-کاربردی کردن جامعهشناسی از طریق طرح مسائل اساسی جامعه و کوشش در جهت توصیف، تبیین و حل آنها.
معرفی جایگاه و نقش جامعهشناسی به افراد و گروه های مختلف جامعه بویژه جوانان دانشآموز.
باتوجه به این دو سیاست مهم انجمن جامعهشناسی ایران، بهعنوان عضوی از این انجمن و اجتماع علمی جامعهشناسی؛ به گوشهای از توفیق و ناکامی توأمان آن در چند بخش اشاره کرد:
1- انجمن جامعهشناسی ایران به شکل یکپارچه و متمرکز یک مکان سوم نیست، اما تا حدودی زیست شبکهای اعضا در برخی گروههای علمی- تخصصی آن، نمود و معنا یافته است.
شبکهسازیها، انتخابات داخلی و کانالهای ارتباطی در این گروهها؛ در واقع خردهپاتوقهایی میسازند که اعضا میتوانند دغدغههای مشترک خود را به صورت داوطلبانه و خارج از مناسبات خشک دانشگاهی در آنها به اشتراک بگذارند و حس تعلق حرفهای ایجاد کنند. اما در همین حال این گروههای ریشهدار و شبکههای زیستی اجتماع علمی جامعهشناسی، مانند جزایری جداگانه و با ارتباط ناکافی بینرشتهای هم میان خود و هم در ارتباط و همکنشی مناسب و کافی با دانشجویان این حوزه درحال فعالیت هستند. این ارتباط شبکهای براساس بند دومی که از اساسنامه انجمن در خطوط بالاتر گفته شد با نهاد مدرسه و دانشآموزان برای آشنایی با این نهاد و دانش جامعهشناسی تقریباً هیچ است .
2 - در شرایطی که نهادهای رسمی بستر مناسبی برای نقد و گفتوگو فراهم نمیکنند و جامعه با نوعی رهاشدگی روبهروست، انجمن به صورت پراکنده و مقطعی در دورههای مختلف کاری و بنابر شیوههای مدیریتی روسای وقت انجمن، سیاستگذاریها و برنامهریزیهایی داشته است اما این کافی نیست. انجمن باید به صورت بالقوه و همیشگی با راهبردهای مشخص نقش یک لنگرگاه هویتی را برای دانشجویان، پژوهشگران، جامعهشناسان و کنشگران ایفا کند. ضروری است این نهاد با ایجاد فضای گفتمانسازی و ارزشگذاری بر نقد، تلاش کند تا از فرسایش و انزوای فکری اعضای خود جلوگیری نماید.
3- یکی از موانع انجمن برای تبدیل شدن به یک پاتوق زنده و ارگانیک اعضای خود، خطر غلتیدن در چارچوبهای بیشازحد رسمی و تبدیل شدن به امتداد نهاد دانشگاه است. زمانی که زبان انجمن از درک زیستجهان روزمره و پویایی لایههای درونی جامعه فاصله بگیرد و صرفاً به برگزاری نشستهای رسمی، ساختارهای سلسلهمراتبمحور و صدور گواهینامه محدود شود، از کارکرد مکان سوم بودن تهی شده و به چالش مهم افتادن در دام قفس آکادمیک گرفتار میشود.
4 - انجمن جامعهشناسی ایران از نداشتن یک خانه یا فضای فیزیکی و مستقل برای دیدارهای غیررسمی، مستمر و روزمره اعضا، رنج میبرد. در نتیجه، بار اصلی این پاتوقسازی به دوش فضاهای مجازی، گروههای پیامرسان و کانالهای تخصصی جامعهشناسان، دانشجویان این رشته و علاقهمندان به جامعهشناسی منتقل شده است.
5- در سرزمینی که طی سده اخیر درگیر سه انقلاب، جنبشها و خیزشهای اعتراضی متعدد و سه جنگ با کشورهای دیگر بوده و تبدیل به آزمایشگاه مسائل و پدیدههای اجتماعی شده است؛ انجمن در تلاش برای توصیف و تبیین سیاستهای کلان نظام حکمرانی در پیشگیری از وقوع جنگ احتمالی در آینده، و دیگر بحرانها و پدیدههای آسیبزا، با قوت و براساس سرمایههای خود و این رشته، چندان با قوت، استمرار و جسارت حرفهای عمل نکرده است.
این موارد عبارتند از: گسترش آسیبهای فردی و اجتماعی، بحرانهای اقتصادی ناشی از جنگ و سیاستهای تعامل با جهان، ضرورت توجه دادن نظام حکمرانی به فضای باز سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جامعه برای تقویت مشروعیت و سرمایه اجتماعی، توجه به تکثر و تنوع قومی، فرهنگی، دینی، مذهبی و سیاسی ایرانیان داخل کشور، ایجاد بستر مناسب برای شنیده و دیده شدن مطالبات، انتظارات، نقدها و اعترضات گروههای مختلف جامعه در قالب مخالفان و منتقدان، کمک به کاهش فراوانی زندانیان با اتهامات مختلف، ابهام در انتساب و ماهیت جرائم، دادرسی آنها و استفاده از حقوق ترمیمی به جای حقوق تنبیهی.
6- ️ اگر بنا بود این نهاد تخصصی تنها به برگزاری نشست با افرادی انتخاب شده و محدود، همایشهای سالانه غیرکاربردی، برگزاری مجالس ترحیم و نکوداشت، و صدور بیانیههای محافظهکارانه مورد پسند گفتمان رسمی بسنده کند؛ پس فلسفه وجودیاش چیست؟ چگونه میتوان چنین نهادی را تخصصیترین مرجع توصیف، تبیین و تذکر خطاهای سیاستگذاریهای کلان کشور دانست؟
7- اگر رسالت انجمن جامعهشناسی ایران، شناخت علمی مسائل جامعه، آگاهسازی افکار عمومی و ارائه راهکارهای تخصصی برای بهبود وضعیت اجتماعی است؛ این رسالت در قبال مهمترین مسائل و بحرانهای معاصر ایران امروز، چگونه و تا چه اندازه تحقق یافته است؟ جامعه علمی و افکار عمومی بر اساس چه شاخصهایی میتوانند عملکرد این انجمن را ارزیابی کنند؟
8- انجمن باید سپر دفاعی و صدای جامعه علمی باشد، نه اینکه خود به پناهگاهی منفعل تبدیل شود. چرا انجمن، مسئولیت و عاملیت نهادی خود را در کاربردی کردن جامعه شناسی به عنوان علمی انتقادی، به انجام نمیرساند به ویژه در شرایطی که کنشگری فردی جامعه شناسان منتقد؛ هزینههای مانند احضار، اخراج، بازداشت و ... برای آنان دارد؟
۹-️ چگونه است که انجمن جامعه شناسی ایران در برابر تضییع و سلب حقوق شهروندی ایرانیان از جمله آزادی، امنیت، رفاه، دسترسی برابر آموزشی و قضائی؛ خود را موظف به مطالبه و کنشگری نهادی نمیداند؟
۱۰- چرا انجمن ترجیح داده با سخت شدن زیست روزمره شهروندان با فقر و تورم و استمرار جنگ فرسایشی؛ مانند یک ابژه منفعل، سکوت پیشه کند یا شبه تعطیل باشد؟
انجمن جامعهشناسی ایران در مقایسه با ساختارهای بوروکراتیک و توزیعکننده تسهیلات، به مفهوم مکان سوم نزدیکتر است؛ اما برای تعمیق این جایگاه؛ نیازمند آن است که پیوند خود را با جامعهشناسی حوزه عمومی حفظ کرده، رویه ارتباطات بسته و گزینشی با اعضا و جامعهشناسان را کنار گذاشته و از کارکرد سازمانی و محافظه کاری سیاسی و غیرمدنی فاصله بگیرد تا بتواند فضای امن و پویایی برای تضارب آرای انتقادی ایجاد کند و هزینههای کنشگری فردی را از دوش اعضای اجتماع علمی جامعهشناسی بردارد و خود قبول مسئولیت کند.