برآورد بانک جهانی در گزارش اکتبر ۲۰۲۵ این بود که سهم جمعیت ایران زیر خط فقر ۸,۳۰ دلار در روز بر مبنای برابری قدرت خرید سال ۲۰۲۱، از ۳۳,۲ درصد در ۲۰۲۴ به حدود ۳۵,۴ درصد در ۲۰۲۵ برسد و برای سال ۲۰۲۶ حدود ۳۸,۸ درصد پیشبینی شود. یعنی تقریباً چهار نفر از هر ده نفر در کشور زیر خط فقر میباشند. البته این عدد «خط فقر ملت ایران» نیست؛ بانک جهانی در حال حاضر برای ایران داده قابل اتکایی درباره فقر بر اساس خط فقر ملی در پایگاه خود ارائه نمیکند. بر اساس آمار مرکز آمار ایران، در شهریور ۱۴۰۵ تورم نقطهبهنقطه ۸۹,۸ درصد و تورم سالانه ۷۳,۶ درصد بوده است. برآورد بانک جهانی، حدود ۳۹ درصد جمعیت ایران را در سال ۲۰۲۶ زیر خط فقر بر میداند و تورم سالانه حدود ۷۳,۶ درصد است. شوربختانه تورم نقطهبهنقطه به ۸۹,۸ درصد رسیده است. نکته مهم این است که آمار «۸۹,۸ درصد تورم» به این معنا نیست که همه قیمتها دقیقاً ۸۹,۸ درصد افزایش یافتهاند؛ این رقم تغییر شاخص قیمت مصرفکننده نسبت به ماه مشابه سال قبل است. با عنایت به این که در دی ماه سال گذشته تظاهرات و شورشهایی در هر ۳۱ استان رخ داد و محرک اصلی آن سقوط ارزش ریال و مشکلات اقتصادی بود؛ حال این سؤال به ذهن متبادر میگردد که با توجه به آمار فزاینده تورم چرا نارضایتی اقتصادی به شورش تبدیل نمیشود؟ در ادامه، علل اصلی تاب آوری برشمرده میشود.
نارضایتی
ممکن است بخش بزرگی از مردم از وضعیت اقتصادی ناراضی باشند، اما این الزاماً به معنای آمادگی برای حضور خیابانی نیست. نتایج یک نظرسنجی نشان میدهد که پس از جنگ، حدود 70 درصد وضعیت اقتصادی را بد ارزیابی کردند؛ در عین حال، پاسخدهندگان مشکلات اقتصادی داخلی و سوءمدیریت را بیشتر از تحریم عامل مشکلات میدانستند؛ یعنی میتوان همزمان ناراضی، خسته و معترض بود، ولی الزاماً وارد کنش جمعی نشد.
هزینه اعتراض
یکی از متغیرهای قابل تأمل، محاسبه هزینه- فایده عمل است. اگر فرد تصور کند اعتراض ممکن است به بازداشت، از دست دادن شغل، آسیب به خانواده یا پیامدهای دیگر منجر شود، حتی با وجود نارضایتی ممکن است سکوت اختیار کند؛ بویژه اینکه در اعتراضهای ۲۰۲۵- ۲۰۲۶، گزارشها از بازداشت و سرکوب وجود داشته است. بنابراین عدم اعتراض لزوماً نشانه رضایت نیست؛ گاهی نشانه ترس، احتیاط یا محاسبه هزینهها است.
اثر دوگانه جنگ
جنگ دو اثر متضاد دارد؛ اول: همبستگی ملی. بدین معنی که وقتی مردم احساس کنند کشور در معرض حمله خارجی است، حتی کسانی که با حکومت اختلاف دارند ممکن است میان «ایران» و «حکومت» تفکیک قائل شوند و در برابر تهدید خارجی موضع دفاعی بگیرند. دوم: تشدید نارضایتی. در واقع جنگ، تورم، کمبود کالا، کاهش درآمد، ناامنی را بیشتر میکند و میتواند نارضایتی را افزایش دهد. بانک جهانی در ارزیابی ۲۰۲۶ خود جنگ، تحریم و ناآرامی اجتماعی را از عوامل اختلال در اقتصاد ایران دانسته است. بنابراین جنگ لزوماً مردم را طرفدار حکومت نمیکند؛ ممکن است اولویت ذهنی، بینش آنها را از اعتراض به بقا و امنیت تغییر دهد.
تابآوری
جامعه ایران تجربیات طولانی چون جنگ ایران و عراق، تحریم، تورم، کاهش ارزش پول، کمبود، بحران سیاسی و اقتصادی را پشت سر گذاشته است. این تجربه میتواند نوعی سازگاری و تابآوری ایجاد کند؛ یعنی مردم یاد گرفتهاند چگونه در شرایط دشوار زندگی را ادامه دهند؛ چند شغل داشته باشند؛ از شبکه خانوادگی کمک بگیرند، هزینههای زندگی شان را به نحوی کاهش دهند و خود را با شرایط جدید نامتعین تطبیق دهند. اما یک نکته مهم وجود دارد؛ تابآوری الزاماً به معنای رضایت نیست؛ ممکن است جامعهای تابآور ارزیابی شود و در عین حال ناراضی باشد.
فرسودگی و «بیحسی اجتماعی» هم مهم است.