متأسفانه عدهای که مناصب حکومتی دارند، انگار ملی نیستند و به سرنوشت ایران و مردم آن هم نمیاندیشند. مهمتر اینکه آنها عرق ملی ندارند و حتی حاضرند بخشی از مام میهن را به بیگانه واگذار کنند یا اینکه از شهروندان بخواهند کشور را ترک کنند.
در ادامه به چند نمونه اشاره میشود:
تراژدی آنجاست که سالهاست جلوی ورود آب رود هیرمند را که از افغانستان به سیستان و بلوچستان میرفت، گرفتهاند، اما قرار است به این کشور پاداش بدهیم و در خصوص خیانتی که درباره جلوگیری از ورود آب به ایران کرده است، پاداش و جایزه هم بگیرد!
محسن زنگنه، نماینده تربتحیدریه که همجوار افغانستان است، از توافق اولیه برای اختصاص حدود ۱۱۰ هکتار زمین در چابهار به افغانستان برای فعالیتهای اقتصادی خبر داد تا این کشور به دریای عمان و اقیانوس هند دسترسی پیدا کند. جایزهای بهتر از این برای تروریستهای طالبان میتوان در نظر گرفت؟
مهدی طائب، رئیس وقت قرارگاه عمار، سال ۱۳۹۱ گفت: «حفظ سوریه بر خوزستان مقدم است.» این سخنان یعنی برای حفظ سوریهای که بعدها از دست رفت، خوزستان را باید واگذار میکردیم تا سوریه حفظ شود. در گذر زمان معلوم شد که خوزستان ماند، ولی سوریه رفت. این سخنان، نگاه ایدئولوژیک را در مقابل نگاه ملی و میهنی قرار میدهد. براساس نظرسنجیها، ۸۶ درصد مردم از وضع موجود ناراضی هستند، ولی همین افراد و حتی اپوزیسیون خارج از کشور، وقتی مام میهن به خطر میافتد، که اکنون افتاده است، پای ایران و حفظ آن میایستند.
زینب ابوطالبی، مجری شبکه افق، در سال ۱۳۹۸ گفت: «کسانی که به ساختار مدیریت کشور اعتقاد ندارند، از ایران بروند.» به زعم این مجری، باید چند میلیون منتقد از ایران میرفتند که نرفتند.
سیدکاظم موسوی، نماینده پیشین مجلس، سال ۱۴۰۰ در واکنش به واردات آلات موسیقی گفت: «کسی که به دنبال آلات موسیقی است، از ایران برود!» البته وقتی فضاسازی علیه او شکل گرفت، عذرخواهی کرد.
ایران متعلق به شهروندان آن است؛ چه موافق باشند و چه مخالف. به همین دلیل، کسی حق ندارد از آنها بخواهد کشور را ترک کنند.
ایران نه ملک یک جناح سیاسی است و نه ابزاری برای تحقق اهدافی که هزینه آن را مردم میپردازند. آرمانگرایی زمانی ارزشمند است که در خدمت ایران باشد، نه آنکه ایران و منافع ایرانیان در خدمت آرمانگرایی قرار گیرد.