تجربه نشان میدهد که شوک سیاسی و نظامی، اقتصاد و زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد. نبود سیاست پولی ومالی سنجیده تورم مزمن، کسری بودجه و تورم پایدار خلق میکند . تجزیه وتحلیل دادهها نشان میدهد که تورم سال هاست درکشور پایدار وغیر قابل برگشت شده است . این فرایند خطرناکتر از جنگ است. تحریم، جنگ، محاصره دریایی – انتظارات تورمی وقیمتها را پایدار و بازار را دچار التهاب کرده وقدرت خرید شهروندان را کاهش داده است .
*مسئولیت سیاستگذاری مالی وپولی بر عهده بانک مرکزی است .همتی درتازه ترین اظهار نظرگفته شوک های سیاسی ونظامی باعث جهش تورم و جهش قیمتها میشود.
*رئیس کل بانک مرکزی از واقعیت تلخ کاهش درآمد شهروندان پرده برداشت و گفت : درآمد سرانه هرایرانی به قیمت های ثابت سال 1400 درسال 1390 حدود 141 میلیون تومان بود، اما این رقم درسال 1404 به حدود 75 میلیون تومان رسید. این آمار بیانگر آن است که درآمد سرانه درطول یک دهه نزدیک به نصف شده است . این اتفاق شکست حکمرانی اقتصادی است . کسانی که به دنبال جنگ و مخالف مذاکره هستند چه جوابی برای این آمارها دارند؟
*شاخص فلاکت حاصل جمع نرخ بیکاری وتورم سالانه است .تورم سالانه خرداد امسال 62 درصد ونرخ بیکاری 6/7 درصد بوده است. جمع این دو 6/69 درصد میشود یعنی شاخص فلاکت در مرز 70 درصد است.
* رئیس کل بانک مرکزی گفته: رابطه مبادله درآمد در کشورنسبت به سال 1390 یک ششم شده است .این اتفاق به خاطر تداوم تحریم بوده که سرمایهگذاری را کاهش داده است. تندروها و جنگ طلبان چه پاسخی برای این آمار دارند؟
*رئیس کل بانک مرکزی میگوید: در فصل سوم سال گذشته رشد سرمایهگذاری منفی 2/13 درصد بوده است، نتیجه رشد منفی اقتصاد کاهش درآمد سرانه، کاهش سطح رفاه وافزایش ناهنجاری اجتماعی مثل کاهش نرخ ازدواج وافزایش نرخ طلاق است .
واقعیت تلخ این است که اقتصاد درگرو سیاست بوده و هست. تا زمانی که این چرخه معیوب وجود داشته باشدانتظار بهبود وافزایش سطح رفاه دوراز انتظار است .تحریم، تورم، محاصره دریایی، جنگ چیزی جز سخت شدن زندگی نیست .رشد منفی اقتصاد، تورم پایدار ومزمن و شاخص فلاکت بدترین اتفاقی است که در جامعه وجود دارد و همه از دارا و ندار از آن رنج میبرند.