عباس عراقچی از حفره امنیتی میگوید که سبب شهادت فرماندهان ارشد و رهبر کشور شده است. این حفره را همچنان باز و در تصمیمات و بحثهای روانی اثرگذار میداند. آقای صادق خرازی نیز از نفوذی میگوید که همه جا را دربر گرفته است. علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت خاتمی، با تلخی از نفوذی گفته بود که به بیخ گوش مسئولین رسیده و خطر جانی آنها را تهدید میکند.
حالا شما نگاه کنید به رجزخوانیها و تخریب مذاکرهکنندگان در میانه جنگ ویرانگر؛ به نقش صدا و سیما در هجوم به هر کسی که غیر از خودشان است. باور نمیکردم که دلقکوار به آقای خاتمی که از صلح شرافتمندانه و به نفع کشور میگویند، در آنتن زنده بتازند و رئیس صدا و سیما خفقان بگیرد.
عراقچی ساده و روان پیام یا خبری وحشتناک را بر زبان آورده است. هنگامی که کشور در خطر است، باید خرد حاکم باشد و تدبیر چارهساز گردد. در چنین شرایطی، همراه با دفاع از سرزمین کهن، هر تلاشی که برای کند کردن آتش جنگ، کاهش تخریبها و رسیدن به پایان زودتر جنگ انجام شود، قابل ستایش است.
جنگ، اگر هم ضرورتی باشد، باز هم اگر آنچه وزیر امور خارجه گفته است انجام میشد، شاید ده روز زودتر آتشبس برقرار میشد و لاریجانی، خطیب، عسلویه، فولاد مبارکه، فولاد اهواز و... را نداشتیم. این سخن و هشدار همچنان درست و قابل توجه است. آیا تخریبکنندگان مذاکره و تفاهمنامه نمیبینند که ویرانیهای دامنهدار، کشور را دچار فرسایش و مشکلات بیشتر میکند؟ هر جنگی را پایانی است و پایان این جنگ ویرانگر نیز راه ناگزیر ماست.