پرسش این نیست که ایران چقدر ثروت دارد؛ پرسش این است: چرا این ثروت عظیم هنوز به رفاه پایدار، اشتغال شرافتمندانه و امنیت اقتصادی مردم تبدیل نشده است؟
پنج زخم اقتصاد
۱. بیماری هلندی: درآمد نفت بهجای تقویت تولید رقابتپذیر، اقتصاد را به واردات، رانت و نوسانات ارزی وابسته کرده است.
۲. تحریمها: محدودیت فروش نفت، نقلوانتقال پول و جذب سرمایه، هزینه تولید را بالا برده و فشار را به سفره مردم منتقل کرده است. تحریم تنها علت مشکلات نیست؛ ضعف داخلی آثار آنها را تشدید میکنند.
۳. خامفروشی: نفت، گاز و مواد معدنی باید پیشران زنجیرههای صنعتی، فناوری، صادرات و اشتغال باشند؛ نه صرفاً کالایی برای فروش و تأمین هزینههای روزمره.
۴. انحراف منابع بیننسلی: صندوق توسعه ملی برای تبدیل ثروت پایانپذیر به سرمایه ماندگار ایجاد شد؛ نه برای آنکه هرگاه بودجه کم آورد، به قلک دولت تبدیل شود.
۵. حکمرانی غیرشفاف: بدون شفافیت قراردادها، مبارزه با فساد، ثبات مقررات، شایستهسالاری و پاسخگویی، حتی بزرگترین ذخایر طبیعی تضمینکننده توسعه نیستند.
سه درس راهبردی
- نروژ: درآمد نفت را در چارچوبی قانونمند به داراییهای مالی بلندمدت تبدیل کرد و برداشت از ثروت نفتی را تحت قواعد مالی قرار داد.
- بوتسوانا: با مشارکت دولت و شرکت د بیرز در شرکت مشترک دبسوانا، از ظرفیت الماس برای کسب درآمد و تأمین مالی توسعه بهره گرفت؛ هرچند این تجربه نیز بدون چالش نبوده است.
- درس مشترک: منابع طبیعی زمانی نعمت توسعهاند که قراردادها منصفانه، نهادها پاسخگو، سرمایهگذاری مولد و منافع نسلهای آینده محفوظ باشد.
پنج اقدام فوری برای نجات ثروت ملی
۱. صیانت از صندوق توسعه ملی: منع برداشتهای بیضابطه برای هزینههای جاری و انتشار عمومی گزارش داراییها، تعهدات و بازده سرمایهگذاریها.
۲. توقف خامفروشیِ فاقد توجیه: توسعه پالایش، پتروشیمی، فرآوری معدنی و صنایع پاییندستی با ارزیابی دقیق اقتصادی و زیستمحیطی.
۳. اصلاح بودجه و مهار رانت: کاهش وابستگی هزینههای جاری به نفت، اصلاح معافیتهای غیرضروری و شفافسازی تخصیص منابع و قراردادها.
۴. جذب سرمایه و فناوری: کاهش نااطمینانی، تضمین حقوق مالکیت و پیشبینیپذیر کردن مقررات؛ همراه با دیپلماسی فعال برای کاهش تحریمها و هزینه مبادلات.
۵. پاسخگویی: هر پروژه ملی باید با شاخصهای روشنِ اشتغال پایدار، بهرهوری، ارزآوری خالص، انتقال فناوری و آثار زیستمحیطی سنجیده شود؛ نه با وعده و تبلیغات.
جمعبندی
ایران برای توسعه، فقط به نفت بیشتر نیاز ندارد؛ به حکمرانی بهتر، سرمایهگذاری مطمئنتر، اقتصاد رقابتیتر و اعتماد عمومی بیشتر نیاز دارد.
ثروت زیر زمین، تا زمانی که به دانش، تولید، زیرساخت و رفاه مردم تبدیل نشود، صرفاً یک ظرفیت بالقوه است. هیچ ملتی با فروش میراث نسلهای آینده و مصرف آن در هزینههای امروز، به توسعه پایدار نمیرسد.
نفت باید سرمایه آینده باشد، نه مُسکن امروز؛ صندوق توسعه ملی باید امانت نسلها باشد، نه قلک دولت؛ و معیار موفقیت حکمرانی، نه حجم منابع زیرزمینی، بلکه کیفیت زندگی مردم است.ایران فقیر از منابع نیست؛ مسئله، چگونگی مدیریت، توزیع و تبدیل منابع به ثروت پایدار است. این همان آزمون بزرگ حکمرانی است.