تا نظرشان را درباره جنگ، صلح، وضعیت اقتصادی و تنش منطقهای بیان کنند. اگر دموکراسی برای آمریکا خوب است و باعث شکست ترامپ و جمهوری خواهان شده است، برای ایران هم میتواند خوب باشد مشروط بر اینکه انتخابات آزاد برگزار شود تا وزن و جایگاه اصولگرایان در بین مردم مشخص شود.