دولتها و ملتها به این سو به آن سو میزنند و ریسک میکنند و دل به دریا میزنند تا رفاه خلق کنند. رفاه، عدالت و زندگی خوب در گرو استفاده از فرصتها و دور کردن تهدیدهاست. استفاده از فرصتها و دور کردن تهدیدها محور برنامهها و سیاستهای دولتهای رفاه و مدرن است. تولید کالاهای باکیفیت قابل رقابت با کالاهای دیگر کشورها میتواند به تجارت کمک کند. این در صورتی است که تحریم وجودنداشته باشد. تثبیت قیمتها، داشتن پول قدرتمند مثل دلار، یورو، ریال عربستان، درهم امارات، لیر ترکیه، ین ژاپن و... برنامه اصلی دولتها است که هزینه زندگی را کاهش داده و رفاه برای مردم خلق میکند. متأسفانه تحریم، جنگ، محاصره دریایی، عدم عضویت در گروه ویژه اقدام مالی، هزینه زندگی را بالا برده است.
پرسش این است که چرا اینچنین شد و چه باید کرد تا رفاه جایگزین فقر و نداری شود؟
* وقتی اقتصاد در گروی سیاست باشد، تولید و رفاه به حاشیه میرود و مردم فقیر و نادار میشوند. اگر این فرض پذیرفته شده است، باید سیاست دست از سر اقتصاد بردارد و بگذارد کشور با علم اقتصاد اداره شود نه با هیجان و توهم و آرمان گرایی.
*مناقشه هستهای ایران با غرب بیش از دو دهه است که جریان دارد. این مناقشه بستر را برای تحریم، جنگ و محاصره دریایی فراهم کرده و رفاه را تحت تأثیر قرار داده است.
* آبراه، تنگه هرمز، متعلق به دو کشور ایران و عمان است. بخش شمالی آن متعلق به ایران و بخش جنوبی آن متعلق به عمان است. ایران مدعی است که تردد کشتیها، چه در بخش شمالی و چه در بخش جنوبی، باید با اجازه ایران صورت گیرد. این خواسته چون مورد قبول کشورهای عربی، عمان، کشورهای اروپایی، آمریکا و ناتو نیست، بنابراین مناقشه جریان دارد و احتمال جنگ و به هم خوردن یادداشت تفاهم نیز وجود دارد.
* هفته گذشته اجلاس ناتو در آنکارا، با حضور ترامپ و فرمانده ناتو، تشکیل شد. این سازمان نظامی انگشت روی فعالیتهای هستهای ایران و بستن تنگه هرمز گذاشت و از کشورهای عربی در قبال ایران حمایت کرد. شگفت آنکه تعدادی از کشورهای عربی در این اجلاس حضور داشتند.
*فرانسه و انگلیس ائتلافی متشکل از ۳۸ کشور را تشکیل دادهاند تا تنگه هرمز را مینروبی کرده و تردد کشتیها از این تنگه، بهویژه بخش جنوبی آن که متعلق به عمان است، را فراهم کنند.
چند کشتی که قصد عبور از قسمت جنوبی تنگه را داشتند مورد حمله واقع شدند. این موضوع بهانه به دست آمریکا داد تا مراکز نظامی و دو پل راهآهن در استان گلستان را بمباران کند وارتباط راه آهن تهران با مشهد و تهران با ترکمنستان را قطع کرد. غربیها که مخالف بستن تنگه هرمز هستند، در تلاشند مسیر جایگزین از طریق بخش جنوبی تنگه، که متعلق به عمان است، را برای عبور و مرور کشتیها امکانپذیر کنند. این اتفاق با مخالفت ایران مواجه شد و باعث شد تا یادداشت تفاهم 14 مادهای هوا شود. پزشکیان و دولتش باید از فرصت ۶۰ روزه که فروش نفت ایران آزاد شد، با باز گذاشتن تنگه هرمز، استفاده میکردند و هر چه در توان داشتند نفت میفروختند و پول آن را به خزانه میآوردند. مهمتر اینکه میلیونها بشکه نفت ایران را که روی آب قرار داشت نیز میفروختند. اما فرایندی شکل گرفت که وزارت خزانهداری معافیت فروش نفت را لغو کرد؛ یعنی ایران نمیتواند نفت بفروشد و پولش را بازگرداند. عقل سیاسی و عقل حسابگر حکم میکرد که در مدت ۶۰ روز تنگه باز میماند تا ایران نفت بفروشد و برای مردم رفاه خلق کند. بعد اگر قرار بر پایان دادن به معافیت فروش نفت بود، این اقدام به ضرر مردم ایران تمام شده است. کسانی که بر طبل مخالفت با یادداشت تفاهم میکوبند، چه جوابی دارند؟
اکنون کشور زیر سایه جنگ قرار دارد. آقایان، ملت مخالف دخالت خارجی است، میخواهد زندگی کند و با جنگ مخالف است. این یک مطالبه عمومی است و آمارهایی که بانک مرکزی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی منتشر کردهاند، نشانگر رشد فقر در جامعه، به جای رفاه، است. اگر جنگ از سر گرفته شود و محاصره دریایی هم برگردد، وضع زندگی بدتر از حال و گذشته خواهد شد.