تفاهم ایران و آمریکا دشمنان سرسختی دارد. تندروهای آمریکایی و اسرائیلی بخشی از این مخالفان هستند. تندروهای داخلی نیز نقشی جدی دارند. از میان تندروهای داخلی، انگار گروهی مأموریت دارند تا این نقش منفی را در پناه شعارهای تند و هیجانآفرین ایفا میکنند.
شعارهای تند علیه دستاندرکاران و مذاکرهکنندگان، با ادعاهای بیاساس، دامن زدن به توهمهای بیپایه و دل بستن به نبردهای بیپایان، در سخنان و رفتارهای هیجانی آنها برجسته است. پرسش این است در میان اینگونه گروهها نفوذی وجود دارد یا خیر؟ وقتی همه ارکان نظام از تفاهمنامه حمایت میکنند ساز مخالف زدن معنایش چیست؟ حل مشکل ایران و آمریکا نیازمند هوشمندی، آیندهنگری، خویشتنداری، پرهیز از فرو افتادن در چالههای تبلیغاتی و واکنشهای هیجانی به پارهای از اظهارات جنجالی مقامات آمریکایی، از جمله ترامپ، است. آنچه اهمیت دارد، دستاوردها در میدان عمل است. شعارهای دهانپرکن گرهای را نخواهد گشود. بلکه ممکن است گره تازهای هم به گره های قبلی بیفزاید. تلاش باید این باشد که تفاهم به توافق برسد. آنچه در تفاهمنامه آمده، آشکارا به سود ایران است و نباید با هیچ بهانهای این دستاورد به خطر بیفتد.
تجربه نشان میدهد که بسیاری از فرصتها با شعارها و بیتدبیریها از دست رفته است. فرصتها همیشگی نیستند و اگر بهدرستی مورد استفاده قرار نگیرند، تبدیل به تهدید میشوند. اکنون گرانبهاترین فرصت در اختیار ایران قرار گرفته است و نباید از کف برود.
خداوند پاسدار ایرانزمین باشد.