تداوم تمرکز اصلی بر رقابتهای ژئوپلیتیکی در شرایط کنونی، خطر آن را دارد که منابع محدود کشور را از حوزههای حیاتی توسعه اقتصادی، پیشرفت علمی-فناوری و ارتقای رفاه عمومی دور کند. تجربه تاریخی نشان میدهد که امنیت پایدار و عمیق، زمانی محقق میشود که قدرت دفاعی و سیاسی با قدرت اقتصادی و اجتماعی توأمان شود.
امروز، بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی بیش از نگرانی از موازنههای نظامی و ایدئولوژیک منطقهای، با چالشهایی همچون اشتغال پایدار، ثبات ارزش پول ملی، کیفیت آموزش و بهداشت، مهاجرت نخبگان و آینده اقتصادی نسل جوان مواجه است. پاسخ مؤثر به این دغدغههای واقعی، نیازمند قرار دادن اقتصاد در کانون راهبرد ملی است. ظهور ژئواکونومی، منطق جدید قدرت در قرن بیستویکم، رقابت اصلی میان کشورها دیگر در جبهههای نظامی رخ نمیدهد، بلکه در عرصههای فناوری، زنجیرههای تأمین جهانی، هوش مصنوعی، انرژی پاک، تجارت و زیرساختهای دیجیتال جریان دارد. چین بدون درگیر شدن در جنگهای بزرگ، با اتکا به استراتژی توسعهمحور به دومین اقتصاد جهان تبدیل شد. کشورهای شرق آسیا، برخی کشورهای خلیج فارس و حتی نمونههایی از آفریقا نیز دریافتهاند که رشد اقتصادی، جذب سرمایه خارجی و ارتقای جایگاه در زنجیره ارزش جهانی، مؤثرترین ابزار ارتقا تأثیر بینالمللی است. قدرت واقعی در این عصر، نه صرفاً در تعداد تسلیحات یا پایگاههای نفوذ سیاسی، بلکه در توانایی خلق ثروت، جذب فناوری روزآمد، توسعه صادرات غیرنفتی و تبدیل شدن به گرههای کلیدی اقتصاد منطقهای و جهانی سنجیده میشود.
ضرورت تغییر پارادایم
تغییر پارادایم به معنای نفی اصول امنیت ملی یا عقبنشینی از ارزشهای اساسی نیست. امنیت ملی همچنان خط قرمز باقی میماند. مسئله، تغییر اولویتها و ایجاد توازن هوشمندانه میان «امنیت» و «توسعه» است. سیاست خارجی ایران باید از حالتی که اقتصاد در حاشیه قرار دارد، به مدلی حرکت کند که دیپلماسی اقتصادی در قلب آن باشد. در این الگوی جدید، سفارتخانهها باید به مراکز پیشرو جذب سرمایه، توسعه صادرات، انتقال فناوری و گسترش همکاریهای علمی - فناوری تبدیل شوند. معیار موفقیت دیپلماتها دیگر فقط تعداد دیدارهای سیاسی نباشد، بلکه میزان سرمایهگذاری جذبشده، رشد صادرات، تعداد پروژههای مشترک و فرصتهای شغلی ایجادشده باشد.
همسایگان؛ حلقه اول توسعه
هیچ کشوری در جهان معاصر بدون تعامل سازنده منطقهای به توسعه پایدار نرسیده است. ایران با پانزده همسایه زمینی و دریایی و دسترسی به بازاری نزدیک به ۶۰۰ میلیون نفر، مزیت نسبی مهمی دارد که باید آن را به فرصت تبدیل کرد.
سیاست خارجی آیندهنگر باید بر توسعه روابط اقتصادی عمیق با همسایگان متمرکز شود: گسترش تجارت دوجانبه و چندجانبه، تکمیل کریدورهای ترانزیتی شمال - جنوب و شرق - غرب، همکاری در حوزه انرژی، پروژههای مشترک زیرساختی و تسهیل مبادلات مالی و بانکی.
تجربه جهانی ثابت کرده است که هرچه پیوندهای اقتصادی عمیقتر شود، احتمال تنش سیاسی کاهش یافته و تجارت خود به عاملی برای ثبات و امنیت تبدیل میشود.
امنیت پایدار از مسیر توسعه
یکی از خطاهای راهبردی رایج، فرض تقابل ذاتی میان امنیت و توسعه است. در واقع، توسعه اقتصادی قدرتمندترین منبع امنیت ملی در بلندمدت است. اقتصاد قوی امکان سرمایهگذاری بیشتر در آموزش، فناوری، سلامت، زیرساخت و حتی تقویت توان دفاعی را فراهم میآورد. برعکس، ضعف اقتصادی مزمن میتواند حتی دستاوردهای امنیتی را نیز فرسایش دهد. بنابراین، هدف باید الگویی یکپارچه باشد که در آن امنیت و توسعه مکمل یکدیگرند، نه رقیب.
دعوت به اجماع ملی
ایران امروز بیش از همیشه به یک گفتوگوی ملی فراگیر درباره آینده سیاست خارجی نیاز دارد. این گفتوگو نباید به حلقههای سیاسی و امنیتی محدود بماند؛ دانشگاهیان، اقتصاددانان، بخش خصوصی، نخبگان علمی، رسانهها و فعالان جامعه مدنی باید در آن مشارکت فعال داشته باشند. هدف، نه انکار دستاوردهای گذشته، بلکه طراحی آیندهای هوشمندانه است؛ آیندهای که در آن ایران ضمن حفظ استقلال، عزت و امنیت، به یک قطب اقتصادی، علمی و فناورانه در سطح منطقه و جهان تبدیل شود. تاریخ نشان داده ملتهایی موفقتر بودهاند که توانستهاند در زمان مناسب، اولویتهای خود را با واقعیتهای در حال تغییر جهان تطبیق دهند. ایران نیز اکنون در موقعیتی قرار دارد که میتواند با گذار تدریجی و هوشمندانه از «ژئوپلیتیک مقاومت» به «ژئواکونومی توسعه»، امنیت خود را پایدارتر، رفاه جامعه را گستردهتر و جایگاه بینالمللیاش را مستحکمتر سازد.
برگرفته از: دیپلماسی ایرانی