ستاره صبح - فائزه صدر: بانک مرکزی گزارش تورمی اردیبهشت را با ۱۱ روز تأخیر منتشر کرد. این نهاد، تورم نقطه به نقطه این ماه را ۷۷.۲ درصد اعلام کرد که این بیشترین عدد تورم از سال ۱۴۰۱ به این سو است. حتی در اردیبهشت ۱۴۰۱ پس از این که ارز ترجیحی حذف شد، شاخص تورم نقطه به نقطه به چنین ارقامی نرسید. به عقیده برخی از کارشناسان حتی با وجود رفع تنش سیاسی نیز تا ابتدای زمستان انتظار افزایش نرخ تورم میرود. ستاره صبح در گفتوگو با مجید گودرزی، کارشناس اقتصادی به بررسی این شرایط پرداخته که در ادامه میخوانید:
مجید گودرزی درباره افزایش تورم در اردیبهشت ماه سال جاری گفت: رکود تورمی بعد از جنگ، پدیدهای جهانی است. تمامی اقتصادها بعد از جنگ دچار رکود تورمی میشوند و ایران هم از این قضیه مستثنی نیست. متأسفانه ما هنوز بعد از گذشت چند دهه از جنگ ۸ ساله نتوانستهایم بحران تورم را حذف کنیم. وی در این خصوص افزود: علت رکود تورمی این است که سیاست انقباضی و سیاست انبساطی دولتها تأثیر بدی دارند. سیاست انقباضی و انبساطی رکود را بیشتر میکند. گودرزی در ادامه اظهار داشت: تنها راه مدیریت و کاهش رکود تورمی در اقتصادهای بعد از جنگ، سرمایهگذاری است.
دشمن آگاهانه سرمایهگذاری خارجی را تحریم کرده است. با تشدید تنش و افزایش ریسک مانع از سرمایهگذاری مستقیم شدهاند و هم با تشدید تحریمها و فشارهای سیاسی و تهدیدات حقوقی مانع از سرمایهگذاری در بخش مولد اقتصادی شدهاند. این کارشناس اقتصادی با اشاره به معضل مدیریت در اقتصاد ایران، اضافه کرد: ایران هم اکنون سرمایه کمی ندارد، ولی سرمایههایش را بد مدیریت میکند و امکان رهایی از بحرانهایی نظیر رکود تورمی وجود ندارد. از نگاه یک کارشناس اهتمامی برای بهبود شرایط اقتصادی و مدیریت درست اقتصاد دیده نمیشود.
فشار میآوریم که مدیریت سرمایه و سرمایهگذاری در مرکز توجه قرار بگیرد، ولی اقداماتی که در این حوزهها انجام میگیرد خود یک بحران است. وی گفت: به عنوان نمونه باید به وضعیت آمریکا در سال ۱۹۷۳ اشاره کنم. وقتی آمریکاییها تورم بالای ۱۳ درصد را تجربه کردند، تمام شرکتهای بورسی اقدام به تجدید ارزیابی سرمایه کردند. این کار دو دلیل داشت. اول اینکه سرمایهها از بخش مولد و از بازار سرمایه فرار نکنند و دوم اینکه بتوانند سرمایههای بیشتری جذب کنند. در بورس ما سهمهایی وجود دارد که دههها است تجدید ارزیابی نشدهاند و همین مسئله باعث میشود بخش بزرگی از آمار، اطلاعات و صورتهای مالی در بورس ما کاملاً غلط باشد.
این تحلیلگر اقتصادی ضمن یادآوری نواقص مدیریتی و چالشهای سرمایه در بورس ایران، در این خصوص خاطرنشان ساخت: در سال گذشته برخی از سهمها با یک تجدید ارزیابی ساده بیش از هشتاد و یک هزار درصد افزایش سرمایه داشتند! بسیاری از شرکتها به دلیل مسئله مالیات تن به تجدید ارزیابی نمیدهند. از این رو مدیریت سرمایه بحران اقتصاد شده است. وی افزود: چالش بعدی بازدهی منفی و ارزش افزوده صفر است. به دلیل تورم اکثر کسب و کارهای ما بازدهی منفی دارند، ولی در همین اقتصاد میبینیم بانکهای ما ۲۲درصد یا بیشتر سود میگیرند! این سود چه مبنای اقتصادی دارد و از کجا تأمین میشود؟! این سؤال کارشناسان اقتصادی از نظام بانکی است.
لازم است موضوع کارمزد محوری به جای سود محوری در دستور کار بانکها قرار بگیرد. گودرزی در ادامه گفت: موضوع دیگر بهای تمام شده تاریخی است. با هر بحران، مسئله، تهدید و تحریمی عدهای به سرعت سوء استفاده کرده و قیمتهای خود را به روز رسانی میکنند. وقتی ساختمانی ۳۰ سال پیش ساخته شده چرا باید گرانی مصالح روی قیمت این بنا تأثیر گذار باشد؟!
اکثر کشورها بهای تمام شده تاریخی را ملاک قیمت گذاری در بازار قرار میدهند. مدیریت بحران یک کار علمی است و باید بهترین روش اداره امور را جست و جو کرد. این کارشناس اقتصادی در پاسخ به سؤالی درباره صحت آمارهای منتشر شده توسط نهادهای رسمی، اظهار داشت: براساس قانون، ارائه آمارها وظیفه دولت است. مثلاً در حوزه مسکن میبینیم دولت ۲۱ ماه است که آمارهای رسمی را منتشر نکرده است و این جرم است. عدم انتشار آمار یا انتشار آمارهایی که فقط افزایشی هستند درست نیست. وقتی آمار کاهشی است دولت آمارهای رسمی را منتشر نمیکند و قیمتهای پیشنهادی جایگزین میشود.
وی در ادامه گفت: در حوزه مسکن به همین صورت بحران ایجاد کردهاند. باید آمار واقعی خرید و فروش مسکن به مردم ارائه شود، نه قیمت پرانی پلت فرمهای داخلی! آمارهایی که ارائه میشود بعضاً جهت دار است و با واقعیت هم خوانی ندارد. گاهی آمارها برای خوب نشان دادن و یا ایجاد رقابت ناسالم است. مدعی العموم باید مسیر ارائه آمارهای درست را پیگیری کند. مجید گودرزی در پایان گفتوگو تاکید کرد: شرایط برای طبقه متوسط و حقوق بگیران با درآمد ثابت سخت و سختتر شده است. هر کسی قادر به بروز رسانی درآمد خود نیست و همه نمیتوانند کالاها یا خدماتی که ارائه میکنند را با تورم بالا و پایین کنند. البته در کشور ما پایین آمدن قیمت معنایی ندارد و قیمتها بالا میرود. امروز سرنوشت همه با هم مرتبط است و ما نیازمند وفاقی ملی هستیم. هیچ کسی از افزایش قیمت سود نخواهد کرد. تورم سود نیست، حتی کسی که کالا یا خدماتش را با قیمتی بالاتر عرضه میکند، باید خودش هم هزاران کالا یا خدمات دیگر را از همین اقتصاد با قیمت بالاتر خریداری کند.