نخستین ضرورت امروز کشور، ایجاد فرماندهی واحد و مقتدر اقتصادی است. هیچ جنگی، حتی جنگ اقتصادی، بدون فرماندهی منسجم قابل اداره نیست. اکنون یکی از مهمترین مشکلات کشور آن است که اساساً معلوم نیست فرمانده اصلی اقتصاد کیست و مرکز تصمیمگیری نهایی کجاست. تعدد مراکز قدرت، موازی کاری نهادها، تصمیمهای متناقض و فرسایش بروکراسی، توان ملی را کاهش داده است. در شرایط عادی نیز این وضعیت آسیبزا بود، اما در وضعیت جنگ اقتصادی میتواند به یک تهدید ملی تبدیل شود.
خروج از وضعیت منازعه
یکی از خطاهای تحلیلی این روزها، استفاده از واژه «پساجنگ» درباره ایران باشد. واقعیت آن است که ما هنوز وارد دوره پساجنگ نشدهایم. فقط از میدانی به میدان دیگر منتقلشدهایم. تا زمانی که رویکرد غرب به رهبری آمریکا نسبت به ایران دچار تغییر بنیادین نشود، کشور همچنان در وضعیت منازعه باقی خواهد ماند، با این تفاوت که جنگ از شکل نظامی و امنیتی آشکار، به عرصهای پیچیده، فرسایشی و عمیق یعنی جنگ اقتصادی و روانی منتقلشده است.
تضعیف بنیانهای اقتصادی و روانی
نشانههای این تغییر فاز را میتوان بهوضوح پس از تشدید محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی اخیر مشاهده کرد. در این مرحله، هدف اصلی فرسایش جامعه و تضعیف تدریجی بنیانهای اقتصادی و روانی کشور است. پروژهای که میکوشد از دل بحران معیشت، ناامیدی اجتماعی و آشفتگی اقتصادی، جامعه را به سمت بیثباتی داخلی سوق دهد. اتفاقا بخش مهمی از ادبیات سیاسی ترامپ و جریانهای تندرو آمریکایی در سالهای اخیر نیز بر همین گزاره استوار بوده است که ایران را باید در وضعیت فشار مستمر رها کرد تا از درون دچار فرسایش شود.
از تعارف با بحران دستبرداریم
حقیقت این است که حتی اگر جنگ و تحریم هم وجود نداشت، اقتصاد ایران با دشواریهای انباشته و مزمنی مواجه بود که سالها بر زمینمانده است؛ از فرسودگی زیرساختها و بحران نظام بانکی تا آشفتگی تصمیمگیری اقتصادی، کاهش سرمایه اجتماعی، تضعیف بخش خصوصی و گسترش بیاعتمادی عمومی. اکنون این مشکلات در شرایط جنگ اقتصادی، چند برابر حساستر و تعیینکنندهتر شدهاند. بااینحال، هنوز باید امیدوار بود، مشروط بر آنکه واقعیت را همانگونه که هست ببینیم و از تعارف با بحران دستبرداریم.
اقتصاد درگیر جنگ، نیازمند ساختار و قواعد متناسب با شرایط جنگی است. نمیتوان با فرایندهای فرسوده، تصمیمگیریهای کند و بروکراسی سنگین، در برابر جنگی ایستاد که هر ساعت آن میتواند بر معیشت میلیونها نفر اثر بگذارد. امروز سرعت، شفافیت، انسجام و اعتماد عمومی، بخشی از مؤلفههای امنیت ملی هستند.
بازسازی اعتماد عمومی
در کنار این مسائل، بازسازی اعتماد عمومی نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد. جامعهای که احساس کند نابرابری و تبعیض وجود دارد، صدایش شنیده نمیشود و هزینهها ناعادلانه توزیعشده است، در برابر فشارهای اقتصادی فرسوده خواهد شد. مردم ایران در طول دهههای گذشته بارها نشان دادهاند که در شرایط دشوار، ظرفیت ایستادگی و مقاومت دارند، اما این مقاومت بدون امید و بدون احساس مشارکت پایدار نمیماند. مبارزه واقعی با فساد، شفافسازی نهادهای اقتصادی، اصلاح نظام بانکی و کاهش رانت، امروز به بخشی از ضرورتهای حفظ ثبات اجتماعی تبدیلشدهاند.
احیا سیاست خارجی
سیاست خارجی ایران نیز ناگزیر از ورود به مرحلهای تازه است که در آن، اولویت اصلی باید توسعه ملی و منافع مستقیم مردم باشد. کشور نیازمند آن است که میان الزامات امنیتی و نیازهای اقتصادی جامعه تعادل ایجاد کند. تردیدی نیست که امنیت برای ایران یک ضرورت حیاتی است، اما امنیت پایدار در دنیای امروز بدون رفاه نسبی، توسعه اقتصادی و رضایت اجتماعی دوام نخواهد آورد. هنر حکمرانی در سالهای آینده دقیقا در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ ایجاد توازن میان امنیت، توسعه و رضایت عمومی. در همین چهارچوب، تعمیق روابط با آسیا، مدیریت تنش با غرب، تقویت همکاریهای منطقهای و حرکت به سمت نوعی نظم مبتنی بر همزیستی و عدم تعرض در خلیجفارس، میتواند بخشی از فشارهای موجود را کاهش دهد. جهان امروز، جهان ائتلافهای منعطف و رقابتهای مدیریتشده است و ایران نیز ناچار است با واقعبینی بیشتری مناسبات منطقهای و بینالمللی خود را تنظیم کند.
ظرفیت تاریخی جامعه ایرانی
با همه این دشواریها، هنوز یک سرمایه بزرگ برای ایران باقیمانده که ظرفیت تاریخی جامعه ایرانی برای عبور از بحرانهاست. ایران یک جامعه ریشهدار تاریخی است که بارها از پیچهای دشوار عبور کرده و دوباره برخاسته است. آنچه امروز بیش از تحریم و فشار خارجی میتواند خطرناک باشد، عادی شدن ناکارآمدی و تأخیر در تصمیمگیری است.
تصمیمات سخت
کشورها همیشه با کمبود منابع سقوط نمیکنند، گاهی با کمبود اراده، تدبیر و شجاعت در تصمیمگیری فرسوده میشوند. اگر امروز عقلانیت، انسجام، شفافیت و بازسازی اعتماد عمومی در مرکز حکمرانی قرار گیرد، هنوز میتوان از این مرحله دشوار عبور کرد. آینده ایران، به کیفیت تصمیمهایی بستگی دارد که در همین روزهای سخت گرفته میشود.