اینکه میدان سیاست بهصورت سادهانگارانه ترسیم شود و با هیجان و شعار درهم آمیزد، جز زیان نصیب ملت و کشور نخواهد کرد که نمونه های آن را در دهههای گذشته به کررات دیدهایم که نتیجه اش هزینه بوده نه سود.
هنر زمامداران باید پرهیز از تنش، پیشگیری از بحران و دوری از جنگ باشد. این امر بر پایه خردورزی، آیندهنگری، درک درست از حقوق بینالملل و شناخت توان نیروها و بازیگران منطقهای و بینالمللی ممکن میشود.
شعار و هیاهو و فروکاستن امر سیاست به شعار و هیجان، و بیتوجهی به پیامدهای اقتصادی، سیاسی و ... آنها، گرهای از کار ملک و ملت نمیگشاید. اینکه نبرد و دشمنی به امری ایدئولوژیک تبدیل شود، منفعتی را در پی ندارد.
شجاعت پذیرش صلح، شجاعت گذر از نبردهای بیپایان، شجاعت پایان دادن به دشمنیها و یافتن راهی برای پایان بحرانها، از شجاعت جنگ بیشتر است. شجاعت گفتوگو و مذاکره برای کاستن از آسیبهای جنگ، یافتن راهی برای پایان آن و پیدا کردن راهی برای صلح باید در اولویت باشد.
کسانی که تنها برای شعار دادن علیه مذاکره فعالیت میکنند، عدهای سازمانیافته هستند که خواهان ادامه جنگاند؛ نه در اندیشه آیندهاند و نه غم نام و زندگی مردم را دارند. سود رفتار آنها در عمل به جیب کسانی همانند نتانیاهو میرود. آنهایی که از تریبونها کشتن ترامپ را فریاد میزنند، دست نتانیاهو را برای تحریک ترامپ به جنگ با ایران باز میکنند و زمینه را برای ویرانی ایران فراهم میسازند.
پیامدهای سالها شعار در برابر ماست.
راه گذر از بحران، اندیشیدن و خردورزی است. سیاست امری دشوار است. سادهسازی امر سیاست و غلبه شعار و هیجان، ویرانگر است. سپردن سیاست به دست مداحان، کار ملک را به سامان نخواهد کرد.
خداوند ایران را به دامان خرد و اندیشهورزی بازگرداند.