هر سال، میلیاردها دلار توسط کارگران مهاجر، فریلنسرها و شرکتهای کوچک به کشورهای دیگر حواله میشود؛ اما بخش قابلتوجهی از این مبلغ، پیش از رسیدن به مقصد، صرف کارمزدهای بانکی و واسطههای مالی میشود. بر اساس برآوردهای نهادهای بینالمللی، میانگین هزینه ارسال یک حواله بینالمللی از طریق کانالهای سنتی، در بسیاری از مسیرها همچنان بالای شش درصد از مبلغ اصلی است؛ رقمی که برای خانوادههایی که به این حوالهها وابستهاند، تفاوت محسوسی ایجاد میکند.
در چنین فضایی، پروژههایی مانند ریپل بهعنوان یکی از راهحلهای مطرح برای کاهش این هزینهها شناخته میشوند. رشد اقبال به خرید ریپل در سالهای اخیر، تا حد زیادی از همین کاربرد عملی نشأت گرفته؛ استفاده از یک دارایی دیجیتال برای دور زدن زنجیره پرهزینه بانکهای واسط در تراکنشهای بینالمللی.
چرا سیستم حواله سنتی اینقدر گران است؟
در مدل سنتی انتقال پول بینالمللی، یک تراکنش معمولاً از چند بانک واسط عبور میکند تا به مقصد نهایی برسد. هر بانک واسط، کارمزد جداگانهای برای پردازش تراکنش دریافت میکند و علاوه بر آن، اختلاف نرخ تبدیل ارز نیز هزینه پنهان دیگری به کل فرایند اضافه میکند. همین ساختار چندلایه، هم زمان تسویه را طولانی میکند و هم هزینه نهایی را برای فرستنده و گیرنده افزایش میدهد.
چگونه بلاکچین این زنجیره را کوتاه میکند؟

فناوری بلاکچین این امکان را فراهم میکند که یک تراکنش، بدون نیاز به عبور از چندین بانک واسط، مستقیماً میان دو طرف تسویه شود. در مدلهایی مانند شبکه ریپل، بهجای انتقال مستقیم دو ارز فیات مختلف، یک دارایی دیجیتال بهعنوان واسط تبدیل عمل میکند؛ فرایندی که میتواند در عرض چند ثانیه انجام شود و کارمزد آن، در مقایسه با مسیر بانکی سنتی، بهطور محسوسی پایینتر است. حذف این واسطههای متعدد، مستقیماً به معنای صرفهجویی در هزینه و زمان برای کاربر نهایی است.
کاربرد در حوالههای شخصی و کارگران مهاجر
یکی از ملموسترین کاربردهای این فناوری، حوالههای شخصی است؛ بهویژه برای کارگران مهاجری که بخشی از درآمد خود را بهطور منظم برای خانواده در کشور مبدأ ارسال میکنند. برای این گروه از کاربران، حتی کاهش چند درصدی در کارمزد هر حواله، در طول یک سال میتواند به مبلغ قابلتوجهی تبدیل شود. به همین دلیل، برخی از پلتفرمهای حواله بینالمللی، از زیرساختهای مبتنی بر رمزارز برای کاهش هزینه نهایی خدمات خود بهره میگیرند.
کاربرد در سطح مؤسسات مالی و شرکتها
فراتر از حوالههای شخصی، شرکتها و مؤسسات مالی نیز از این فناوری برای تسویه معاملات تجاری بینالمللی استفاده میکنند. حجم بالای تراکنشهای روزانه در سطح شرکتی، به این معناست که حتی کاهش اندک در کارمزد هر تراکنش، در مقیاس بزرگ به میلیونها دلار صرفهجویی سالانه منجر میشود. همین موضوع باعث شده برخی بانکها و شبکههای پرداخت، بهجای رد کردن این فناوری، به سمت همکاری و بهرهگیری از آن حرکت کنند.
محدودیتهایی که هنوز باقی ماندهاند
با وجود این مزایا، استفاده گسترده از رمزارزها برای انتقال پول بینالمللی، هنوز با چند محدودیت روبهرو است. نوسان قیمتی برخی داراییهای دیجیتال، ریسک تبدیل ارزش را در فاصله زمانی کوتاه تراکنش ایجاد میکند؛ موضوعی که استفاده از استیبلکوینها تا حدی آن را کاهش داده است. همچنین تفاوت چارچوبهای نظارتی میان کشورهای مختلف، هنوز مانع از پذیرش کامل و یکپارچه این فناوری در سطح جهانی شده است.
با این حال، روند کلی نشان میدهد که هرچه زیرساختهای نظارتی روشنتر شوند و پذیرش نهادی افزایش یابد، سهم ارزهای دیجیتال در کاهش هزینه انتقال پول بین کشورها نیز بزرگتر خواهد شد؛ تحولی که در نهایت به نفع کاربر نهایی، از کارگر مهاجر گرفته تا شرکتهای بزرگ تجاری، تمام میشود.