معنای این تورم آن است که ارزش یک میلیون تومان در اردیبهشت سال گذشته، در اردیبهشت امسال به حدود ۵40 هزار تومان کاهش یافته است. به عبارت دیگر اگر فردی در اردیبهشت گذشته با یک میلیون تومان کالاهایی میخرید در اردیبهشت امسال باید یک میلیون و840 هزار تومان برای همان کالاها هزینه کند. آیا نباید نگران بود؟
ماجرا چیست و چرا به اینجا رسیدیم؟
بر اساس گزارشهای رسمی، قیمت گوشت حدود ۱۵۰ درصد، خوراکیها ۱۱۵ درصد، روغن ۳۷۵ درصد و خدمات مخابراتی بیش از ۱۰۰ درصد افزایش داشتهاند. اینها آمارهای رسمی هستند؛ در حالی که مشاهدات میدانی در بسیاری موارد ارقام بالاتری را نشان میدهد.
علت چیست و چرا مهار قیمتها از کنترل خارج شده است؟
* موتور تورم و گرانی از بهار ۱۴۰۱ و با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی در دولت سیزدهم و مجلس یازدهم روشن شد. آن زمان بسیاری از اقتصاددانان هشدار دادند که این اقدام ضروری است، اما زمان اجرای آن حالا نیست. با این حال، این تصمیم اجرا شد و آثار آن بر اقتصاد و سفره مردم نمایان شد.
* تنش و خشونت میان ایران، آمریکا و اسرائیل موجب شکلگیری انتظارات تورمی شد و قیمتها را افزایش داد.
* قیمت دلار به شاخص اصلی اقتصاد تبدیل شده است. قیمت دلار در روزهای پایانی دولت روحانی حدود ۲۷ هزار تومان، در روزهای پایانی دولت رئیسی ۵۷ هزار تومان بود و در دولت پزشکیان رکورد زد و به 170 هزار تومان رسید. افزایش نرخ ارز فشار مضاعفی بر معیشت مردم وارد کرده است. به تبع افزایش قیمت دلار، قیمت سکه، طلا، خودرو و کالاها و خدمات افزایش مییابد.
* تحریم، جنگ 12 روزه و 40 روزه اقتصاد و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است. سایه تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل بر اقتصاد کشور سنگینی میکند و موتور تورم را پرشتابتر و کنترل قیمتها را ناممکن کرده است.
* بستن تنگه هرمز و محاصره بنادر ایران توسط امریکا باعث کمبود کالا و کاهش درآمد نفتی شده است. وقتی درآمد نفتی پایین باشد تورم به وجود میآید.
در چنین شرایطی چه باید کرد؟
نویسنده به یک تجربه تاریخی اشاره میکند. آلمان پس از شکست در جنگ جهانی اول، جمهوری وایمار (1919-1933) را بنیان نهاد؛ نظامی که در آن مردم آزادانه میتوانستند در سرنوشت خود مشارکت کنند و آثار جنگ را از بین ببرند. هرچند امروز شرایط «نه جنگ و نه صلح» بر کشور حاکم است، اما میتوان فضای سیاسی و اجتماعی را بازتر کرد و از ظرفیت مشارکت مردم بهره گرفت. همچنین میتوان از تأثیرگذاری افرادی که با شعارهای تند و تنشزا سخن میگویند کاست. افرادی میگویند: راه قدس از امارات میگذرد. خاک بحرین را در توبره میکنیم. امارات را به عصر شترسواری بازمی گردانیم. مذاکره حرام است. مذاکره کنندگان بی باور هستند و...
نویسنده به یاد دارد که همین جماعت در دولت روحانی که به دنبال مذاکره و مصالحه با غرب بود، در قم به راه افتادند و خطاب به او گفتند ای آن که مذاکره شعارت/ استخر فرح در انتظارت. این شعار اشاره به درگذشت هاشمی رفسنجانی در استخر داشت!
غلامرضا قاسمیان، روحانی تندرو که اظهاراتش علیه عربستان توفان به پا کرد و در آنجا بازداشت و به ایران فرستاده شد در تازه ترین اظهار نظر گفته: مذاکره حرام است و مذاکره کنندگان بی باور هستند.
این در حالی است که عقلا، ایران دوستان و مردم دوستان بر این عقیدهاند که پایان هر جنگی صلح است و راهی جز مصالحه و مفاهمه برای پایان جنگ وجود ندارد.
توافق ترک مخاصمه که بین اسرائیل و لبنان انجام شد و همچنین محکوم کردن حمله موشکی به کویت توسط پاکستان، لبنان، عراق و... نشان از آن دارد که یک ائتلاف عربی و غربی علیه ایران در حال شکل گیری است. دیپلماسی میتواند این ائتلاف را ناکام کند.
این که قالیباف و پزشکیان خواستار شدند که افرادی چون امیرحسین ثابتی و سعید جلیلی در اجتماعات شبانه سخنرانی نکنند اقدامی درست و در جهت رسیدن به تفاهم یا تفاهم است.