امان الله قرائی مقدم، جامعه شناس
فقر یکی از مشکلات تلخ جوامع انسانی است. اگر چه عمر فقر به درازای زندگی جوامع بشری است ولی این دلیل نمی شود که ما با فقر بسازیم و مدارا کنیم و فقر را برای شهروندان روا بدانی و به آن عادت کنیم. اَشکال فقر در جوامع مختلف متفاوت است. ما باید توجه کنیم که در چه درجه ای از فقر هستیم و چه نوع فقری در کشور حاکم است و چگونه باید آن را کاهش یا از بین برد.یک نوع نگرش درباره فقر در جوامع وجود دارد که فقر طبیعی است. یعنی جامعه از نظر منابع طبیعی فقیر است. مثلاً خاک یک کشور خشک است و آسمانش باران ندارد و این سرزمین قابل کشت نیست یا اراضی اش شوره زار است. یا کشور از نظر منابع معدنی و ذخایر طبیعی تهی و بی بهره است. یا راه های استراتژیک به دریا ندارد. این فقر مالزی،ویتنام و بنگلادش فقر طبیعی موجب فقری گسترده می شود. اما می بینیم کشورهای زیادی که فقیر هستند با وجود اینکه دچار این مشکل هستند با سیاست های درست و تصمیمات زیربنایی خود را از تحمل آثار فقر طبیعی می رهانند. کشورهایی مثل سنگاپور چنین رویکردی داشتند و توانستند سطح زندگی شهروندان خود را ارتقا بدهند تا جاییکه امروز با وجود فقر طبیعی این کشورها فقیر نیستند. مگر سنگاپور چه چیزی دارد؟! آیا نفت دارد؟!آیا گاز دارد آیا معادن دارد؟در مقابل ایران در ردیف کشورهایی است که دارای ثروت های طبیعی بی شمار است. از این رو نگارنده عقیده دارد باید ریشه فقر را در نظام اقتصادی و تصمیم گیری های مدیریتی کشورمان جستجو کنیم. وقتی انحصار جای رقابت های اقتصادی سالم را گرفته است و رانت وجود دارد و درآمدهای کشور توسط عدّه ای چپاول می شوند و بدین ترتیب فقر در جامعه ای ثروتمند مثل ایران گسترده می شود. وقتی کشوری منابع طبیعی ایران را دارد. نفت ایران را دارد. راه های استراتژیک دارد و در عین حال فقر در آن کشور فراوان به چشم می خورد. چنین فقری توجیح ندارد. طبعاً باید ریشه های این فقر را در جای دیگری جستجو کرد؟به عقیده نویسنده بهره گیری از افراد متخصص،تکنوکرات،کاربلد در قوای مقننه و مجریه می تواند منابع را درست مدیریت کند و رفاه به ارمغان آورد.