سینا لطیفپور- پژوهشگر و مدرس موسیقی
Sinalp2001@yahoo.com
برای افرادی که از ویژگیها و پیچیدگیهای موسیقی «جز» بیاطلاع باشند، درک بسیاری از این قطعات ممکن است سخت و یا تا حدودی بدون ساختار به نظر بیاید؛ اما برای دوستداران این موسیقی و همه کسانی که این موسیقی را میشناسند با جستجو در هارمونی، فضا و خطوط ملودیهای آن فوران احساس را میتوان یافت. از طرفی این سبک موسیقی، تأثیراتی بر روی انسان میتواند داشته باشد. بر پایه تحقیقی که توسط اساتید دانشگاه «جان هاپکینز» انجام شده، نوازندگان این نوع موسیقی، هنگام اجرا بخشهای مرتبط با خودسانسوری و اعمال محدودیت در مغزشان تا حدودی غیرفعال میشود و در عوض بخشهای مرتبط با بیان آزاد احساسات و عواطف فعالتر میشود. همچنین محققان نواختن موسیقی جز را با افرادی که از هوش بالاتری برخوردار هستند مرتبط دانستهاند؛ این افراد دارای ظرفیت بالاتری برای به خاطر سپردن و مهارتهای خلاقانه هستند.
تحقیقات ثابت کرده است که حتی گوش کردن به موسیقی جز میتواند فعالیت آزاد ذهن را تقویت کند، چراکه ذهن تمایل دارد تا روحیه آزاد هنری نوازندگان را در هنگام بداههنوازی تقلید کند.
گوش کردن به این موسیقی فرکانسهای امواج مغز در طول 4 تا 8 هرتز را فعال میکند. این طولموجها دقیقاً همان امواجی هستند که خلاقیت را مدیریت میکنند و به مغز کمک میکنند تا برای مشکلات، راهحلهای بهتری پیدا کند. بنا بر مقالهای تحقیقاتی که در مجله «تایمز» منتشر شده، این موسیقی همان تأثیر آرامشبخشی را بر مغز انسان دارد که سکوت برای ذهن فراهم میکند. پژوهشگران معتقدند گوش دادن روزانه 30 دقیقه به موسیقی جز تأثیرات قابلتوجهی در کارکرد بهتر سیستم ایمنی بدن بر جای میگذارد. گوش دادن به چندین نوع موسیقی، ازجمله موسیقی جز، با گسترش عروق خونی و کاهش فشار خون مرتبط بوده و درنتیجه احتمال ایجاد عوارض سلامتی را کاهش میدهد.
تحقیقات دیگری نشان داده کسانی که به این موسیقی گوش کردهاند تا 20 درصد کاهش درد را تجربه کردهاند. این نتایج به این دلیل است که مشابه آنچه موسیقی، مغز را متقاعد میکند تا استرس را کاهش دهد و شادی و نشاط را تقویت کند، میتواند مغز را مجبور کند تا در برابر احساس درد مقاومت بیشتری داشته باشد.
«جان کولترین» صاحب سبک موسیقی جز آزاد (free jazz) گفته است که موسیقی میتواند «فکر مردم را تغییر دهد». ممکن است جملهای شعاری و انتزاعی به نظر آید، اما ریشه در واقعیت دارد. بسیاری از موسیقیها ازجمله موسیقی جز بر مغز، بدن و روان انسان تأثیر مثبت میگذارد و ما را وادار میکند که خلاقتر، کم استرستر و سالمتر باشیم. موسیقی جز همچنین توانایی کلامی، تمرکز، حافظه و خلقوخوی افراد را بهبود میبخشد و برای بیمارانی که از عوارض سکته مغزی رنج میبردند مؤثر است.
بهعنوان یک شنونده این موسیقی، شما به یک جریان ثابت از چندین ساز گوش میدهید که شاید بهنوعی بدون ارتباط زیاد با یکدیگر بهصورت هماهنگ نواخته میشوند. موسیقی جز ذاتاً نسبت به بسیاری از موسیقیهای دیگر تا حدودی غیرمتعارف و ساختارشکن است. معمولاً نوازندگان این نوع موسیقی از عبارات موسیقایی گسترده و وسیعی استفاده میکنند و شاید برای کسی که این نوع موسیقی را میشنود، تشخیص روایت آن در مواقعی تا حدودی سخت باشد؛ اما حتی تلاش برای تشخیص و درک آن میتواند تأثیر مفیدی بر مغز داشته باشد.
مغز انسان بعد از گوش دادن به این موسیقی، تلاش میکند الگوهای بداهه را همانطور که در موسیقی شنیده میشود، کپی کند. مطالعه محققان دانشگاه جانز هاپکینز، مغز پیانیستهای جاز را هنگام بداههنوازی زیر نظر گرفت. نتایج بهدستآمده نشان داد بخشهایی از مغز که برای ارتقای خلاقیت شناخته میشوند، در این افراد بسیار تقویت شده بود.
باید اذعان کرد که دنیای موسیقی توسط این سبک موسیقی تغییر کرده است. برای درک بهتر این موسیقی، باید به خود اجازه دهید که نیاز به بعضی چهارچوبها و تقارن را رها کرده و در عوض از طبیعت بداهه و خلاقانه این موسیقی لذت ببرید.