در ملاقات لی چیانگ، نخستوزیر چین، و عارف نیز بر کاهش تنش از طریق مذاکره و رفع اختلافات از مسیر دیپلماسی تأکید شده است.
سالهاست که روسیه و ایران از روابط راهبردی بینابینی بهره بردهاند، اما وقتی پای منافع ملی به میان میآید، روسیه بدون گسست روابط، در راستای منافع خود عمل میکند. معامله ۱.۸ میلیون تنی گازوئیل و لغو محدودیت تحریم نفتی روسیه از سوی آمریکا تا اواخر آوریل، امتیاز بزرگی است که روسیه را در برابر اوکراین تقویت میکند و در مقابل، حمایت روسیه از جمهوری اسلامی را کاهش میدهد. احتمالاً سفر لاوروف به تهران باید در همین رابطه ارزیابی شود.
چین از آنجا که طالب گشایش تنگه هرمز است، به نظر میرسد بهطور ضمنی از حمایتهای ماهوارهای، اطلاعات نقطهزنی و برخی کمکهای تجهیزاتی به جمهوری اسلامی خودداری کند.
با نزدیک شدن انتخابات اسرائیل، روابط ترامپ و نتانیاهو که به سردی گراییده بود، گرم شده و ترامپ آشکارا از نامزدی وی حمایت کرده است. همچنین، آنها در مورد حمله مشترک به جمهوری اسلامی به توافق رسیدهاند. حوثیها نیز توسط دولت قانونی یمن و عربستان، با حمایتهای پاکستان و ترکیه، تضعیف شدهاند و کارایی آنها در جنگ احتمالی آمریکا و جمهوری اسلامی زیر سؤال است.
از منظر نشانهشناسی، همه نشانهها حاکی از وقوع جنگ سوم است. این در حالی است که ترامپ بر نیروهای دریایی نظامی خود نیز افزوده و رزمناو روزولت هم به منطقه میپیوندد. اسرائیل نیز آمادگی خود را برای ورود به جنگ اعلام کرده است.
با این اوصاف، جناح جنگطلب از این جنگ استقبال کرده و با فرسایشی کردن آن، قصد خسته کردن طرف مقابل و اخذ امتیازات بیشتر را دارد. عملکرد یک نظام اقتصادی مبتنی بر الزامات علم اقتصاد بهگونهای است که در مقابل تکانههای اقتصادی، سیاسی و مالی، بدون فروپاشی مقاومت میکند، خود را با آن تطبیق میدهد و پس از رفع بحران، روند توسعه همهجانبه و پایدار را به روال پیشین ادامه میدهد. ویژگیهای چنین نظامی را میتوان با مؤلفههایی چون آموزش سرمایههای انسانی، انعطاف در سیاست خارجی، نهادهای باثبات، ثبات اقتصادی، تنوع تولید و حکمرانی خوب برشمرد.
واکاوی کاهش ارزش پول ملی به میزان ۹۹.۹۹۳ درصد طی ۴۷ سال گذشته و در جریان بحرانها، ناتوانی اقتصادی را آشکار میسازد.
شوک اقتصادی، ارزی، سیاسی و... در کوتاهمدت، متغیرهای کلان اقتصادی، از جمله تورم، ارزش پول ملی، نرخ ارز، تولید ناخالص داخلی، درآمد ملی، نرخ بیکاری، قدرت خرید، گرانی، فقر و دیگر متغیرهایی را که در یک زنجیره ارتباطی گسستناپذیر با یکدیگر تعامل دارند، تحت تأثیر قرار میدهد و سیاستگذار را در مهار ناترازیها خلع سلاح میکند.
ناتوانی اقتصاد در بازسازی خود، نهتنها متأثر از تحریمهای بینالمللی، انزوای اقتصادی، جنگ، محاصره دریایی و هوایی است، بلکه ریشه در ساختار اقتصادی معیوبی دارد که هدف آن تأمین رفاه، آسایش و امنیت خاطر شهروندان نبوده است؛ بلکه تحت تأیید ایدئولوژیک، از مسیر خود منحرف شده است.
گزارش بانک جهانی حاکی است که نرخ تشکیل سرمایه نسبت به تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۲۰۲۴، حدود ۱۳ درصد بوده است؛ در حالی که این نسبت در چین ۴۰ درصد، کره جنوبی ۳۱ درصد، ترکیه ۳۰ درصد و هند ۳۳ درصد بوده است.
پیشبینیهای رشد اقتصادی منفی در سال جاری، روایت ناخوشایندی از به تحلیل رفتن توان اقتصادی کشور است. کاهش توان اقتصادی، ورود به یک جنگ فرسایشی را زیر سؤال میبرد.
با این حال، اگر جنگی رخ دهد جامعه به سطح پایینتری از رفاه سوق داده خواهد شد.
تابآوری یک متغیر خطی نیست. آنچه درجه تابآوری را تعیین میکند، عبارت است از: ذخایر موجود و نحوه استفاده از آنها، کاهش واردات به دلیل محاصره و تنگناهای ارزی، کمبود کالاها، بهویژه کالاهای اساسی، نحوه مدیریت سهمیهبندی و جیرهبندی نیازهای اساسی و مبرم مردم، میزان منابعی که در راستای تداوم جنگ جذب میشوند، کاهش تولید و به تبع آن درآمد ملی، تداوم کاهش واردات تا مرز توقف، و فساد توسط رانتخواران.
نقطه انجماد یعنی قطع جریان نقدی ورودی و کاهش توان اقتصادی برای ادامه جنگ. ذوب شدن یخ انجماد منابع ورودی، در گرو گرم کردن تنور مذاکراتی است که به بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی و هوایی منجر شود.
این تصمیم تنها به اراده جناح بقاطلب منحصر نیست، بلکه مستلزم اجماع همه جناحهای صاحب قدرت، پیش از تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل است.
تأخیر در این امر، جنگ احتمالی پیش رو را برای مُلک و ملت با مخاطرات و خسارات جانی و مالی روبهرو خواهد کرد که جبرانناپذیر خواهند بود.