دکتر رایحه مظفریان، جامعه شناس
تمامی موضوعات و مطالبات حیطه زنان، به مسائل سیاسی تبدیل شده است. اگر روی هر موضوعی که مربوط به زنان است دست بگذارید، امری سیاسی است. عموما جناح اصلاح طلب و میانه مطالبه گر مسائل زنان است و در برابر این گروه جناح سختگیر اصولگرا قرار دارد. این مجموعه های تندرو برای رسیدن به آنچه که می خواهند همواره از دین و شریعت بهره می گیرند و در هر مساله ای پای اسلام را به میان می آورند. اصولگرایی در برابر مسائل زنان مقاومت می کند و فکر می کند با اعمال ذره ای تغییر، میدان را باخته است. متاسفانه مسائل زنان به عرصه زورآزمایی و کشمکش میان نیروهای سیاسی تبدیل شده است در این بین اصولگرایی که نیرویی عموما مردانه و تندرواست به سدی در برابر تحقق مطالبات زنان جامعه ایران مبدل شده است.
اگر به عملکرد زنانی که در دوران ریاست جمهوری آقایان خاتمی و روحانی در دولت مسئولیت داشتند، نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که حضور آن ها در عرصه های اجتماعی بسیار پر رنگ تر از زنانی است که زیر پرچم اصولگرایی در عرصه قدرت قرار دارند. به عنوان مثال اگر به اظهار نظر همسر رییس جمهور و یا خانم خزعلی به عنوان نماینده چهل میلیون زن ایرانی توجه کنید، از این گفتمان متعجب خواهید شد. ولی در مورد بانوان اصلاح طلب اینطور نیست و حرف های آن ها را به بدنه زنان جامعه ایران نزدیکتر می بینید. به طور مثال خانم ابتکار اعلام می کند که حجاب خود را قبول دارد ولی نسبت به حجاب اجباری و برخورد هایی که در این زمینه صورت گرفته اعتراض می کند. در حادثه تلخ مرگ مهسا امینی، متاسفانه زنان جناح اصولگرا یا پرده نشین بودند و هیچ اظهار نظری از آن ها ندیدیم و تلاشی برای همراهی با جامعه بهت زده ندارند. گویا انگیزه ای برای نزدیک شدن به زنان جامعه در این طیف وجود ندارد و یا در معدود اظهار نظر هایی از بانوان اصولگرا متوجه می شویم که بیشتر به دنبال نمک پاشیدن بر زخم جامعه خشمگین هستند.
جناح اصولگرا به خوبی می داند که کارنامه گشت ارشاد مردود است و عملکرد این مجموعه هیچ سودی برای جامعه ندارد ولی اصولگرایی نمی خواهد عقب بنشیند و هر آنچه که در این روز ها از آن ها شنیده و خوانده ایم موید همین اصل است. اصولگرایی هر نوع همراه شدن با مردم و نرم در برابر مطالبات مردم را نوعی شکست تصور می کند از این رو با هر اسباب و با هر گفتمان و تحلیلی واقعه تلخ مرگ مهسا امینی و فعالیت گشت ارشاد را توجیه می کنند. همانطور که در حرف های وزیر کشور آمده بود و ایشان اعلام کردند نیروهای گشت ارشاد به هیچ وجه از سلاح سرد و گرم استفاده نمی کنند درحالیکه تجربه زنانی که توسط گشت ارشاد دستگیر شده اند از تهدید به شوک برقی در صورت عدم سوار شدن به ون حکایت می کند. این موارد تناقضاتی است که ذهن پریشان ملت پاسخی جز خشم برای آن پیدا نمی کند. بازخوردی که جامعه نسبت به مرگ زنده یاد مهسا امینی از خود نشان داد نتیجه همین تناقضات و رفتار سخت و گفتمان ویژه اصولگرایی در این شرایط است. مردم می دانند که مجموعه هایی چون گشت ارشاد بودجه ای دارند. با توجه به این نکته که چهل میلیون زن در کشور زندگی می کنند، باید گفت بخش بزرگی از بودجه کشور از جیب نیمی از مردم این سرزمین یعنی از جیب زنان کسر و صرف سرکوب خود آن ها می شود. در حالی که این پول ها می توانست برای پیشرفت همین زنان صرف شود. این نکته در حاکمیتی که امروز تمام نهاد های آن یک دست شده و دولتمردان، مدیران و مسئولینش از جبهه اصولگرایی تغذیه می شود، برجسته است.