جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین و کارشناس روابط بینالملل دراینباره میگوید: «آنچه امروز در جریان است یک مذاکره دوجانبه نیست، بلکه ترکیبی از جنگ روانی، فشار اقتصادی، تهدید نظامی، عملیات رسانهای و تلاش برای ایجاد محاصره در حوزههای مختلف است. مسیر آتشبس شکننده است و هر تحول منطقهای میتواند روند مذاکرات را تغییر دهد.» در ادامه گزیده نظرات وی را میخوانید.
وضعیت فرسایشی
مشکل به شخصیت خودشیفته ترامپ و نوع نگاه او به قدرت در نظام بینالملل برمیگردد. او بر این باور است که، چون حزبش در کنگره اکثریت دارد و خودش نیز رئیسجمهور ایالاتمتحده آمریکاست، بهعنوان قدرت برتر نظامی و اقتصادی جهان میتواند در موقعیتی قرار گیرد که به سایر کشورها دستور بدهد و آنها نیز تبعیت کنند.
اما واقعیت این است که در عمل، چنین نگاهی با پیچیدگی واقعی نظام بینالملل همخوانی ندارد. حتی در مواجهه با سران اروپا نیز تلاش کرد با ادبیات تحکمی و سلسلهمراتبی رفتار کند، اما این رفتار در عمل نتیجهای مطابق انتظار او نداشت.
در منطقه نیز، او تحت تأثیر تحلیلهای اسرائیل مبنی بر اینکه با فشار، تهدید و حتی اقدامات امنیتی و نظامی میتوان ایران را دچار فروپاشی یا تغییر کرد، قرار گرفت. البته این روند به نتیجهای که انتظار داشتند، نرسید. محاصره دریایی یا فشار بر مسیرهای تجاری و کشتیرانی نیز جواب نداد. بااینحال، ایران در برابر این فشار با ترکیبی از مقاومت، مدیریت بحران و دیپلماسی فعال عمل کرد.
درنتیجه، نهتنها ساختار سیاسی و امنیتی ایران حفظ شد، بلکه توان منطقهای و عملیاتی آن نیز همچنان فعال باقی ماند و در برخی حوزهها حتی تقویت شد. بنابراین، امروز با وضعیتی مواجه هستیم که نه به سمت فروپاشی یا تغییر قهری حرکت کرده و نه به سمت توافق سریع؛ بلکه در یک وضعیت فرسایشی و پیچیده قرار دارد.
جنگ روانی
بخش مهمی از راهبرد طرف مقابل مبتنی بر جنگ روانی و فشار چندلایه است. هدف این بوده که ایران از طریق تهدید نظامی، فشار سیاسی، عملیات رسانهای و ایجاد محدودیتهای اقتصادی و حتی تلاش برای کنترل مسیرهای دریایی و ایجاد نوعی محاصره در موقعیت ضعف قرار گیرد.
در همین چارچوب، تلاشهایی برای فشار بر تنگهها و مسیرهای حیاتی تجارت دریایی نیز مطرحشده است تا از این طریق هزینههای اقتصادی و سیاسی افزایش یابد و ایران به پذیرش خواستهها تن دهد.
اما در مقابل، ایران با عقلانیت در دو سطح عمل کرده است: از یکسو در حوزه نظامی توان بازدارندگی خود را حفظ کرده و از سوی دیگر، در حوزه دیپلماسی فعال باقیمانده است. همین ترکیب باعث شده فشار به نتیجه نهایی نرسد.
نکته مهم این است که ایران نهتنها در برابر فشارها عقبنشینی نکرده، بلکه در برخی حوزهها توانسته مدیریت مسیرهای دریایی و تعاملات منطقهای را نیز در دست داشته باشد و همین موضوع باعث افزایش پیچیدگی معادله برای طرف مقابل شده است.
از طرف دیگر، همراهی کامل کشورهای منطقه با این سیاستها وجود نداشته و همین مسئله باعث شده طرحهایی مانند محاصره دریایی یا فشار حداکثری عملاً بهطور کامل اجرایی نشود و بیشتر در سطح تهدید یا جنگ روانی باقی بماند.
گزینه نظامی
گزینه نظامی همچنان بهعنوان یک ابزار فشار در ادبیات سیاسی وجود دارد، اما اجرای آن با محدودیت مواجه است. از یکسو، آمریکا و متحدانش تلاش کردهاند با استقرار نیرو در منطقه و ایجاد فشار نظامی و امنیتی، نوعی بازدارندگی یا آمادگی برای اقدام احتمالی ایجاد کنند. اما در عمل این وضعیت نشان میدهد که تصمیمگیری برای جنگ ساده نیست.
از سوی دیگر، کشورهای منطقه ازجمله عربستان، قطر و برخی بازیگران دیگر، تمایل چندانی به ورود به درگیری ندارند و تلاش میکنند تنش کنترل شود. حتی برخی کشورها که پایگاههای آمریکا در آنها مستقر است، در عمل همراهی با سناریوهای تهاجمی ندارند.
در کنار این موارد، ایران نیز با توجه به توانمندیهای دفاعی و منطقهای خود، شرایطی ایجاد کرده که هرگونه اقدام نظامی را با ریسک بالا مواجه میکند.
بنابراین، آنچه بیشتر مشاهده میشود استفاده از گزینه نظامی بهعنوان ابزار فشار و تهدید است، نه یک سناریوی عملی قطعی برای اقدام گسترده.
شکلگیری توافق محدود یا مرحلهای
طرف آمریکایی به دنبال کسب یک دستاورد قابلارائه در عرصه سیاسی داخلی خود است؛ دستاوردی که بتواند بهعنوان موفقیت در سیاست خارجی معرفی شود. اما اختلافات بنیادی میان دو طرف همچنان پابرجاست. ایران بر مواضع اصولی خود، ازجمله بر حفظ ۴۰۰ کیلو اورانیوم با غنای ۶۰ درصد و حق غنیسازی و فعالیتهای هستهای صلحآمیز تحت نظارت بینالمللی، تأکید دارد و بارها اعلام کرده که زیر فشار حاضر به عقبنشینی نیست.
در چنین شرایطی، رسیدن به یک توافق جامع و پایدار، دشوار است. در مقابل، محتملترین سناریو شکلگیری توافقهای محدود، مرحلهای یا نوعی آتشبس بلندمدت است که بتواند از شدت تنش بکاهد، اما اختلافات بنیادین را حل نکند. این روند وابسته به تحولات منطقهای و بینالمللی است و هر تغییر در موازنه قدرت میتواند مسیر مذاکرات را دگرگون کند؛ بنابراین وضعیت همچنان شکننده و غیرقابلپیشبینی باقی میماند.
برگرفته از اقتصادآنلاین