تحقق بندهای تفاهمنامه به گامهای بعدی بستگی دارد؛ بهویژه حمایت ملی و آگاهیبخشی مردم. البته باید آمادهی بازتاب مناسب در برابر تخلف طرف مقابل بود. چارهی بقای سرفرازانه، «صلح مسلح» است.
نگاهی به خاستگاه مخالفان صلح
۱- مخالفان سیاسی در آمریکا
امثال جان بولتون و لیندزی گراهام میگویند که آمریکا باید حکومت ایران را سرنگون کند و به غیر از این رضایت نمیدهند. علاوه بر این، بخش بزرگی از خواستاران صلح از هر دو حزب آمریکا هم با این تفاهمنامه مخالفاند. آنها بر این نظرند که امتیازات زیادی به ایران داده شد و تفاهمنامه را لکهی ننگی در تاریخ آمریکا میدانند.
۲- مخالفان سیاسی در اسرائیل
مانند نتانیاهو و همراهانش، برنامهی خود برای سرنگونی ایران را بربادرفته میبینند. دریافتند که با خطاهای برآوردی دربارهی توان موشکی، مقاومت رزمی و نجابت ملی، نه فقط آیندهی سیاسی خود را برباد دادهاند، بلکه در همراهی با سیاستها و اقدامات تجاوزگرانهشان، آمریکا را رفیق نیمهراه یافتهاند. اینچنین است که فوقتندروهای اسرائیل به تهدید ترامپ و ونس روی آوردهاند تا شاید خللی در اجرای تفاهمنامه روی دهد. حال که نتوانستند آمریکا را از تفاهمنامه بازدارند، تنها برگ بازیشان حمله به لبنان است تا شاید ایران را تحریک کنند تا پا پس بکشد و به آرزوی خود برسند.
۳- مخالفان عقیدتی در آمریکا و اسرائیل
بر مبنای نوشتههای مقدسشان، به دور از فهم و آگاهی از عالم و آدم، منتظر آمدن مسیحاند. مسیح آمریکاییان همان حضرت عیسی است؛ متفاوت از مسیح موعود یهودیانِ باورمند. هر دو در یک نظر مشترکاند که حمایت از اسرائیل راه آمدن مسیح را هموار میکند. مسیحخواهان آمریکایی و اسرائیلی، باورمند به پیروزی اسرائیل در آخرالزمان بر همه هستند و ایران هم جزئی از همه است. هر دو گروه در ضدیت با تفاهمنامه، دچار ناآگاهی و استحمار کشیشان و خاخامهای خود هستند.
۴- طیف رنگی مخالفان در ایران
عدهای با تحقق این تفاهمنامه، مرگ اقتدار خود را میبینند. اینان در طیفی رنگیناند: نمایندگان ۴ درصدی که با ابزار نظریهی استصوابی وارد مجلس شدهاند؛ مدعیاند که نمایندهی ۹۶ درصد مردم هستند که در انتخابشان شرکت نداشتند. اینان میدانند که پذیرش اولیهی تفاهمنامه، گفتن «الفِ» باز شدن فضای سیاسی و فرهنگی است که تا «یای» تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خواهد رفت.
ادامهی این جریان به ریشهکنی تفکیک مردم به خودی و ناخودی، از دست دادن سلطهی رسانههای کذاییشان میانجامد؛ از منابع ملت میخورند و ناهمساز با ملت مینوازند. اینان بر عقربههای ساعت زمان نشستهاند و سرانجامشان در افق نزدیک، فروافتادن است. شگفت آنکه اینان مدعی حمایت اکثریت جامعهاند و از عرضهی خود به رأیِ بدون استصواب مردم پرهیز دارند. از برخیشان شنیده شد که گزینششان مرهون مشارکت حداقلی مردم است.
ادعای حمایت اکثریت مردم از ایشان، یادآور طنز ظریف سعدی است:
آن یکی اشتر بدید و گفت: هی
از کجا میآیی ای فرخندهپی؟
گفت: از حمام گرم کوی تو
گفت: خود پیداست از زانوی تو!
مخالفان اقتصادی در ایران
عدهای اندک با درآمدهای صدها میلیون دلاری، برخوردار از رانت و انحصار، متکی بر شبکههای درهمتنیدهی همسودان محفلیاند. تحریم و بسته بودن اقتصاد کشور، جولانگاه اینان است. اگر ایران به شبکهی بدون تحریمِ اقتصاد و فناوری جهانی مرتبط شود، تعاملات و معاملاتشان مصداق بارز «فساد سازمانیافته» است.
«شفافیت بینالمللی» چنین تاختوتازی را برنمیتابد. جای تعجب نیست که رانتخواران و فسادگران، از سر مخالفت با شفافیت، با تفاهمنامه مخالف باشند.
مخالفان عقیدتی در ایران
عدهایاند که از سر باور با تفاهمنامه مخالفاند. اینها نیز طیفی رنگین دارند. برخی، انتقام ریختن خونهای ارجمند در تجاوزهای اخیر و نیز ترورهای پیشین را میخواهند. دربارهی سرانجام صلح، نگران فریبکاری دشمناند. این باور مؤمنانه با شور و هیجان توأم است. البته مخالفان سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بر آتش شور و هیجان مؤمنان روغن میریزند تا مردارهای پلیدشان را کباب کنند.
لبّ کلام این مؤمنان: خونخواهی و عدم سازش با متجاوزان است. به این عزیزان باید گفت:
آیا صلح حدیبیه را فراموش کردهاید که در آن خواستههای پیامبر اکرم و مسلمانان برآورده نشد، مسلمانان آن صلح را یک شکست میدانستند، ولی آیهی «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِینًا» آمد؟ فعلاً که در گام نخست این تفاهمنامه، همهی خواستههای اعلامشدهی ایران منظور شده است. با صلح مسلح چه از دست میرود؟
آیا فراموش کردهاید که همین حرفهای امروز مؤمنان، قبلاً در یک صلح به پیامبر اکرم گفته شد که با دشمن صلح نکند و ممکن است دشمن در صلح، مکر و حیله کند؟ آیه آمد که:
«وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ، وَإِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِی أَیَّدَكَ بِنَصْرِهِ»
یعنی:
«و اگر (دشمنان) به صلح و آشتی تمایل نشان دادند، تو نیز به آن متمایل شو و بر خدا توکل کن، زیرا او شنوا و داناست؛ و اگر بخواهند تو را فریب دهند، همانا خدا برای تو کافی است؛ او همان کسی است که تو را با یاری خود تقویت کرد.»
آیا فراموش کردهاید که پیامبر اکرم از انتقام خون سیدالشهدا حمزه گذشت؟ اینچنین بود که مسلمانان پایبند به اسلام، در برابر تجاوز، جنگاور تا پای جاناند و اگر دشمن صلح بخواهد، متعهد و هوشمند به صلح مسلحاند.
شاید بختبرگشتهترین موجودات، مخالفان ترکیبیاند:
مخالفان ترکیبی
اندکشمارانیاند که در معرض از دست دادن جایگاه سیاسی و فرهنگی دیرین خود هستند؛ جایگاهی که در فضای بستهی رسانههای برخوردار از منابع ملی حاصل شد. معمولاً ناهمساز با مردم نواختند و با این مخالفتخوانیها معروفیتی یافتند. در ادامهی عادت به ناهمسازیها، با سوءاستفاده از معروفیت کذایی خود، عَلَم مخالفت با تفاهمنامه برداشتهاند.
وجه ترکیبی مخالفتشان این است که بر حسب صبغه و سابقه، به آیات یادشدهی قرآنی علم دارند. شگفت این است که از منشأ داراییهای آلودهی خود باخبرند، از خود شرم نمیکنند که در عین حال، مردم مؤمنِ مستأصل و گرفتار قوتلایموت را به بستن کمربند برای تحمل سختیهای یک جنگ درازمدت دعوت میکنند.
کاش در آخر عمری اندکی چشم و گوششان باز میشد که موسم «اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْیَوْمَ عَلَیْكَ حَسِیبًا» نزدیک است.
علم، چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست، نادانی.