انتخابات میاندورهای با توجه به روال تاریخی، به احتمال زیاد به زیان جمهوریخواهان منجر میشود که اتفاق غیرمنتظرهای نیست که برخی در تهران، باخت ترامپ را به باخت جمهوریخواهان نسبت میدهند. درست است که ترامپ به توافقی که بتواند به او و حزبش اعتبار بخشد، دست نیافته است؛ اما از اردیبهشت ۹۷ که ترامپ از برجام خارج شد، با وجود اینکه آمریکا دوران اوباما و بایدن را که با جمهوری اسلامی رفتاری مبتنی بر تسامح و تساهل برای احیای برجام داشتند، تجربه کرده، تاکنون هزینههای بسیار گزافی بر جمهوری اسلامی تحمیل شده است؛ بهطوریکه در سالهای ۹۷ و ۹۸، پس از الغای برجام، اقتصاد ایران ۱۳ درصد کوچکتر شد.
* رشد اقتصادی در حدی نبود که آسیبهای وارده به اقتصاد کشور را ترمیم کند. نرخ دلار که منعکسکننده مجموعه اوضاع و احوال کشور در مقایسه با شرایط اقتصادی دیگر کشورهاست و نسبت به تحولات بازارهای بینالمللی حساس است، بر اساس جداول تاریخی بازار آزاد، از ۳۸۲۶ تومان در سال ۱۳۹۶ به ۱۰۵۷۷ تومان در سال ۹۷، یعنی سال فروپاشی برجام، رسید و پس از آن با روندی صعودی پیدا کرد و از مرز ۲۷۰ هزار تومان هم فراتر رفت؛ یعنی بیش از ۷۰ برابر رشد کرد که بهمنزله افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی است.
*سیر صعودی تورم و کاهش ارزش پول ملی هم در این بازه زمانی، یعنی از سال ۹۶ (پیش از فروپاشی برجام) تا پایان مهر امسال، بسیار قابل تأمل است.
*تورم سالیانه از ۹.۶ درصد به ۷۸.۶ درصد رسیده و پول ملی از سال ۱۳۹۶ تا مهر ۱۴۰۵، ۲۹۲۷۸ برابر افت ارزش داشته و قدرت خرید ریال ۹۶.۵۵ درصد کاهش یافته است.
* شاخصها وضعیت اقتصادی روبهافول کشور را از زمان تشدید تحریمهای آمریکا، بازگشت تحریمهای شورای امنیت و تحریمهای اتحادیه اروپا و وقوع دو جنگ، بستن تنگه هرمز، محاصرههای دریایی و هوایی و تشدید فشارهای اقتصادی و مالی روایت میکنند.
*گرچه ناترازیها و نابسامانیهای اقتصادی را نمیتوان به مناقشات جمهوری اسلامی و آمریکا مرتبط دانست؛ چراکه اصولاً از عملکرد ساختار بیمار اقتصاد سیاسی سرمایهداری دولتی رانتی، انتظار دستیابی به یک اقتصاد توسعهیافته و شکوفا نمیرود؛ اما بیتردید این مناقشات که کشور را با نیمی از جهان در ستیز قرار داده، با تخصیص نابهنجار منابع، اتلاف ثروت ملی، قرار گرفتن در انزوای اقتصادی و خروج از زنجیره تأمین جهانی، لبههای تیز ابزارهای مقاومت اقتصادی نظام را در برابر تکانههای اقتصادی و ارزی و شوکهای اقتصادی بسیار کند ساخته است؛ بهطوریکه قرار گرفتن در معرض هر شوک جدید داخلی و برونمرزی، اقتصاد کشور را فرسودهتر و شرایط زندگی و معیشت اکثریت جامعه را وخیمتر میکند.
* وقوع جنگی دیگر و یا ادامه وضع موجود که به وضعیت نه جنگ و نه صلح تعبیر میشود، اقتصاد کشور را فرسوده و سختیهای معیشتی بیشتری را بر مردم تحمیل میکند.
گرچه هنوز مذاکرات در جریان است و به گفته رئیس شورای امنیت ملی، با پاسخ دادن به نامه ونس، توپ در زمین آمریکاست؛ اما در حقیقت، شروط جمهوری اسلامی برای بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد، شروطی برای گریز از توافق است؛ زیرا جمهوری اسلامی از مواضع ترامپ، بهویژه اولویت مذاکره در پروژه هستهای و اورانیومهای غنیشده، آگاه است و توافق در این زمینه را خط قرمز ایدئولوژیک خود میداند. لذا در این لحظات سرنوشتساز، دستیابی به توافقی پایدار تردیدآمیز است.
*ترامپ بارها از تاریخ ۳ نوامبر و پایان یافتن تعارضات با جمهوری اسلامی سخن گفته بود. اگر در آخرین لحظات توافقی حاصل نشود، ترامپ از ۴ نوامبر به بعد تغییر رفتار خواهد داد؛ زیرا جنگ، بحران اقتصادی و انرژی، آسیبهای تجهیزاتی و انسانی، هزینه هزاران میلیاردی و تشدید حملات پهپادی و موشکی سپاه، اگر قرار بود انتخابات میاندورهای را به زیان ترامپ رقم بزند، کموبیش تأثیرات خود را گذاشته است. لذا فضای انتخابات از این آثار تهی شده و نگرانیهای ترامپ، تردیدهای وی را در تصمیمگیری کاهش داده است.
بنابراین، با توجه به کیش شخصیتی وی، اگر جمهوریخواهان بازنده باشند، مهم نیست؛ چراکه دغدغه انتخابات دیگری را ندارد و دو سال دیگر در کاخ سفید ساکن است و بهعنوان رئیسجمهور میتواند تصمیمات کنگره را وتو کند.
ترامپ همچنانکه بارها گفته، قصد ندارد حل مسئله جمهوری اسلامی ایران را به سلف خود واگذار کند. از این رو، تغییر رفتار ترامپ پس از پایان رأیگیری در مورد جمهوری اسلامی دور از انتظار نیست.