جاذبه های ساخت بشر نیز سازهها یا مناطقی هستند که در اصل برای جذب گردشگر طراحی نشدهاند اما به سبب قدمت تاریخی، نحوه ساخت، عظمت و بزرگی و ... دارای شگفتی هستند و در رده جاذبه های گردشگری قرار میگیرند. نظیر خانه های تاریخی، قلعه ها، کاخ ها، کلیساها، پل ها، سدها و ...
اما در دسته بندی جاذبه های گردشگری، فرهنگ یا آداب و رسوم نیز دارای جایگاه قابل اعتنایی هستند که این لایه از گردشگری علاقهمندان خاصی زیادی دارد و به غنای گردشگری مناطق و نواحی کمک میکند و در برخی کشورها مثل ایتالیا، یونان و اسپانیا بسیار مورد توجه است. .
در حقیقت توسعه گردشگری به طور سنتی با توسعه فرهنگ مرتبط بوده است. منابع فرهنگی منحصر به فرد یک قلمرو به عنوان مبنایی برای تأمین فرهنگی مورد نیاز جامعه محلی و همچنین به افزایش جذابیت گردشگری به ویژه در مناطق خاص کمک میکند.
جالب اینکه این مدیوم یا ساختار قابلیت تقلید، تشابه سازی و کپی برداری ندارد و گاهی تنها به یک کشور، استان، شهر، روستا یا حتی یک قوم و نژاد تعلق دارد و مالکیت معنوی آن قابل کپی و شبیه سازی نیست!
بر اساس تعریفی که مجمع عمومی سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) در بیستودومین اجلاس خود در سال ۲۰۱۷ به تصویب رساند، گردشگری فرهنگی به نوعی از فعالیت گردشگری اشاره دارد که در آن انگیزه اساسی بازدیدکننده یادگیری، کشف، تجربه و مصرف جاذبههای فرهنگی ملموس و ناملموس است. محصولات فرهنگی در یک مقصد گردشگری دربرگیرنده مجموعهای از ویژگیهای متمایز مادی، فکری، معنوی و عاطفی یک جامعه است که شامل هنر و معماری، میراث تاریخی و فرهنگی و مذهبی، میراث آشپزی، ادبیات، موسیقی، آوازها و ترانه ها، زبان های بومی، صنایع خلاق و فرهنگهای زنده با سبک زندگی و ارزشهای آنها و در مجموع شامل طیف وسیعی از آداب و رسوم است که همه ساله جهت معرفی، حفظ و احیای آنها بخشی از آنها در سطح جهانی و ملی ثبت میشوند.
گردشگری فرهنگی به عنوان وسیلهای برای انتشار رویکردهای فرهنگی یک کشور عمل میکند که ضرورت حفاظت از میراث فرهنگی را بیشتر عیان میسازد. این امر به توسعه پایدار گردشگری فرهنگی کمک میکند و یک رابطه هماهنگ بین گردشگری و حفظ فرهنگ را تقویت میکند.
در این ساختار گردشگران فرهنگی طیف گستردهای از فعالیتها و برنامه های بومی را تجربه میکنند و از نزدیک آنها را درک میکنند که این رویکرد علاوه بر درک و درک بیشتر فرهنگ های مختلف در نتیجه تنوع فرهنگی غنی، به تناسب بستری برای تبادلات فرهنگی ایجاد میکند و به تقویت ساختارهای فرهنگی یک کشور و القاء تعلقات معنوی آنها به جهانیان کمک میکند.