اگر این جنگ رخ دهد، مردمی که نحیف و ضعیف شدهاند و مشکلات اقتصادی کمرشان را خم کرده است، چگونه میتوانند هزینه جنگ دیگری را بپردازند؟ این نوشتار به این موضوعات میپردازد:
۱. وضعیت دشوار کشور
مسعود پزشکیان گفته است که در ۴۸ سال گذشته، هیچگاه کشور بهاندازه امروز دچار تنگنا و گرفتاری نبوده است. معنای این حرف آن است که وضع بدتر از دوران جنگ هشتساله شده است. اگر جنگ دیگری رخ دهد، رئیسجمهور چه پاسخی به مردم خواهد داد؟ مردم به او خواهند گفت: چرا جلوی جنگ را نگرفتی؟
۲. اقتصاد بدون نفت
جعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، گفته است که ما باید به سمت اقتصاد بدون نفت پیش برویم؛ یعنی کشور را بدون نفت اداره کنیم. مگر میشود کشوری را که اقتصادش به نفت وابسته است، بدون نفت اداره کرد؟
معنای این حرف آن است که ما به سالهای ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲، دوره نخستوزیری مصدق، بازگشتهایم. در آن زمان، انگلیس که از ایران ضربه خورده بود، به کمک متحدانش خرید نفت از ایران را به صفر رساند. مصدق که مردم به او لقب «پیشوا» داده بودند، به مردم رجوع کرد و با فروش اوراق قرضه، که از آن استقبال شد، توطئه تحریم نفتی را خنثی کرد.اکنون آن شرایط وجود ندارد و مردم حاضر نیستند پشت دولت بایستند. پس دولت باید راهی برای فروش نفت از طریق معامله با آمریکا پیدا کند.
۳. شرطگذاری برای باز کردن تنگه هرمز
در عرف بینالمللی، کشوری برای کشور دیگر شرط میگذارد که پشتوانه اقتصادی و نظامیاش بیشتر باشد. پرسش این است: آیا قدرت اقتصادی و نظامی ایران از آمریکا و متحدانش بیشتر است که برای باز کردن تنگه هرمز و حل دیگر اختلافات، شرط میگذارد؟
اگر چنین است، شرط گذاشتن درست است و نتیجه هم خواهد داد. توضیح دهید که آیا قدرت اقتصادی و نظامی ما از آمریکا بیشتر است؟ اگر بیشتر است سیاست های گذشته و فعلی را ادامه دهید.
۴. تحریم و محاصره دریایی
وضع تحریمها روند افزایشی دارد و محاصره دریایی هم به قوت خود باقی است. ایران نمیتواند نفت بفروشد. این همان حرفی است که از تلویزیون گفته شد؛ اینکه دیگران از تنگه هرمز نفت صادر میکنند، ولی ما نمیتوانیم.
۵. مطالبه مردم
نظرسنجیها نشان میدهد که مردم خواهان زندگی هستند و با جنگ هم مخالفاند. آنان بر این عقیدهاند که ایران باید مشکلات سیاسی خود را با غرب حل کند. تکلیف آنها چیست؟ آیا اکثریت صاحب حق است یا اقلیت ؟
جامعه به دو طیف موافق و مخالف تقسیم شده است: اقلیت طرفدار جنگ و مخالف مذاکره است و اکثریت، مخالف جنگ و طرفدار مذاکره، مصالحه و اجرای تفاهمنامه اسلامآباد است. مخالفان جنگ خائن و وطنفروش نامیده میشوند. باعث تأسف است که جمعیتی که با تحلیل و دلیل، مخالف جنگ و سیاستهای تندروهاست، خائن خوانده شود.
آنچه از چشم تندروها و آخرالزمانیها مغفول مانده، زندگی است. کسانی که بر طبل جنگ میکوبند، نان و آب مردم را تأمین کنند و بعد بروند با آمریکا بجنگند، با اسرائیل هم بجنگند و هر کاری که دوست دارند انجام دهند؛ اما نباید کاری کنند که مشکلات مردم افزایش پیدا کند. جامعه در نتیجه اقداماتی که اقلیت و تندروها انجام داده، درمانده و در محاصره مشکلات قرار گرفته است. قیمت زمین، مسکن، اجارهبها، دارو و کالاهای اساسی روند افزایشی و قدرت خرید مردم کاهش یافته است. پزشکیان و قالیباف باید پا به میدان بگذارند و مشکلات اقتصادی را حل کنند. اگر امروز اقدام نکنند، فردا دیر خواهد بود.