گفتوگوی عراقچی با موگوئی پر از نکتههای قابل تأمل است. از میان آنچه گفته شد، میتوان نکات ناگفته را نیز یافت که برای درک بهتر شرایط جنگی کمککننده است.
قمار با سرنوشت کشور یکی از نکات مهم این گفتوگوست. پرسش این است، آیا میشود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد؟ این سخن مهمی است که نیاز به واکاوی و بررسی دارد و به نظر میرسد نیاز به بهرهگیری از کارشناسان توانمند و صاحبنظران برجسته در تصمیمهای کلان بایستی بیشتر شود. ماندگاری جنگ، هزینه برای اقتصاد درهمشکسته دارد و آنچه پس از جنگ رخ خواهد نمود را نمیتوان با دلخوش بودن به شعار و هیجانآفرینی جایگزین کرد.
جنگطلبانی که بیآبی و بیبرقی و مصیبت را برای کشور میخواهند، پس از آن چه خواهد شد؟ چنان در توهمات فرو رفتهاند که نه نگران کشور و مردماند، نه فروپاشیهای اقتصادی و اجتماعی دل آنها را میلرزاند و حتی به سرنوشت سیاسی کشور هم نمیاندیشند. توفان جنگ و خشونت باید در مذاکره و گفتوگو به آرامش و صلح برسد. هر روز که این فرصت از دست برود، به معنای از دست دادن منابع، امکانات و زندگی مردم است. جنگطلبان نه در اندیشه بندر رجایی هستند، نه آسیب به پتروشیمیها دل آنها را میلرزاند و نه بلایی که بر سر فولاد آمد، آنها را به بازنگری توهمات خود وامیدارد.
آنها از شعار تغذیه میکنند و از بیخبری موفقیت میسازند. چنان در وهم غوطهورند که تاب شنیدن سخنی غیر از سخن خود را ندارند. شاید اینها نیز در دام همان حفره امنیتی بازی هستند که روایت میسازند؛ همان حفرهای که عراقچی از آن گفت و... خداوند پاسدار ایرانزمین باشد.