رئیسجمهور امریکا چند سال است سودای حک کردن نام خود بر جغرافیای جهان را دارد؛ یک روز «تنگه ترامپ»، روز دیگر «کریدور ترامپ» و حالا رؤیای «ایالات متحده خاورمیانه». گویی جهان، صفحه شطرنج معاملات ملکی اوست و ملتها، تابلوهای تبلیغاتی برجهایش. اما ایران نه مستعمره است، نه ملک فروشی، نه سرزمینی بیریشه که با هشتگ و فتوشاپ مصادره شود.
این رفتار رئیسجمهور امریکا فقط یک گستاخی سیاسی نیست؛ ادامه همان ذهنیت استعماری است که تاریخ را نمیفهمد و ملتها را صرفاً ابزار قدرت میبیند.
ایران را نمیتوان با تصویر اشغال کرد. این خاک، حافظه زنده تاریخ است؛ سرزمینی که از دل حملهها، تحریمها و تهدیدها عبور کرده و هنوز ایستاده است. کسانی آمدهاند که خیال فتح ایران را داشتند و امروز فقط نامی محو در حاشیه تاریخاند. اما ایران همچنان ایران مانده است.
ترامپ شاید بتواند بر برجهایش نام خود را حک کند، اما بر پیشانی تمدن ایران، هیچ پرچمی جز پرچم ایران نخواهد نشست.
داشتم فکر میکردم خوب است که ما هم پرچم زیبای ایران را بر نقشه امریکا بکشیم یا چطور است پرچم تیم تیراختور را بر پیشانی نقشه امریکا بیندازیم؟ اما بعد فکر کردم اصلا ایده خوبی نیست. اصالت تمدن ما اجازه چنین برخورد سطحی را نمیدهد. تمدن چند هزار ساله ایران در خودش نفس میکشد. به خودش اتکا دارد و مفهومی عمیق برای جهان دارد. شاید هم طبیعی است که گرسنگان بیفرهنگ را چنین به طمع انداخته است.