این رویداد تاریخی مثل یک بمب خبری بود که ترکید و دنیا را شوکه کرد. واکنشهای گستردهای در سطح ملی، منطقهای و بینالمللی نیز داشت.
خبر خوش این بود که تنگهای که بیشتر از ۱۰۰ روز بر روی کشتیهای نفتی و غیرنفتی بسته شده بود و هزاران ملوان و خدمه در آن گیر افتاده بودند، باز شد و تردد در آن بدون مانع به جریان افتاد. همچنین آمریکا که محاصره دریایی ایران را بیش از دو ماه آغاز کرده بود و جلوی صدور نفت ایران را گرفته بود و ورود و خروج کشتیها به بنادر و سواحل ایران را مختل کرده بود، محاصره دریایی را برداشت. کشتیهای ایرانی توانستند به بنادر ایران وارد یا از آن خارج شوند.
نکته مهم تفاهمنامه این است که ایران میتواند برای مدت ۶۰ روز نفت بفروشد و پولش را هم به خزانه برگرداند. این یک فرصت طلایی برای بازسازی اقتصاد است. اینها خبرهای خوشحالکنندهای هستند، اما به دلیل اینکه تفاهمنامه در داخل ایران و همچنین آمریکا و اسرائیل مخالفانی دارد، به نظر میرسد مثل خانه روی آب است و نمیتوان به آن دل بست؛ مگر اینکه رویکرد دو طرف یا یکی از دو طرف تغییر کند.
باید دانست همانگونه که برجام ذینفعانی داشت، اکنون تفاهمنامه نیز ذینفعانی دارد که بیشتر از آن زمان شده است که به برخی از آنها اشاره میشود:
۱. ایران ۲. آمریکا ۳. اسرائیل ۴. فرانسه، انگلیس و آلمان ۵. روسیه 6. چین 7. کشورهای عربی 8. اقلیت تندرو که مخالف هر نوع مذاکره و مصالحه هستند. 9. اکثریت مردم که خواهان زندگی هستند و کاری به مناقشات سیاسی بین ایران، آمریکا و اسرائیل ندارند. 10. براندازان که با هر نوع تفاهم و توافق ایران با غرب مخالف هستند.
نکته قابل تأمل این است که ایران تفاهمنامه و توافق با آمریکا را به موضوع جنگ حزبالله و اسرائیل گره زده است. امریکا نمیتواند اسرائیل را کنترل کند و در نهایت هم حاضر نیست با اسرائیل سرشاخ شود. در نتیجه این موضوع میتواند تفاهمنامه را شکننده کند. نکته مهمتر، مشکلات اقتصادی داخلی است که فشار بر مردم را دوچندان کرده است. وزارت نفت از فرصت ۶۰ روزه باید استفاده کند و اگر میتواند روزی ۵ تا ۶ میلیون بشکه نفت بفروشد و پولش را صرف بازسازی زیرساختها و خرابیها و رفاه عموم کند. البته دولت منتخب مردم با کسانی مشکل دارد که در میادین علیه تیم مذاکرهکننده و هرگونه توافق شعار میدهند و به مصوبه شورای عالی امنیت ملی نیز پایبند نیستند.
محاصره دریایی بنادر و سواحل ایران تجربه بدی بود و نباید تکرار شود زیرا خسارت بار بوده است.
اکنون رسالت ملی بر دوش پزشکیان و قالیباف است. آنها نباید در تله تندروها بیفتند. آنها باید پای میز مذاکره بروند.
روسیه و چین سودشان در ادامه تنش بین ایران و غرب و تداوم تحریمهاست تا روسیه نفت بیشتری بفروشد و چین نفت ارزان بخرد. و کالای گران به ایران بفروشد. سه کشور اروپایی هم مکانیزم ماشه را فعال کردند و فرانسه گفته است: «ما حاضر نیستیم تحریمها را برداریم.» یعنی در واقع به ترامپ پیام داده که ما هم یک ضلع این مناقشه بودهایم، هستیم و خواهیم بود.
پرسش این است جایگاه مردم و نظر آنها درباره تفاهمنامه و یا توافق، تحریم، جنگ و محاصره دریایی چیست. آیا وقت آن نسیده که در این مورد نظرسنجی صورت گیرد؟