رئیس تیم مذاکرهکننده در مورد گرفتن امتیازات با موشک نه با مذاکره، دست نکشیدن از بستن تنگه هرمز، قابل مذاکره نبودن پروژه هستهای و موجودی اورانیومهای غنیشده، دریافت غرامت ۳۰۰ میلیارد دلاری و اظهار نظرهای مشابهی که فیالواقع با هدف سنگاندازی در مسیر نهایی شدن تفاهمنامه ابراز میشود.
هر بار رشتهای که دو طرف را در مذاکره به هم نزدیک میکند، به یکباره گسسته میشود که معطوف به باورمندی و پایبندی تصمیمسازان بر اصول محوری و تغییرناپذیر ایدئولوژی جمهوری اسلامی، از جمله نابودی اسرائیل و ستیز با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکاست که مانع توافق یا تفاهم شده است.
چنانچه با وجود اما و اگرها تفاهمنامه پیش رو حاصل شود، امید دستیابی به یک توافق جامع پس از ۶۰ روز تردیدآمیز است. این ۶۰ روز در واقع استمرار آتشبس ناپایدار کنونی است تا زمان، وقوع جنگ را به تعویق اندازد؛ از منظر آمریکا مسابقات جام جهانی در فضای بیتنش و آرام برگزار شود و جمهوری اسلامی نیز به تجدید و تقویت مواضع نظامی خود بپردازد.
اما با توجه به بالا گرفتن تنش در منطقه، جنگ موشکی و پهپادی بین طرفین بهصورت روتین درآمده و آتشبس لرزان مذاکرات را سستتر و بلاوجه ساخته که هر لحظه آغاز کارزار دیگری را محتمل میسازد.
شکاف بین خواستههای طرفین مبنایی و بنیادین است که قابل حلوفصل نیست. تصویب نفس توافق با آمریکا بهعنوان سرکرده استکبار جهانی و شیطان بزرگ، و اسرائیل که در نهایت دستیابی به یک توافق جامع بدون رضایت او تردیدآمیز است، در جمهوری اسلامی تابو است.
این تابو با دستیابی به یک توافق موقت زائل نمیشود، بلکه فرصتی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار میدهد که از ولایت فقیه به عنوان یک توتم مقدس در برابر هرگونه هتک حرمتی حفاظت کند.
سخنگوی وزارت خارجه میگوید: «ما در مورد مسائل هستهای و اورانیوم صحبت نمیکنیم، ما در مورد پایان جنگ گفتوگو میکنیم!» بدون گفتوگو در مورد مسئله هستهای، موشکهای بالستیک و نیروهای محور مقاومت که گرانیگاه و اساس تهاجم خونبار آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی بوده است، چگونه جنگ را تمام میکنید؟
مادامیکه چنین تفکری حاکم است، دستیابی به صلح بیش از آنکه واقعیتی سیاسی باشد، به یک شوخی شبیه است تا حل معضلات و بحرانهای برهمافزای خارجی و داخلی که بر اقتصاد و انحطاط اجتماعی فشار میآورد.
اظهارات ضد و نقیض طرفین، ترکیبی از دیپلماسی و جنگ را پدید آورده که منطقاً قابل استمرار نیست؛ زیرا با برهمافزایی و سینرژی کشورهای زیاندیده که بخش بزرگی از اقتصادشان وابسته به آبراه طبیعی هرمز است، عنصر دانایی و خردمندی جدیدی شکل میگیرد که تا قبل از آن وجود نداشته و قادر به بازگشایی هر گره کوری، از جمله گشودن تنگه هرمز، خواهد بود که در این راستا جمهوری اسلامی هزینه پرداخت خواهد کرد.
گرچه سیاست نه جنگ، نه صلح به یُمن آتشبسی که ترامپ بر مبنای سیاستهای ابهامآمیز و گمراهکننده شکل داده، مورد استقبال است و تداوم آن به نفع جمهوری اسلامی است، اما موجبات آشکار شدن تمایز و تفارق دیرپای دیدگاههای دو جناح اصلی را در عرصه سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد و دیگر حوزهها فراهم ساخته و انتقادات متقابل را تا سطوح بهکارگیری ادبیات مبتذل و نادرست و اتهامزنی، بهویژه در خصوص تداوم مذاکرات، بالا برده است. بنا بر علم و تجربه، بهویژه در زمان دولت ضعیف، برهمافزایی بحرانهای داخلی، ناترازیها، گرانی و تورم، سقوط طبقه متوسط به سطوح فقر اقتصاد را هدف قرار خواهد داد. طبیعی است که در راستای بقا، اولویت در تخصیص منابع، تأمین مالی و لجستیکی جنگ و تقویت سامانههای آفندی و پدافندی خواهد بود.
این در حالی است که محدودیت منابع هر روز به واسطه بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی که بنا بر تصمیم اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، محاصره مالی هم بر آن افزوده شده، بیشتر میشود.
رویترز، به استناد گزارش شرکت ردیابی نفتکشها، بارگیری نفت ایران را در ۲۴ روز ماه ژوئن کمتر از ۲۴۰ هزار بشکه ارزیابی کرده که کمتر از مقداری است که پس از خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ اتفاق افتاد.
این در حالی است که یکسوم ظرفیت گاز ایران نیز از بین رفته، بخش بزرگی از صنایع پتروشیمی و فولاد از کار افتاده و وضعیت رکود تورمی، عملاً کالای کمتر به بنادر ایران وارد نمیشود که اثرات دیرهنگام بر اقتصاد آشکار خواهد شد.
سیاست خارجی با حمله آمریکا، جنگ را منطقهای کرده و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، مخصوصاً امارات که هاب تجاری و گرهگشای معضلات ناشی از تحریمهای ما بود، را به دشمن سوق داد. ممکن است یک ائتلاف فرامنطقهای علیه ایران شکل گیرد و کشور را منزویتر از گذشته کند.
بدیهی است برونرفت از این وضعیت که خیر و صلاح مردم را در بر گیرد، با انعطافپذیری در سیاست خارجی امکانپذیر است. کشورهای منطقه از آغاز جنگی دیگر نگرانند. بیشک با جلب اعتماد آنان و انعطاف در سیاست خارجی، آنها در برونرفت جمهوری اسلامی از گیر و دار این جنگ حمایت خواهند کرد.