تخلفات این دانشگاه به حدی بالا گرفت که مجلس، به موضوع ورود پیدا کرد و پس از بررسی کارشناسی، تخلفات مدیریتی دانشگاه برای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس محرز شد و سال 1401 طرح تحقیق و تفحص از عملکرد ناصواب مدیریت دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در صحن علنی مجلس به تصویب و پرونده تخلفات به قوه قضائیه ارجاع شد .
* مطلع شدیم که مأمور حراست دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی با دستور آقای علی پورکمالی انارکی رئیس آن دانشگاه، سید محمد حسین مصباحی بیدگلی استاد آن دانشگاه را مورد ضرب وشتم قرارداده و وی را روانه بیمارستان کرد مصباحی چهار شبانه روز در بیمارستان مهر تحت مداوا قرار گرفت گفتنی است که درمان وی همچنان ادامه دارد. مصباحی استاد بازنشسته دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در تحریریه ستاره صبح حضور یافت و ناگفتهها درباره این دانشگاه را بیان کرد که در ادامه میآید. لازم به توضیح است که چنانچه دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی پاسخی به اظهارات استاد بازنشسته خود داشته باشد ستاره صبح آمادگی دارد مطابق ماده 24 قانون مطبوعات آن را درج کند .
* بنده ورودی سال 1355 دررشته مهندسی مکانیک دانشکده فنی دانشگاه آذرآبادگان (تبریز کنونی ) هستم و مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال 1371 از دانشکده فنی دانشگاه تهران اخذ نمودم. قبل و بعد از انقلاب درکنار حسین علائی، احمد خرم، علی قیامتیون، علی عبدالعلی زاده، مسعود پزشکیان، محمدرضا آیتاللهی، محسن مهرعلیزاده، علی صوفی، علی صالح آبادی و دیگر دانشجویان پیرو بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) بودم.
* پس از فراغت از تحصیل، دوران سربازی خود را در وزارت سپاه سپری کردم و منشا خدمات مفیدی در رشد صنایع دفاعی کشور گردیدم. اینجانب در زمانی که شهید بزرگوار حسن تهرانی مقدم، اولین موشک سوخت مایع را جهت مهندسی معکوس به مجتمع صنعتی شهید همت آوردند جزء اولین همکاران فنی ایشان بودم بطوریکه درمهندسی معکوس موتور راکت سوخت مایع، تحت مدیریت جناب آقای مهندس علی قیامتیون مدیر آن صنعت، در زمینه تدوین عملکرد و ساخت شیرهای کنترلی، منشاء خدمات فراوان گردیدم و تجربیات ارزندهای را کسب نمودم که به مدت پانزده سال ادامه داشت.

* پس از آن، به عنوان عضو هیئت علمی به استخدام دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی درآمدم و در سال 1400 که بازنشسته شدم همچنان به تدریس در آن دانشگاه مشغولم. گفتنی است که من در خانوادهای مذهبی در آران و بیدگل رشد کردم و پدرم فرهنگی خوشنامی بود. با این وجود، زشت ترین برخورد دوران مبارزه و نیز فعالیت های علمی، پژوهشی، آموزشی و صنعتی ام را در دانشگاه تربیت دبیرشهید رجائی، با آن مواجه شدم.
* به اعتقاد من دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی از اهداف اصلی خود منحرف شده است. شما کدام دانشگاه را سراغ دارید که به دلیل کثرت شکایات و تخلفات، مجلس به آن ورود کند و طرح تحقیق وتفحص به تصویب برسد. بنده خود شاهد فساد گوشت و مواد غذایی به مقدار خیلی زیاد در سردخانه دانشگاه بودم و به قرار مسموع، قرارداد غذای دانشجویی در سال 1401 با بیش از قیمت مقرر منعقد شده که گویا پرونده آن در قوه قضائیه مفتوح است.
* بنده معتقدم که آقای دکتر علی پورکمالی انارکی، رئیس فعلی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی از عهده مسئولیت حساس خود بر نیامدهاند و سوابق ایشان نشان میدهد که او در اداره دانشگاه ناتوان است و بهتر است به وظیفه اصلی خود، یعنی تربیت دبیران ماهر در گروه مکانیک جامدات دانشکده مهندسی مکانیک بپردازند و بدون فوت وقت، ریاست دانشگاه را ترک کرده و برای تدریس به دانشکده برگردند. سخن بنده از روی دلسوزی و حسن نیت و دغدغه مندی نسبت به تعلیم و تربیت است که بارها به خود ایشان نیز توصیه کردهام. وی باید کوتاهی های آموزشی خود را جبران نماید. وقتی شنیدم که او تدریس درس مهم روش اجزاء محدود را به طور غیر قانونی (که مستندات آن نزد اینجانب موجود است) به شخص دیگری واگذار کردهاند، به عنوان پیشکسوت آموزشی دانشگاه، حضوری و خصوصی به ایشان تذکر دادم که این رویه، نادرست است و باید این قبیل کارها را رها کنند. متأسفانه به دلیل فقدان عملکرد دستگاههای نظارتی بالا دستی، او نه تنها اقدام به جبران و اصلاح خود نکرد، بلکه با سوء استفاده از موقعیت اداری، مبادرت به غرض ورزی و هتک حیثیت اینجانب در محیط دانشگاه نمود. او و همکارانش، مانع تخصیص درس به اینجانب شدند. بنده پس از اظهارات آقای پورکمالی مبنی بر ممانعت حراست دانشگاه از تدریس اینجانب، با مدیر وقت حراست صحبت کردم. ایشان ضمن نفی سخنان آقای علی پورکمالی، منکر دخالت خود در این امر شدند و تدریس اینجانب در دانشکده مهندسی مکانیک را بلامانع دانستند و این امر را به دانشکده نیز ابلاغ کردند.
* اینجانب روز یکشنبه 24 خرداد 1405 به همراه آقای علی پورکمالی انارکی رئیس دانشگاه، به منظور پیگیری درخواست ارتقاء مرتبه به استادیاری، به کارشناس مربوطه در وزارت علوم مراجعه کردیم. کارشناس مزبور در حضور اینجانب، با لحنی تند به ایشان گفت: آقای پورکمالی، علت مشکل ایجاد شده در عدم ارتقاء مرتبه آقای مصباحی، خود شما هستید که با مکاتبات نامربوط، در زمانی که معاون آموزشی دانشگاه بودید مانع انجام این کار شدید. در شب همان روز، با آقای پورکمالی تماس تلفنی گرفتم و پرسیدم از آنجا که بنا به گفته کارشناس وزارت علوم، شما مانع ارتقاء بنده شدید اکنون چگونه میخواهید کوتاهی خود را جبران کنید؟ ایشان نه تنها از من دلجویی ننمودند و اقدامی برای جبران مافات نکردند بلکه در کمال بی ادبی به من، که شانزده سال از او بزرگترم و زمانی که در سلول ساواک تبریز تحت شکنجه بودم، ایشان طفلی چهار ساله بودند گفتند: "بنشین سر جات!". اینجانب روز بعد به دفتر آقای پورکمالی مراجعه کردم و به ایشان گفتم جناب آقای پورکمالی، بنده به عنوان استاد دانشگاه، سر جای خودم هستم و با کهولت سن، همچنان عاشقانه به تدریس مشغولم ولی آیا شما به عنوان رئیس دانشگاه، سر جای خود هستید؟ و وظایف محوله را به نحو احسن انجام میدهید یا خیر؟ ضمنا مستندات مربوط به واگذاری غیر قانونی تدریس درس روش اجزای محدود ایشان به شخص دیگری بنام ا.ف را به او نشان دادم و آن را نشانه تخلف بارز ایشان عنوان نمودم. آقای علی پورکمالی، با رفتاری دور از شان رئیس یک دانشگاه، به مسئول دفتر خود دستور دادند که به مأمورین حراست بگویید بیایند و من را بیرون کنند!!!
فورا کارمندان حراست وارد شدند و یکی از آنان در حضور رئیس دانشگاه، بنده را مانند یک کودک از زمین بلند کرد و به طرف در خروجی کشاند که بدنم به شدت با درب حوزه ریاست برخورد کرد و منجر به کبودی ناشی از ضربه و تورم دردناک دست راست و خونریزی مویرگ های چشم و آسیب به گوش گردید.
* براساس نظر پزشک متخصص، مایع گوش بنده جابهجا شد به طوری که وقتی به منزل رسیدم قادر به حفظ تعادل و ایستادن و حتی نشستن نبودم و مجبور بودم بخوابم تا زمین نخورم. از اورژانس تهران کمک خواستم که با تشخیص پزشک اورژانس، با آمبولانس به بیمارستان منتقل گشته و به مدت چهار روز بستری شدم .
* ازروزنامه ستاره صبح میخواهم درراستای روشنگری و رساندن صدای مظلومیت یک استاد جانباز و خدوم، مشکلات دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی را به گوش مسئولان برسانید تا دانشگاه مهم تربیت دبیر شهید رجایی به جایگاه اصلی خود که همان تربیت دبیران شایسته برای هنرستان های کشور است بازگردد.
* به خاطر ضرب وشتمی که صورت گرفته، آیا نباید وزیر آموزش وپرورش عذرخواهی کند و رئیس دانشگاه برکنار گردد؟