چالشهای پیش روی مذاکرات همچنان پابرجاست؛ نابودی اسرائیل، نیروهای نیابتی، خلع سلاح حزبالله لبنان و حشدالشعبی در عراق، محدودیت برد موشکهای بالستیک، خارج کردن اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، غنیسازی صفر درصد و تحریمها از موضوعات دهها دور مذاکره غیرمستقیم ناموفق با آمریکا بوده که منجر به جنگ ۱۲ روزه و سپس ۴۰ روزه شد.
با این حال، هیچیک از طرفین از مواضع خود عقب ننشستهاند. تنها تغییر در معادلات ژئوپلیتیک، بستن تنگه هرمز بود که با اقدام متقابل حصر دریایی جمهوری اسلامی تحت عنوان «خشم اقتصادی» انجام شد.
از آنجا که هیچیک از طرفین، علیرغم رجزخوانیها و تهدیدها، مایل به ورود به جنگی دیگر نیستند، از تفاهمنامه برای ادامه آتشبس شکننده، به مفهوم «نه جنگ، نه صلح» استقبال کردند که مهمترین دستاورد آن برای طرفین، توقف بحران و ایجاد فضای تنفس یا به بیانی دیگر، به تعویق انداختن بحران بوده است.
این تفاهمنامه در حقیقت که با باز شدن تنگه هرمز و رفع حصر دریایی آمریکا آغاز میشود، چنانچه اتفاق افتد، طرفین را در موقعیت قبل از جنگ ۱۲ روزه برای ادامه مذاکرات قرار داده و لذا بازگشایی تنگه هرمز امتیازی برای ترامپ محسوب نمیشود. همچنین در ۶۰ روز پیش رو، با توجه به ابهامات و ایهامات موجود در برخی بندها، به نظر نمیرسد توافق نهایی حاصل شود و به همین دلیل احتمال تمدید آتشبس در تفاهمنامه پیشبینی شده است.
گرچه تفاهمنامه به امضای طرفین رسیده، اما مخالفت تندروها که نابودی اسرائیل و دشمنستیزی با استکبار جهانی را به عنوان یک اصل ایدئولوژیک ثبوتی و غیرقابل تغییر پذیرفتهاند، نفس مذاکره با آمریکا را یک خطای بزرگ استراتژیک و عقبنشینی از اصول اعتقادی خود دانسته و مذاکره را خیانت به آرمانهای انقلاب تلقی کرده و سرنوشت کشور را به تحقق اهداف ایدئولوژیک گره زدهاند. لذا بزرگترین مانع بر سر راه اجرای تفاهمنامه هستند.
تن دادن به تفاهمنامه با قید احتمال، دستیابی به توافق جامع، بازگشت از ایدئولوژی اسلامی نیست که باورمندان به آن، آن را در زمره احکام ثبوتی و غیرقابل تغییر میدانند. عوامل مهمی نظیر تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی، پیشرفت علم و دانش، تغییر نسلها، تجارب تاریخی و نقش رهبران و اندیشمندان در برداشتهای تازه از یک ایدئولوژی میتواند مسیر آن را در تطور زمان، با حفظ هسته اصلی آن، تغییر دهد. به همین دلیل ایدئولوژیهایی نظیر لیبرالیسم، کمونیسم، سوسیالیسم، محافظهکاری و ... در گذر زمان اشکال متفاوتی یافتهاند، در حالی که همچنان با همان نام شناخته میشوند.
در این راستا، پزشکیان حمایت بیسابقه شورای عالی امنیت ملی را از تفاهمنامه اعلام داشته، اما به نظر میرسد این حمایت در برابر اعتراضات بخشهایی پرنفوذ از بدنه قدرت رنگ باخته و قادر به کنترل تجمعات شبانه برنامهریزیشده با میدانداری مداحان تهدیدگر نیست.
به گفته پزشکیان، اگر عمده منابع کشور در اختیار سپاه قرار نمیگرفت، جمهوری اسلامی قادر به مقاومت در برابر دو قدرت نظامی مطرح جهان، البته به بهای تشدید بحران فرسایش اقتصادی و اجتماعی کشور نبود. اجرای این تفاهمنامه مفری برای جلوگیری از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی است، زیرا حداقل با مجوز فروش نفت طی ۶۰ روز، دولت را قادر میسازد تا زنجیره تأمین کالاهای اساسی را که در دوران بستن تنگه و محاصره دریایی قطع شده بود، برقرار کند و خطر کمبود را که از درگیری مجدد بهمراتب ویرانگرتر است، رفع نماید.
سالهاست که اولویتهای اقتصادی مقهور ترجیحات سیاسی و ایدئولوژیک بوده است. تخصیص نابهینه منابع، بخش واقعی اقتصاد را از توسعه محروم کرده، زیرساختها فرسوده شده و اسباب بروز ناترازیها در همه سطوح جامعه، اعم از اقتصادی، اجتماعی و غیره را فراهم ساخته و تورم مزمنِ روبهافزایش، کمارزش شدن پول ملی، کاهش قدرت خرید مردم و به تبع آن فرو افتادن خانوارها به زیر خط فقر را بر جامعه تحمیل کرده است.
لذا تلاش در تحقق اهداف مذاکره نه تنها مخالفت با هسته اصلی ایدئولوژیک نظام نیست، بلکه در صورت دستیابی به توافق جامع، جمهوری اسلامی را در مدار تازهای قرار خواهد داد تا با پیوستن به جامعه بینالمللی و استقرار امنیت، عدالت و آزادی اقتصادی و اجتماعی، جذب سرمایهگذاری خارجی و به رسمیت شناختن جامعه مدنی، با بهکارگیری امکانات مادی و مالی بالقوه و نیروی انسانی آگاه و پرتلاش، با محوریت بخش خصوصی، بتواند در مسیر توسعهیافتگی گام نهد.
عوامل دیگری نیز در شکست این تفاهمنامه در تلاشاند؛ از جمله اسرائیل که با همراهی آمریکا جنگ را با دستیابی به سه هدف مشخص در راستای تأمین امنیت موجودیت خود آغاز کرد. اینک نه تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه فدای خودشیفتگی ترامپ نیز شده است، بهطوریکه خود را بخشی از این تفاهمنامه ندانسته و اعلام کرده که از جنوب لبنان عقبنشینی نخواهد کرد.
گرچه در حال حاضر نتانیاهو با ترامپ بر اساس ملاحظات سیاسی مماشات کند، اما تضمینی برای عدم تلاش وی در شکست مذاکراتی که اسرائیل را در دستیابی به اهدافش محدود کند، وجود نخواهد داشت؛ بهویژه آنکه چنانچه در انتخابات پیش رو از مقام نخستوزیری کنار رود، رقبای وی در مورد جمهوری اسلامی از مواضع تندتری برخوردارند.
در داخل آمریکا نیز دموکراتها و بخشی از جمهوریخواهان نارضایتی خود از امضای این تفاهمنامه را ابراز داشته و آن را بدتر از برجام میدانند.
تعهد ترامپ در مورد لغو یا تعلیق تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل و اتحادیه اروپا نیز نارضایتی برخی کشورهای اروپایی را برانگیخته است که ممکن است در اجرای آن خلل ایجاد کند.
در یک جمعبندی کلی میتوان امضای تفاهمنامه را اتفاق خوبی، حداقل برای توقف بحران و دوری از جنگ، تلقی کرد. حتی با احتمال زیاد، چنانچه تمدید شود، خرید زمان برای جمهوری اسلامی بهمراتب بهتر از جنگ است. تطویل زمان عامل مهمی در کاهش تنشها و فرو نشاندن دشمنیهاست؛ مشروط بر آنکه بیاموزیم از تجارب خود چگونه در دستیابی به صلح پایدار بهره گیریم.