بحران از «ایران» به «منطقه» منتقل شده است. فشار ژئوپلیتیکی از خلیج فارس تا دریای سرخ است:
* ایران صادرات و درآمد ارزی خود را از دست میدهد.
* عربستان امنیت صادرات نفت خود را از دست میدهد.
* آمریکا با تورم انرژی و فشار سیاسی داخلی مواجه میشود.
* اروپا و آسیا با شوک انرژی و حملونقل روبهرو میشوند.
* اسرائیل با خطر گسترش جبهه لبنان و شمال روبهرو است.
* چین، هند، ژاپن و کره جنوبی در مدت طولانی ناامنی هرمز و بابالمندب را تحمل نمیکنند.
بنابراین وضع موجود پایدار نیست. پس نقاط انفجار کجاست؟
۱. برنامه هستهای ایران
اگر تهران واقعاً از مرحله «تهدید به خروج از NPT» به خروج عملی یا اعلام آزمایش هستهای برسد، معادله کاملاً تغییر میکند.
اسرائیل در چنین شرایطی احتمالاً آن را نه یک بحران سیاسی، بلکه تهدید وجودی تلقی خواهد کرد.
۲. بابالمندب
پیشروی حوثیها این بار با حمله پراکنده فرق دارد. اگر آنها بتوانند ساحل و جزایر مشرف به بابالمندب را تثبیت کنند، ایران عملاً یک اهرم دریایی دوم در اختیار خواهد داشت. این برای واشنگتن و ریاض قابل قبول نیست.
۳. لبنان
اگر اسرائیل فشار بر حزبالله را به جنگ زمینی گسترده تبدیل کند، ایران با یک انتخاب دشوار روبهرو خواهد شد: دخالت مستقیم یا پذیرش عقبنشینی یکی از مهمترین حلقههای شبکه منطقهای خود.
چه خواهد شد؟
نه وضع موجود میتواند ادامه یابد و نه بهسرعت جنگ تمامعیار شکل خواهد گرفت. محتملترین مسیر، یک «تغییر اجباری موازنه» است. چهار وضع جایگزین پیشبینیپذیر است:
نخست: توافقی محدود درباره هرمز و کشتیرانی؛ در مقابل امتیازهایی به ایران در تحریم، نفت یا پرونده هستهای.
دوم: فشار نظامی بر ایران برای وادار کردن تهران به عقبنشینی از مواضع، بدون جنگ.
سوم: ورود مستقیمتر آمریکا یا ائتلافی از کشورهای منطقه به مقابله با حوثیها، اگر آنان بابالمندب را تثبیت کنند.
چهارم و خطرناکترین: یک جهش هستهای از سوی ایران یا حمله اسرائیل به تأسیسات هستهای که همه این بحرانها را به یک جنگ بزرگتر متصل کند.
منطقه در آستانه «مرحله دوم بحران» است.
مرحله اول، جنگ و فشار مستقیم علیه ایران بود. مرحله دوم، اکنون به شکل نبرد بر سر گلوگاههای انرژی، فروپاشی تدریجی شبکه نیابتی ایران، فشار بر عربستان، لبنان، هرمز و بابالمندب در حال شکلگیری است.
و این نکته بسیار مهم است:
ایران هنوز میتواند از این وضعیت اهرم بسازد، ولی اگر بحران هستهای و دریایی همزمان تشدید شود، اهرمها میتوانند به حلقه محاصره تبدیل شوند. به همین دلیل، من احتمال یک توافق بزرگ یا مجموعهای از توافقهای کوچک برای شکستن بحران را از ادامه نامحدود وضعیت فعلی بیشتر میدانم؛ اما پیش از آن، خطر یک شوک نظامی دیگر جدی است. به زبان ژئوپلیتیک: منطقه در حال تغییر آرایش است.